محمد افرازه / رادیو کوچه
آقای «روحانی» رییس‌جمهوری منتخب ایران، روز شنبه هشتم تیر ماه در مرکز همایش‌های سازمان صدا و سیما و در مراسمی که تحت عنوان «همایش افق رسانه» برپا شده بود، سخن‌رانی داشت.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید

فایل را از این جا دانلود کنید
موضوعات مطروحه در سخنان ایشان سرفصل‌ها و عناوین مختلفی را در بر می‎گرفت که آن‌چه مورد نظر ماست بخش توجه به قانون و قانون‌گرایی در کلام ایشان در این همایش است. آقای روحانی گفته اند:
” مردم در این انتخابات خواسته‌اند به همه بگویند قانون، هیچ‌کس در این کشور فراتر از قانون نیست و همه مردم و همه مقامات بدون استثنا، ذیل قانون تعریف می شوند.”

سخنی است بسیار دقیق و کامل، قانون، بله قانون، فکر نکنم اندیشه سلیمی در هیچ کجای دنیا حال با هر عقیده و مسلک و مرامی، مخالف حاکمیت قانون باشد، اما قطعن این‌که سوال این‌ است که چه قانونی؟ ما در ایران همیشه راه‌ها را می‌رویم و در نهایت به اجرای قانون می‌رسیم، و بحث توقف می‌کند که حال این قانون چیست و چگونه باید اجرا شود؟ اجرای بدون تنازل قانون اساسی را که یادمان نرفته است، نظریه مبتنی بر قانون مداری بسیار اندیشه متعالی به نظر می‌رسد اما آیا این قانون چگونه قانونی است؟ قانون توتالیتاریسم است؟ قانون ابسولوتیسم است؟ و یا قانون اپورچونیسم است؟ اجازه بدهید نظر خود جناب روحانی را بشنویم.
نظریه مبتنی بر قانون‌مداری بسیار اندیشه متعالی به نظر می‌رسد اما آیا این قانون چگونه قانونی است؟ قانون توتالیتاریسم است؟ قانون ابسولوتیسم است؟ و یا قانون اپورچونیسم است؟
آقای روحانی:
” قانون خدا، یعنی اسلام و قانون جمهوری اسلامی ایران که برای همه لازم الاتباع است.”
اهل رسانه بودن قوانینی دارد که همه ما را به اجرای آن متعهد کرده است و بعنوان یک ژورنالیست موظف هستیم که بر مبنای حقایق و به دور از هرگونه نظر و جانب‌داری شخصی، بیان واقعیت کنیم، پس قصد سیاه نمایی ندارم اما جناب رییس جمهوری منتخب این قانون خدا که شما می گویید چیست؟ آیا همان قانونی نیست که به اتکای آن، اعدام‌های اوایل انقلاب در سالهای ۵۷ و ۵۸ انجام شد؟ همان قانونی نیست که میراث فرهنگی این مردم به تیشه آن نابود شد؟ همان قانونی نیست که یاسای چنگیز مانند حکم به اعدام‌های سال ۶۷ داد؟ آقای دکتر، مردم آن‌چه به سرشان رفته و می‌رود از همین قانون است که مشخص نیست کجا و کی به دست چه کسانی نوشته و تایید شده است، اگر بخواهم همه بند‌هایی را که اجرای بند به بند این قانون بر پای حرکت و ادامه زندگی آرام مردم من زده است را بیان کنم مثنوی گذر از هفتاد من کاغذ خواهد کرد، حال آمده‌اید و با این پشتوانه‌ای که از امید و آرزوی این مردم دردمند در پشت سر خود دارید اجرای قانون خدا را تضمین می‌دهید؟ آیا حکم حکومت مطلقه ولایت فقیه و تسلطش بر همه داشته و نداشته این مردم، رسمیت و مشروعیتش را از همین قانون خدا ندارد؟ پس شما آمده‌اید چکار کنید؟ آمده‌اید قانون خدا را اجرا کنید؟

در ادامه گفته‌اید من مجری قانون جمهوری‌اسلامی هم هستم، مشخصن اما عنوان نکرده‌اید که قانون اساسی، گفته‌اید قانون جمهوری‌اسلامی، باز هم در این قانون اساسی فعلی حاکم در ایران بند‌هایی هست که می‌توان در صورت اجرا آن‌ها امیدوار بود که شاید شرایط بهتر شود، اما وقتی می‌گویید قانون جمهوری‌اسلامی، شامل تمام قوانین ریز و درشتی می‌شود که در این حکومت وضع شده است و قوانین جمهوری‌اسلامی لقب گرفته‌اند، می‌خواهید همه آن‌ها را اجرا کنید؟ قانون مطبوعات را؟ قانون تولید آثار و هنرهای تصویری و تجسمی را؟ قانون خانواده را؟
آیا حکم حکومت مطلقه ولایت فقیه و تسلطش بر همه داشته و نداشته این مردم، رسمیت و مشروعیتش را از همین قانون خدا ندارد؟ پس شما آمده‌اید چکار کنید؟ امده‌اید قانون خدا را اجرا کنید؟
قوانین متعفن تصویبی در این دو دوره اخیر در مجلس را؟ چه قانونی را می‌خواهید اجرا کنید و ما باید به قول شما «لازم الاتباع» کدام‌شان باشیم؟ در این جا چند بند از قانون اساسی را برای یادآوری شما و اطلاع بیشتر شنوندگان و خوانندگان محترم بازگو می‌کنم گرچه که شما اشاره مستقیمی به قانون اساسی نداشتید و در مجموع قوانین جمهوری اسلامی را لازم‌الاجرا دانستید اما خب قانون اساسی هم جزئی کوچک از قوانین اسلامی این کشور هست دیگر بالاخره .
اصل ۲۳
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و مواخذه قرار دارد.
اصل ۲۷
تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏
اصل ۳۰
دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.
اصل ۲۲
حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
مردمی که از هر اپوزیسیونی جفا دیده‌اند و در حال حاضر روش هم‌راهی و آرامش و برخورد مسالمت آمیز را پیش گرفته، به قول معروف مجدد دندان به جگر و خون به دل، شنونده وعده‌های شما هستند، وعده‌هایی که به گوش بسیار آشناست
اصل ۲۵
بازرسی و نرساندن نامه‏ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن‌ها، استراق سمع و هر‌گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل ۲۶
احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری‌اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آن‌ها منع کرد یا به شرکت در یکی از آن‌ها مجبور ساخت.
به هر روی نمی‌دانم آیا قرار است این قوانین اجرا و عملی شوند و یا خیر، و یا در به همان پاشنه قبلی بچرخد، اما مردمی دل به سخنان شما و دل به آینده خود در قالب سیاست‌ها و برنامه‌های شما بسته‌اند، مردمی که از هر اپوزیسیونی جفا دیده‌اند و در حال حاضر روش هم‌راهی و آرامش و برخورد مسالمت‌آمیز را پیش گرفته، به قول معروف مجدد دندان به جگر و خون به دل، شنونده وعده‌های شما هستند، وعده‌هایی که به گوش بسیار آشناست .

از سخنان «آیت‌اله خمینی»، بهمن ۵۷ در «بهشت زهرا»
“دل‌خوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم، دل‌خوش به این مقدار نباشید، ما هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم آخرت را، این دارایی از خزائن اسلام است و مال ملت است و مستضعفین، و من امر کردم به مستضعفین بدهند و خواهند داد …”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)