زن،ناموس هیچکس نیست!

تبعیض جنسیتی یا جنسیتزدگی به معنی هرگونه قضاوت یا تبعیض بر اساس جنسیت فرد است. در این باور یک جنسیت،،پایینتر و درجه دوم تلقی میشود.

یکی از جنبههای مهم تبعیض جنسیتی،خشونت جنسی و جنسیتیمیباشد که شامل خشونتهایی است که به دلیل جنسیت یک فرد بر او اعمال میشود.زنان و دختران و جامعه رنگینکمانیها( ال جی بی تی) قربانیان اصلی خشونتهای جنسیتی میباشند.

این خشونتها شامل آزارهای جسمی،کلامی و روانی،تهدید،تجاوز و قتل میباشند.قتلهای ناموسی آینه تمام نمای این خشونتها میباشد .

دختر شانزده ساله کرمانشاهی،توسط پدرش با ضربات متعدد چاقو کشته شد.

رومینا اشرفی، دختر سیزده ساله تالشی توسط پدرش با داس سربریده شد.

ریحانه عامری، دختر بیستودو ساله کرمانی به دست پدرش با میله آهنی به قتل رسید.

فاطمه فرحی، در آبادان توسط همسرش که پسرعموی وی نیز بوده ، به قتل رسیده است.

علی فاضلی منفرد، بیست ساله به ظن همجنسگرا بودن توسط اعضای خانوادهاش در اهواز به قتل رسید.

گلاله شیخی، دختر سقزی که توسط نامزدش به قتل رسید و جسدش در آتش سوخت.

این نامها تنها چند نام از لیست بلند افرادی است که قربانی کوتهفکری نظام مردسالارانه شدهاند.

تنها از ابتدای سال جاری تا کنون نه زن و دختر در شهرهای مختلف کوردنشین ایران به قتل رسیدهاند. استانهای خوزستان،کردستان،ایلام و سیستانوبلوچستان در ردههای بالا رتبهبندی قتلهای ناموسی قرار دارند.خبرگذاری ایسنا در آذرماه سال یکهزار و سیصدو نود و هشت ،طی گزارشی به استناد تحقیقات دانشگاهی نوشت که سالانه بین سیصد و هفتاد و پنج تا چهارصدوپنجاه مورد قتل ناموسی در ایران رخ میدهد.بنابراین گزارش <<قتلهای ناموسی>> حدود بیست درصد از کل قتلها و پنجاه درصد از قتلهای خانوادگی در ایران را تشکیل میدهند،اما آمار واقعی این قتلها مشخص نیست،تنها در دهه گذشته به مدد فضای مجازی چندین فقره از این قتلها رسانهای شدهاند و اکثر این قتلها یا خودکشی جلوه داده میشوند یا خودسوزی و خودکشیهایی میباشند که تحت فشار و اجبار خانواده و با اعمال زور و تهدید اتفاق میافتند.

با تسلط فرهنگ مردسالارانه بر جامعه ایران و حمایت حاکمیت ایران  از این قتلها به واسطه خلاءهای قانونی موجود در حمایت از زنان ، فضای خانه و محیط خانواده برای زنان ناامن شده است و این خشونتها جنبهای قانونی به خود گرفته و صدای زنان را در نطفه خفه میکنند. واژههای بی پایه و اسای چون آبرو و ناموس به دستآویزی به اعمال خشونتهای جسمی و روانی و حتی کشتن زنان توسط مردان خانواده تبدیل شده است.در نظام مردسالارانه،مردان مالک زنان به حساب میآیند. زنان نه به عنوان انسانهایی آزاد و دارای قدرت تصمیمگیری بلکه به مثابه یک شی و جزئی از داراییهای مردان خانواده دانسته میشوند و در صورت انجام هرکاری که موجب خدشه وارد کردن بر آبرو و حیثیت مردان خانواده شوند،مجوز قتل خود را صادر کرده اند. طلاقگرفتن،مقاومت در برار ازدواج اجباری،مورد تجاوز قرار گرفتن و یا دوستی و برقراری رابطه با جنس مخالف همگی میتوانند در یک فرهنگ مردسالار و زن ستیز،برای کشتن یک زن ،دلیل کافی باشند. زمانی که یک زن جز داراییهای مردان خانواده باشد ، باید طبق خواسته و نظر آنها زندگی کند و هرگونه سرپیچی و مقاومت در برابر خواستههای آنها با مجازات روبهرو خواهد شد. گاها این قتلهای ناموسی به صورت سازماندهی شده و با هماهنگی و رضایت همه اعضا خانواده انجام میشود یا با تحریک و همکاری دیگر مردان فامیل چون پسرعموها ،توسط پدران و همسران انجام میشود زیرا به دلیل وجود خلاءهای قانونی و نبود قوانین حمایت از زنان ،عموما پدران و همسران بدون ترس از عواقب اعمال خود دست به این جنایات میزنند. ایران،جزء محدود کشورهاییست که به کنوانسیون سازمان ملل برای رفع هرگونه تبعیض علیه زنان ملحق نشده است.وجود قوانین زنستیز و نبود قوانین حمایت از زنان ،نتیجه ای جز قربانی شدن زنان نداشته است.

طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی،پدر در جایگاه ولی دم در قتل فرزند قصاص نمیشود بلکه قصاص تبدیل به دیه و تعزیز میشود و همچنین مواد۱۱۸۰ و ۱۱۸۱ قانون مدنی ،حق ولایت را برعهده پدر و جد پدری گذاشته و مادر را ولی فرزند به حساب نمیآورد.

طبق ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی،اگر مردی ادعا کند که زنش را در حین خیانت دیده و سپس کشته است با این استدلال که <<زن زناکارمهدومالدم>> است ،هم از مجازات و هم از پرداخت دیه معاف است.

این قوانین ضد زن در کنار نظام مردسالارانه حاکم بر جامعه ایران ،همگی بستری را فراهم کردهاندتا خانه و جامعه را بهقتلگاه زنان تبدیل کنند. مردان،زنان خانواده خود را ناموس و دارایی خود دانسته و وظیفه حفظ و نگهداری از آنان را بر دوش خود میدانند و با تکیه بر این قوانین ضد انسانی ،حق آزادی و حتی حیات را از آنان سلب میکند.این در حالیست که حکومت جمهوری اسلامی ایران که حکومتی استبدادی است با ترویج هرچه بیشتر فرهنگ مردسالارانه از یک سو و وضع قوانینی از این دست ،آشکارا از خشونت علیه زنان و قتلهای ناموسی حمایت میکند و از غیرت مردان ایرانی چوبی ساخته که هربار سهمگینتر بر تن زنان فرود میآید.به راستی چند زن دیگر باید قربانی شوند ،چند مادر عزادار و چند فرزند بی مادر شوند تا زنان ایرانی دیگر ناموس کسی نباشند ؟ امید است با آموزش و فرهنگسازی صحیح ، نسل آینده ، نسلی آگاه  باشد و برابری حقوق زن و مرد را  در قانون و در عمل به رسمیت شناخته و به آن پایبند باشد. ابتداییترین حق هر انسانی است که به واسطه جنسیت یا گرایش جنسیاش مورد آزار و خشونت قرار نگیرد. به امید روزی که واژههای سخیفی چون ناموس،آبرو و غیرت ،انسانی را به کام مرگ نکشانند.

سارا افراسیابی

کارشناس ارشد روانشناسی عمومی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)