درخت نخل درخت خاصی است! چیزی شبیه آدمیزاد. نخل تنها درختی است که اگر سَرش را قطع کنی میمیرد! بر خلاف همهی درختان که اگر سرشان را بزنی، بار و بَرگشان بیشتر هم میشود. اما نخل نه! مهم نیست ریشهاش در خاک سالم باشد، نخلِ بی سر میمیرد! آب هم اگر از سَر نخل بگذرد و به زیر آب فرو رود، خفه میشود و میمیرد! نخل و گاو اعضای خانوادهاند.

بر أساس روال گذشته رژیم جنایتکار حاکم بر ایران بجای تمکین به مطالبات مردم، با درندگی و وحشت آفرینی و با استفاده از سلاح جنگی نیروی انتظامی نظام اسلامی علیه معترضان غیر مسلح خوزستان! دست به سرکوب گسترده تر جهت جلوگیری از گسترش این اعتراضات و سرایت ان به دیگر مناطق ایران و رسیدن صدای رسا و به حق مردم خوزستان به مناطق دیگر، اقدام به اعزام نیروهای نظامی و امنیتی برای سرکوب از استانهای همجوار نموده است.
قطع آب بروی مردم و خشکاندن رودخانهها و تالابهای موجود در این منطقه موجب تشنگی انسانها، مرگ هزاران گاو و گاو میش، نابودی نخلها، تخریب اراضی کشاورزی و تولید ریزگردها و ایجاد مشکلات تنفسی و بیکاری و آوارگی صدها هزار کارگر موسمی و ماهیگیران و نابودیی بیش از ۲۷۰ نوع ماهی و انواع پرنده، و لاکپشت، و تخریب اکوسیستم منطقه، بوسیله حکومت اسلامی شده است.
قطع آب برروی مردم این خطه در حالی است که بنا به گزارشات ماهوارهای حوضچههای پشت سدهای بی رویهای که بر رودخانههای کارون و کرخه احداث شدهاند پر از آب بوده، و کانالهای انحراف آب این رودخانهها به شهرکها و مناطق مرکزی جریان داشته و کماکان ادامه دارد. پروژه ضد انسانی نظام فقاهتی در ایران در محدود کردن سرمایه گزاری تنها درمناطق مرکزی و محروم کردن استانها و مناطق حاشیهای و مرزی کشور موجب خشک شدن رودخانهها در این مناطق، مانند خشک شدن زاینده رود در اصفهان برای مصارف صنعتی و نظامی و اتمی شده است و اکنون عملی کردن پروژه انحراف مسیر آبهای کارون و کرخه و مارون به سمت اصفهان و یزد سبب نابودی زندگی موجودات زنده نباتی و حیوانی و برهم ریختن محیط زیست مناطق آبریز طبیعی این رودخانهها شده است.
امنیتی کردن آب و انتقال آن به مناطق مرکزی این نگرانی را در بین مردم ایجاد کرده که چه بسا اهداف پشت این سیاست در راستای سیاست پاکسازی قومی و اخراج آنها از زمینهای آبا اجدادی خود و کوچاندن آنها باشد. زیرا که همزمان با سیاست انتقال آب، موضوع میلیتاریزه کردن منطقه و تخصیص زمینهای وسیع کشاورزی به سپاه برای ایجاد پایگاههای نظامی در سراسر استان بر روی زمینهای کشاورزان، خشک کردن بخشی از هور العظیم در شمال غرب استان برای حفر چاههای نفت و تبدیل آن به ابر بحران ریزگردها، اجرای چنین پروژهای را برجسته تر نمودن است.
نقض حقوق بشر در حقوق بین الملل
حال آنکه حقوق بین الملل نوین، بدون هر گونه تردیدی، نقص جدی حقوق بشر را از دل نگرانیهای جامعه بین المللی قلمداد میکند. در نتیجه این دل نگرانیهای بین المللی، مجموعهی قابل توجهی از قواعد و سازمانها، هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقهای ایجاد کردهاند. یکی از نگرانیهای حقوق بین الملل همانا حق دفاع مشروع، اعم از فردی و جمعی، در واقع مقدمهی امنیت دسته جمعی است. امنیت دسته جمعی دارای ماهیت تدافعی است نه دارای، ماهیت سرکوب گرانه و در تحول هم اگر ماهیت تنبیهی پیدا کرده باشد در فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد ماهیت دفاعی دارد. باید توجه داشت که امنیت دسته جمعی، به موجب مواد منشور بر کشورهای غیر عضو به سازمان ملل متحد نیز تحمیل میشود و در واقع وضعیتی همه گیر دارد.
ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، افزون بر به رسمیت شناختن «حق دفاع مشروع» مقرر میدارد:
در صورت حملهی مسلحانه علیه مردمان بی سلاح و غیرنظامی … زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را برای حفظ صلح و امنیت بین المللی به عمل آورد، هیچ یک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع مشروع انفرادی یا دسته جمعی اعضاء لطمهای وارد نخواهد کرد. اعضاء باید اقداماتی را که در اعمال این حق دفاع از خود، به عمل میآورند…. دفاع مشروع، اصلی پذیرفته در تمامی نظامهای حقوقی است.
شرایط کلی دفاع مشروع در حقوق بین الملل:
۱- همان گونه که در مادهی ۵۱ تصریح شده است، وقوع حملهی نظامی شرط اصلی برای دفاع مشروع است و هرگونه حملهی پیش گیرانه در این خصوص فاقد ارزش حقوقی بوده و دفاع محسوب نمیشود. دفاع مشروع حتماً باید مسبوق به تهاجم نظامی باشد….
۲- دفاع مشروع ضرورت داشته باشد، یعنی اینکه دفاع مشروع زمانی میتواند انجام شود که راههای دیپلماتیک و غیر نظامی جهت رفع تجاوز وجود نداشته باشد، البته این شرط در اصل عینیت ندارد و معمولاً رعایت نمیشود
۳- میان حمله و دفاع تناسب وجود داشته باشد و در صورت بروز تجاوز، بایستی دفاع مشروع متناسب با آن صورت پذیرد.
۴- دفاع برای آنکه مشروع باشد، باید فوری بوده و با سرعت، متعاقب تجاوز صورت گیرد.
اما به نظر میرسد امروز تنها تفسیر مورد قبول همان تفسیر مضیق توسط دولتها است اساساً تعیین شرایط و حدود دفاع مشروع، همگی بیانگر نیت واقعی دولتها برای محدود نمودن دامنهی اعمال این حق طبیعی است و هرگونه تفسیر گستردهای از این تعریف و شرایط و حدودش مغایر با نیت واقعی این ماده است.
اصل حق دفاع مشروع در حقوق کیفری ایران
دفاع مشروع یا دفاع قانونی حقی است که حقوق کیفری برای اشخاص در مورد دفاع از خود یا افراد دیگر [در صورت نیاز به کمک] در هنگام حمله افراد دیگر قائل شده است. دفاع مشروع در جائی پدید میآید که بهجز ارتکاب جرم هیچ راه دیگری برای دفع خطر ممکن نباشد. در این صورت مدافع نه تعقیب و مجازات میشود و نه ضامن خساراتی است که به بار میآورد. در احکام دفاع مشروع در قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲، در اصل پذیرش و آثار آن تغییراتی به وجود نیامده است. مباحث مربوط به دفاع مشروع در این قانون در مواد ۱۵۶، ۱۵۷ و ۱۵۸ بیان شده است است. موضوع دفاع در قانون جدید بر اساس ماده ۱۵۶ تصریح میدارد: «هرگاه فردی در مقام دفاع از نفس، عرض، ناموس، مال یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر هرگونه تجاوز یا خطر فعلی یا قریب الوقوع با رعایت مراحل دفاع مرتکب رفتاری شود که طبق قانون جرم محسوب میشود، در صورت اجتماع شرایط زیر مجازات نمیشود:
الف) رفتار ارتکابی برای دفع تجاوز یا خطر ضرورت داشته باشد.
ب) دفاع مستند به قرائن معقول یا خوف عقلایی باشد.
پ) خطر و تجاوز به سبب اقدام آگاهانه یا تجاوز خود و دفاع دیگری صورت نگرفته باشد.
ت) توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت عملا ممکن نباشد یا مداخله آنان در دفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود.»
اعتراضات در شهرهای جنوب ایران به ویژه خوزستان، منحصر به بی آبی نیست، بل، این مردمان نسبت به ادامه تمامیت حاکمیت اسلامی معترضاند. همچنین نقض فاحش تعهدات نظام فقاهتی اسلامی در حفظ جان انسانها، و استفاده از سلاح جنگی در مقابل معترضان غیرمسلح، برای جان آنان تهدیدی جدی است.
در حقیقت این انفجارِحق، واکنشی است به ادامه حیات خونین نظام توتالیتر اسلامی که سبعانه تر از استعمار و… در سده بیستم، که نشان داده است باید برای موجودیت و حیثیت انسانی ضمانتی تازه آورد. ضمانتی که تنها در یک اصل سیاسی نو یافت میشود، در قانونی جدید بر روی زمین که این بار برای همه انسانها در وجه عام و برای مردمان ایران در مفهوم خاص اعتبار دارد.
شرایط کلی دفاع مشروع در حقوق بین الملل:
۱- همان گونه که در مادهی ۵۱ تصریح شده است، وقوع حملهی نظامی شرط اصلی برای دفاع مشروع است و هرگونه حملهی پیشگیرانه در این خصوص فاقد ارزش حقوقی بوده و دفاع محسوب نمیشود. دفاع مشروع حتماً باید مسبوق به تهاجم نظامی باشد
۲- دفاع مشروع ضرورت داشته باشد، یعنی اینکه دفاع مشروع زمانی میتواند انجام شود که راههای دیپلماتیک و غیر نظامی جهت رفع تجاوز وجود نداشته باشد، البته این شرط در اصل عینیت ندارد و معمولاً رعایت نمیشود.
۳- میان حمله و دفاع تناسب وجود داشته باشد و در صورت بروز تجاوز، بایستی دفاع مشروع متناسب با آن صورت پذیرد.
۴- دفاع برای آنکه مشروع باشد، باید فوری بوده و با سرعت، متعاقب تجاوز صورت گیرد.
اما به نظر میرسد امروز تنها تفسیر مورد قبول همان تفسیر مضیق توسط دولتها است اساساً تعیین شرایط و حدود دفاع مشروع، همگی بیانگر نیت واقعی دولتها برای محدود نمودن دامنهی اعمال این حق طبیعی است و هرگونه تفسیر گستردهای از این تعریف و شرایط و حدودش مغایر با نیت واقعی این ماده است.
فرجام سخن
بدین اعتبار و بر پایه آنچه پیشتر گفته، از یک سو ویژگی این قرائت مدرن از «حق طبیعی» همچون «حق بر آب» و «حق بر حیات» یعنی «حقوق بشری» و دیگر حقوق بنیادین بشری در این امر است که قوانین اساسی حقوق ما را خلق نمیکنند، بل، آن حقوقی را که پیشاپیش بدست آوردهایم به رسمیت میشناسند و تدوین میکنند و وسایل حمایت از آنها را فراهم میآورند. ما به دو معنا از پیش دارای حقوقی هستیم؛ یکی به معنای حقوقی که اجدادمان تضمین کردهاند و دیگری حقوقی که در ذات «انسان» بودن نهفته است. این حقوق ذاتی دربرگیرنده «حق بر شکنجه نشدن، مورد بدرفتاری قرار نگرفتن، اعدام نشدن، تشنگی و گرسنگی نکشیدن» است. چنین حقوق ذاتیای را اکنون حقوق بشر مینامند و صرف نظر از این که در نظام حقوقی دولتها اندراج یافته باشد یا نه، از قوت و اعتبار برخوردار است.
از دیگر فراز منزلت طبیعت و دام در مناطق محروم و کم توسعه و غیرصنعتی، وابستگی توسعهی کشاورزی و آبادانی به آب، مدیریت آب و زمان داریِ منابع آب و بهره وری، تنشهای محیط زیستی به ویژه خشکسالی بر درآمد سرانهی مردم محلی، منطق عدم رضایتمندی از حاکمیت اسلامی، انواع نارضایتی هایی که مولد آن حکومت فقاهتی است که بطور سیستماتیک نماینده عقلانیت جمعی نیست! اعتراضات در شهرهای جنوب ایران به ویژه خوزستان، منحصر به بی آبی نیست، بل، این مردمان نسبت به ادامه حیات تمامیت حاکمیت اسلامی معترضاند. همچنین نقض فاحش تعهدات نظام فقاهتی اسلامی در حفظ جان انسانها، واستفاده از سلاح جنگی در مقابل معترضان غیرمسلح، برای جان آنان تهدیدی جدی است.
در حقیقت این انفجارِحق، واکنشی است به ادامه حیات خونین نظام توتالیتر اسلامی که سبعانه تر از استعمار و… در سده بیستم، که نشان داده است باید برای موجودیت و حیثیت انسانی ضمانتی تازه آورد. ضمانتی که تنها در یک اصل سیاسی نو یافت میشود، در قانونی جدید بر روی زمین که این بار برای همه انسانها در وجه عام وبرای مردمان ایران در مفهوم خاص اعتبار دارد.
در واقع بحران آب در خوزستان یک جرقه به روی انواع نارضایتیها بوده که سالها فشرده شده بود. و این در حالی است که تفسیر تقلیل گرایانی که از کلید واژه «تشنه آب» در پیامهای خود استفاده میکنند. این گونه افراد عالما و عامدا و یا برحسب عدم بالغیت سیاسی خود مساله را در سطحِ مطالبهی آب پایین میآورند و این امر را در سطح محلی تفسیر کردهاند. واقعیت این است که شعارها مبین یک «حرکت آگاهانهی براندازانه» است و نه صرفا بیان مطالبهی بخشی از خواستهای بنیادین مردم.
به دیگر سخن این جنبش یک کُنش «محلی» نیست که مردمی که در استانهای پر بارش هستند بگویید به آنان مرتبط نیست! امیدوارم که آپوزیسیون به جای کلید واژه «تشنگانِ آب» از «تشنگانِ آزادی» استفاده نمایند. بالغیت رسانههای سیاسی هنگامی مشخص میگردد که بتواند به ارتقای این کنش و خارج نمودن موضوع از مفهوم محلی و تشنهی آب به مسالهی «تشنگانِ آزادی» ارتقا دهد.
از این بیش همانگونه که در بالا بیان شد؛ مساله «حق دفاع مشروع» نیز مسالهای ویژه در منطقه است. زیرا آب یک مسالهی جدی و حیاتی است و برای دفاع از خود عواملی که «حیات» مردم را در خطر مرگ کشانده است، تحت عنوان «حق دفاع مشروع» مصداق مییابد.
نیره انصاری، حقوق دان، متخصص حقوق بین الملل و کوشنده حقوق بشر
۲۴، ۷، ۲۰۲۱

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.