آقای حسن روحانی، این نامه بی پرده وسرگشاده کارگری است که ۲۵ سال درمملکت ( درسخت ترین مشاغل، تعمیرات دستگاهای سنگین صنعتی مکانیک، هیدرولیک و جرثقیل و در بدترین شرایط آب وهوا دربندرعباس و ساوه ) زحمت کشیده است وبیش از ۵ سال ( از فروردین سال ۸۷ تا کنون ) در بدترین شرایط اقتصادی، بیکار می باشد. بیش از ۵ سال است که بارها مرگش را آرزو کرده است، کورسوی روزنه امید، خفت زنده ماندن را بر او تحمیل کرد و گرنه امروز مرگ و زندگی برایش یکسان است.

آقای حسن روحانی

اگر چه بزرگوارانه به کارگران وعده دادید که غرامت کاهش دستمزد سال ۹۲ را پرداخت می کنید! باید بدانید این غرامت، کمترین مطالبه طبقه کارگر است. غرامت و مابه تفاوت ۱۲ سال عدم تناسب دستمزد با تورم رسمی اعلام شده. غرامت میلیونها کارگر جوان بیکار و اخراجی. غرامت و تاوان حقوقهای معوقه. غرامت و خون بهای هزاران کارگر افغانی و ایرانی مجروح، معلول و کشته شده. غرامت به کارگرانی که فقط به جرم دفاع از حقوق شان زندانی شدند. غرامت به کارگرانی که قانون و طرح مشاغل سخت و زیان آوردر مورد آنها اجرا نشد. غرامت به کارگران ساختمانی به علت عدم بیمه آنها. غرامت به بازنشستگان به علت دیرکرد اضافه حقوق و عدم تناسب حقوق آنها با تورم واقعا موجود. غرامت به کارگران و خانواده های کارگری که در این ۳۵ سال در اثر سیاستهای حاکم آبرو، حیثیت وشرافت آنها صدمه دیده است و…. این غرامتها باید توسط دولت و نظام جمهوری اسلامی به کارگران پرداخت شود.

آقای حسن روحانی

شما به خوبی می دانید درسایه نظام جمهوری اسلامی بیش از ۳۵ سال است که از استثمار و غارت دسترنج کارگران و زحمتکشان عده ایی سرمایه دار مفت خور، به خدایگانی قدرتمند تبدیل شده اند که هیچ حقی برای انسانها قائل نبوده و نیستند ودر این مدت با استثمار وحشیانه خود، با گرانی و تورم افسارگسیخته، طبقه کارگر و جامعه را به نابودی کشانده اند به نحوی که امروز خشم و انزجار کارگران از وضعیت موجود بر کسی پوشیده نیست. کارگران می دانند وعده های شما در حد شعارهای عوام فریبانه دولتهای موسوی، رفسنجانی، خاتمی واحمدی نژاد باقی خواهد ماند. ۳۵ سال کار و زندگی نکبت بار، در جامعه ایی سراسر از ابتذال، دروغ و ریاکاری به کارگران آموخته است به قدرت حاکم اعتماد نکنند و فقط با مبارزات متحدانه، پیگیر و سراسری می توانند غرامتها، لغو قرارداد ننگین موقت و مطالبات اولیه و بدیهی خود شامل، حقوق معوقه، حق دستمزد عادلانه، حق بیمه بیکاری، حق کارهای سخت و زیان آور، حق تجمع، اعتراض، اعتصاب و تشکل، حق داشتن آزادی بیان و مطبوعات و بطور کلی حق داشتن یک زندگی شرافتمندانه انسانی را بدست بیاورند. شما بازی بزرگ انتخابات را برده اید اما خوب می دانید بحران بیکاری، بحران گرانی، بحران تورم و بطور کلی بحران عمیق اقتصادی اجتماعی در چهارچوب وضعیت موجود نقطه پایانی ندارد. نفرت اجتماعی به اوج خود رسیده و آستانه تحمل کارگران را به مرز انفجار رسانده است، فریب و سرکوب کارگران نیز دیگر چاره ساز نیست. شاید پیام شادی هزاران جوان طلبکار و خواهان تغییر را درمرکز شهر گرفته باشید، اما سکوت و خاموشی مطلق محله های کارگر نشین حومه تهران پیام روشنی دارد این پیام آشکارا می گوید تاحالا کسی نیامده است دردی از ما درمان کند یا گرهی ازکار ما بگشاید ما کارگران باید دست دردست هم بگذاریم و به نیروی قدرتمند اجتماعی خود تکیه کنیم و یکپارجه و مصمم، مبارزات پیگیر خود را برای معیشت و شرافت، قاطعانه ادامه دهیم و منتظر وعده های سرخرمن نباشیم این وعده ها هرگز سبز نخواهند شد.

شاپور احسانی راد – نماینده اخراجی کارگران نورد پروفیل ساوه و عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۲۸ خرداد ۹۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)