پیامدهای توافق در وین برای حکومت ایران چیست؟
پنجمین دور مذاکرات وین که از روز ۴ خرداد ۱۴۰۰ شروع شده بود بدون اعلام نتیجه خاصی در روز ۱۲ تیر به پایان رسید و گفتگوها به دور ششم موکول شد. [مذاکرات وین به نتیجه نرسیده است]
در صورت توافق در وین، پیامدهای آن برای حکومت ایران چیست؟
صرفنظر از جزئیات صورت مسئله مذاکرات وین یک چیز بیشتر نیست؛ حکومت ایران میخواهد در توافق در وین همه تحریمهای این کشور یکجا لغو شود.
در سمت آمریکایی هم اعلام شده تنها بعد از بازگشت کامل ایران، چشمانداز توافق در وین وجود دارد و پیش از بازگشت کامل ایران، تحریمی لغو نخواهد شد.
این تمامی داستان مذاکرات وین است. در پنج دور مذاکرات غیرمستقیم و با تلاشهای ۵ کشور دیگر هیچ نتیجه ملموسی برای ایران حاصل نشده است.
یک سوال
میتوان سوالی را در اینجا مطرح نمود در صورت توافق در وین، پیامدهای آن برای حکومت ایران چه خواهد بود؟
طبق برجام حکومت ایران باید به برجام ۲۰۱۵ برگردد و تمامی مفاد آن را مو به مو اجرا و رعایت کند.
با توجه به روند مذاکرات بعید به نظر میرسد پیش از انتخابات ۱۴۰۰، توافق در وین صورت بگیرد.
توافق بعد از انتخابات برای حکومت ایران مانند شمشیر دولبه میماند. دولتی بر سر کار خواهد بود که جناح آن از صدر تا ذیل، در سالیان قبل از برجام ۲۰۱۵ تا کنون همواره خود را مخالف برجام نشان دادهاند.
حال اگر این توافق در دولت احتمالا رئیسی صورت بگیرد، شرح حال بدنه لرزان جناح خامنهای چه خواهد بود؟
ریزش؛ کوتاهترین جواب است چرا که بدنه این جناح که سالیان فریاد وابرجاما سر دادهاند اکنون میبینند که سردمداران جناح خودشان با آمریکا کنار آمدهاند.
این امر ریزش را به مراتب در میان این طیف نیروهای جناح خامنهای افزایش خواهد داد.
این ضرر اول برای حکومت ایران است که در عین حال خود را برای آمادگی با اعتراضات پیشرو میخواهد آماده سازد.
ضرر دوم
شکست دیگری که در صورت توافق در وین برای حکومت ایران متصور است در بازگشت آمریکا به برجام نهفته است.
بدین معنا که توافق در وین به معنای بازگشت آمریکا به برجامی است که طبق مفاد آن، آمریکا میتواند در صورت نقض برجام از سوی ایران، روند مکانیزم ماشه را فعال سازد.
تجربه قبل و بعد از برجام ۲۰۱۵ نشان میدهد که حکومت ایران هرگز از برنامه هستهای خود کوتاه نیامده و نخواهد آمد.
چرا که خامنهای موجودیت و حاکمیت ولایتفقیه را در داشتن سلاح هستهای میبیند. سران نظام بارها نمونه قذافی و صدام حسین را یادآوری کردهاند که اگر سلاح هستهای داشتند کسی به آنها نزدیک نمیشد.
ضرر سوم
موضوع دیگر در صورت توافق در وین در دولت آینده این است که این حربه که تقصیر ناکارآمدیهایی کشور در طول دهههای متوالی همیشه به گردن جناح مقابل انداخته میشد از دست خامنهای و جناحش گرفته میشود.
این امر آنجا برای خامنهای و جناحش خطرناکتر است که در انتخابات ۱۴۰۰، خامنهای، کلیت جناح مقابل یعنی اصلاحطلبان کذایی را از دم تیغ رد صلاحیت گذرانده است.
این امر دشمنیهای آشکار و پنهانی با خامنهای و جناحش را از سوی اصلاحطلبان کذایی، اعم از سران و بدنه آن را برمیانگیزد که نشانههای آن در همین روزها نیز دیده میشود.
اهمیت دوچندان این امر در آن است که در صورتی که در بالای حکومت چنین شکاف عمیقی ایجاد شود در پایین هرم و کف جامعه راه به اعتراضات مردمی خواهد برد.
قانونی سخت و دگم، که خامنهای در سال ۱۳۸۸ یکبار آن را تجربه کرد. هر چند شدت و حدت آن در سطح اعتراضات ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ نبود.
ضرر چهارم
مردم ایران از خامنهای و جناحش خواهند پرسید که اگر خواهان توافق بودند و توانایی رفع تحریمها را داشتند، چرا و به چه دلیل طی این سالیان، سلسله جبالی از فشارهای اقتصادی را بر جامعه ایران تحمیل کردند؟!
البته این سوال ممکن است به صورت عملی و در کف خیابان از سران نظام و دولت جدید منتسب پرسیده شود نه بر روی کاغذ.
ضرر پنجم
مطالبات مردمی و خواستههای اقتصادی و معیشتی اقشار مختلف جامعه، دیگر موضوعی است که در صورت توافق در وین به سوی خامنهای و دولت جدیدش سرازیر خواهد شد.
از هماکنون جرقههای آتش این مطالبات به صورت اعتراضاتی که کمیت آن رکورد تازهای را در طول عمر این حکومت شکسته، در شهرهای مختلف کشور زده شده است.
وقتی توافق در وین حاصل شد و احتمالا تحریمهای آمریکا برداشته شد انتظارات اقتصادی بحق مردم بالا میگیرد.
حکومت ولایت فقیه نیز به دلیل ردیفهای دیگر هزینهاش؛ مانند تروریسم، برنامه موشکی، هزینه گروههای شبهنظامی و دخالت در کشورهای منطقه، قادر نخواهد بود پاسخگوی این مطالبات اقتصادی و معیشتی مردم باشد و این دوباره یعنی اعتراضات در کف خیابان.
حرف آخر
در ظاهر امر وقتی صحبت از توافق در وین میشود گویی دری از درهای بهشت به روی حکومت ولایتفقیه باز خواهد شد، اما با تفصیلاتی که گذشت روزهای بدتری در انتظار ولایت فقیه است.
روزهایی که بسیار بدتر از سالهایی که حکومت ایران زیر تحریمهای خردکننده بود و بار اصلی تحریمها را بر روی دوش مردم ایران گذاشت.
اما وقتی تحریمی در کار نباشد خامنهای میخواهد چه کسی را مقصر جلوه دهد؟ جناح مقابل هم که تلویحا در اردوگاه روبروی وی خیمه خواهد زد. [اصلاح طلبان دیروز، واماندگان امروز]
مردمی در کف خیابان میمانند و خامنهای که باید پاسخگو باشد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.