در حالی که در هفته‌ی آخر آبان می‌شد همه جا جلوه‌های مقاومت و تهاجم مردم به سرکوب حاکمیت را برای ایستادن بر حقوق حقه‌ی خویش دید اما به‌‌یک‌باره آنچه به عنوان برداشت و تصویر مُسلط از این قیام در رسانه‌ها بازنمایی شد و رفته رفته به آگاهی خود توده‌های حاضر در قیام هم بدل شد عدد ترسناک ۱۵۰۰ کُشته از سوی حاکمیتِ قصاب بود که توده‌های بی‌گناه و بی‌دفاع را با کشتاری این چنین پَرپَر کرده بود.

مسأله این نبود که حاکمیت چنین نکرده و عدد ۱۵۰۰ نفر مثلا غیرواقعی است، بلکه مسأله این بود که چرا وجه تعرض مردم به سیستم برجسته نمی‌شود و درعوض مردم همچون گوشت‌های دمِ توپ حاکمیت بازنمایی می‌شوند؟

تو گویی آنچه برای رسانه‌ها مهم بود یک بار دیگر معرفی سیمای خون‌ریز و قصاب رژیم به جامعه‌ی جهانی و مظلومیتِ مردم گیر افتاده در چنگال آن است.

بنا نبود از «خشونت مشروع مردم» علیه سرکوب‌گران صحبتی شود.

بنا نبود اشاره‌ای به پیشرفت مقاومت جمعی از ۸۸ به این‌سو و حتی فراتر از دی ۹۶ بشود.

بنا نبود امکان سرنگونی حکومت به واسطه‌ی روحیه و تلاش‌های انقلابی مردم خشمگین برجسته شود، بلکه می‌بایست مردمی ضعیف در مواجهه با جلاد تصویر می‌شد که برای رهایی نیازمند کمک قدرت‌های جهانی‌اند (امپریالیسم بشردوستانه!).

(از متن «آغازی دیگر، راهکاری دیگر»)

 

 

آزادی
ای تحول خونین
ای انقلاب دور
و نزدیک

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)