آندره ژید André Gide‏ ‏(۱۸۶۹ – ۱۹۵۱) نویسندهٔ فرانسوی و برنده جایزه ادبی نوبل در سال ۱۹۴۷  سفرنامه ای دارد به نام «بازگشت از شوروی» Retour de l’URSS که توسط جلال آل احمد به فارسی ترجمه شده است.
آندره ژید از مصیبتهای جنگ (و بیکاری و فقر و بیماری که در پی داشت) تاثیر گرفته بود. با اینحال امید بر وی غلبه داشت و همیشه می‌گفت بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که می‌بینی.
در دوران او اندیشه های کارل مارکس و جنبش های کارگری و سوسیالیستی بر سر زبانها بود و نویسندگان با موضعگیری و آثار خود نشان می‌دادند که کنار تهیدستان ستمدیده هستند یا به اردوی مقابل تعلق دارند. آندره ژید جانب ستمدیدگان را گرفت.
در روسیه انقلاب شده بود و روشنفکران چشم به سوی مسکو داشتند.
آندره ژید پیش از آنکه راهی آنجا شود سفری به کشور های کنگو و چاد از مستعمرات آنوقت فرانسه داشت و در سفرنامه اش از مظلومیت آفریقا و دنائت استعمارگران بسیار نوشت.
ولی در سفر به شوروی سراسر شوق بود و با این تصور بدآنجا قدم نهاد که آرزو های مردم شوروی رو به برآورده شدن است. اما واقعیت او را از خوشباوری بیرون آورد و کم کم سخن به انتقاد گشود و نوشت غمی ناشناخته دلم را می‌فشرد، و مرا در این تردید نهاده که در برگشت به پاریس، چه باید بگویم؟ چطور می‌توانم اعتراض ها و ایراد ها را پنهان کنم؟ و تایید کنان از آنچه در شوروی دیده ام دروغ بگویم؟
نه ـ کاملا احساس می‌کنم که با چنین رفتاری در عین حال که به شوروی خدمتی نکرده ام ـ نسبت به هدفی نیز که در شوروی از آن دم می‌زدند، خیانت کرده ام.
دولتیان می‌خواستند به من جا های را نشان بدهند که از پیش آماده شده بود اما من می‌خواستم جاهایی را هم ببینم که چنین آمادگی، تهیه دیده نشده بود.
متاسف شدم که در اتحاد شوروی یک اثر هنری هزاری هم که زیبا و عالی باشد، اگر طبق دستور نباشد، ملعون و مطرود خواهد بود.
زیبایی در شوروی درست به عنوان یک ارزش بورژوایی مورد توجه قرار می‌گیرد و یک هنرمند هزاری هم که نابغه باشد، اگر اهل مدح و ثنا نباشد، بفرموده، نظر جمع از او پر می‌گردد و مطرود می‌شود.
آندره ژید با اینکه در طرح انتقادات و اعتراض های خویش نشان داد که دشمن اتحاد شوروی نیست. اگرچه با دلسوزی و همنوایی و احترام، پاره یی از ناهنجاری ها و روشهای ناپسند را انتقاد و سرزنش کرد. اما از سوی حزب کمونسیت و کسانیکه استالین برایشان خدا بود، با جوسازیهای وحشتناکی روبرو شد و پشت سرش صفحه گذاشتند که مادرش دختر یکی از بورژواهای ثروتمند نرماندی بوده، منحرف کننده جوانان و خلاصه فاسد است و…
مآمور فلان سرویس اطلاعاتی هم بوده و ما پیشتر می‌خواستیم افشایش کنیم و…
مرتجعین حتی زیر پای «رومن رولان» Romain Rolland (نویسنده ژان کریستوف و جان شیفته) هم نشستند تا علیه وی بنویسد و متاسفانه او با اینکه می‌دانست آندره ژید نویسنده دردمندی است و در آن کتاب جز واقعیت را گزارش نکرده، اما چنین کار پلیدی را کرد و به صف امضاکنندگان علیه او پیوست و به آندره ژید فحش داد. آندره ژیدی که در خلوت خویش مثل کف دست می‌شناخت ناگهان حامل همه مفاسد شد و نوکر بی جیره و مواجب سرمایه داری…
می‌گویند رومان رولان اواخر عمرش از اینکه قلمش و زبانش را آلوده کرده بود بسیار رنج می‌برد. او هفت سال پیش از مرگ آندره ژید، درگذشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)