مهدی خلجی، سایت فارسی وزارت امور خارجه بریتانیا: «جامعه‌ای که فاقد همبستگی اجتماعی است نمی‌تواند دموکراتیک شود. پیش از بحران دموکراسی در ایران ما گرفتار بحران همبستگی اجتماعی هستیم. زمینه‌های این بحران، دگرهراسی عمیق و فقدان اعتماد به مثابه‌ی سرمایه‌ای اجتماعی است. افزایش خشونت‌های اجتماعی حاصل همین دگرهراسی‌ها و میل برای چیرگی بر دیگری از راه سلطه‌ی خشونت‌آمیز بر اوست. رویه‌ی دیگر این خشونت، بی‌تفاوتی نسبت به دیگری است. یعنی دگرهراسی را با تغافل درمان کردن.
جامعه‌ی ایران پس از انقلاب نه تنها عرصه‌ی جنگ خرده‌فرهنگ‌ها شده که به بیگانگی آدم‌ها با یکدیگر نیز دامن زده است. استبداد آدم‌ها را تنها می‌کند؛ خودخواه و دیگرگریز. آدم‌ها را به پروردن و فروخوردن خشم‌ها و کینه‌هایشان وامی‌دارد. جامعه به تدریج در سکوتی مصنوعی از کینه و نفرت سرشار می‌شود. کینه‌ها امکان تهی شدن بر سر حکومت ندارند. در نتیجه جامعه به خودش کینه‌ می‌ورزد، هر کس به همسایه‌اش، مرد به زن، فقیر به غنی، مذهبی به غیرمذهبی، شهری به روستایی، شیعه به بهائی، مسلمان به یهودی، فارس به ترک و به عکس.
مسأله‌ی اساسی یافتن راه‌هایی است برای درمان این هراس ژرف و فراگیر از دیگری، از جهان که روزی با دین‌هایی فراگیر یا با ایدئولوژی‌های غیردموکراتیک ناسیونالیستی درمان می‌شد و امروز دیگر درمان‌گر نیست. نیازمند خلق مقوله‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی تازه‌ای هستیم که همه‌ی شهروندان ایرانی را فارغ از نژاد و زبان و مذهب به هم بپیوندد و به امکان همبستگی اجتماعی را فراهم آورد. این یعنی آماده شدن برای انقلابی در نظام آموزش و پرورش، نظام حقوقی و قضائی و تحول بنیادی در شکل و محتوای رسانه‌های ایرانی. راهی هم در نظر هم در عمل دشوار. بس دشوارتر از صرفاً تغییر نظام سیاسی.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)