سهراب بهداد تحلیل گر سیاسی چپ گرا و نویسنده ی کتاب ها و مقالات مختلف از جمله طبقه و کار در ایران، سی سال جابجایی طبقات اجتمایی در ایران، دموکراسی، جامعه مدنی، و طبقه کارگر ایران ، مبارزه برای سازمان های مستقل کارگری، اقتصاد اسلامی از کجا آمد و به کجا رفت؟، دموکراسی؛ با نفت یا بی نفت می باشد. این آثار غالبا با همکاری فرهاد نعمانی تدوین شده اند.

اخبار روز: می توان انتخاب آقای روحانی را پیروزی مردم خواند؟

سهراب بهداد: آری و نه. این پیروزی است از آن روی که مردم ایران از تضادهای درون رژیم و تظاهر آنها در صف بندی میان کاندیداها منتخب شورای نگهبان بهره گرفتند و برخی از شعارهای خود را در گفتمان انتخاباتی وارد کردند. آنگاه که در آخرین روزهای رقابت انتخاباتی مساله انرژی هسته ای از محفظه امنیتی رژیم فرو غلتید و بحث در باره آن بالا گرفت نیروهای متعارض (اصلاح طلب و مخالف رژیم) به میدان آمدند و برخی شعارهای دموکرانیک خود را پیش کشیدند. آنان شعارهای خود را به عارف و حتی بیشتر به روحانی تحمیل کردند. این دو که از کارگزاران اصلی جمهوری اسلامی بوده اند، برای مقابله با نمایندگان جنگ طلب ترین، سرکوبگرترین و مرتجع ترین نیروهای جمهوری اسلامی (سعید جلیلی و محمدبافر قالیباف) ناگزیر به ائتلاف با متعارضین بودند. بهره گیری از این شکاف در میان نیروهای متقابل در درون رژیم موفقیت است که می تواند در پیشبرد اصلاح طلبی مفید آید. این برد نیز موفقیتی است در اثبات این که جنبش مردمی ای که در مقابل تایید رهبری و شورای نگهبان از تقلب انتخاباتی ۱٣٨٨ ایستاد و شجاعانه مقاومت کرد، علیرغم خاموشی چهار ساله اش، هنوز زنده است.
اما از دیدگاه دیگر، اگر بپرسیم در مقایسه با دوم خرداد ۱٣۷۶، یا نسبت به خرداد ۱٣٨٨ آیا جنبش اصلاح طلبی به پیش رفته است، پاسخ نمی تواند مثبت باشد. اگر امروز هاشمی رفسنجانی پیش قراول اصلاح طلبی است آیا از این است که او نسبت به گذشته تحول یافته و به سوی اصلاح طلبی آمده، یا اصلاح طلبی فروخفته تر (“واقع بین تر”!) شده و به سوی او سوق یافته است؟ پس اگر”پیروزی ای” هست تنها در اثبات وجود است و نه در پیش روی!

اخبار روز: برای آقای خامنه ای و شورای نگهبان قابل تصور بود که بخشی از مردم از میان کاندیداهای تائید شده به چهره ای که نسبت به سایرین بیشترین فاصله با رهبری حاکمیت را بازتاب می دهد، رای خواهند داد. چرا حسن روحانی را تائید کردند؟

سهراب بهداد: به گمان من بحران حادی جمهوری اسلامی را فرا گرفته است. بحران اقتصادی. اقتصاد جمهوری اسلامی همواره ناکارآمد بوده، اما درآمد نفت کارگشایی می کرده است. آنچه خمینی را وادار به نوشیدن جام زهر و پذیرش آتش بس با عراق کرد و به جنگ هشت ساله پایان داد، مهمتر از همه، آن طور که در سالهای بعد هاشمی رفسنجانی علنی کرد، کاهش درآمد نفت و ناتوانی جمهوری اسلامی در تامین نیازهای جنگی و معیشتی مردم در سالهای آخر جنگ بود. در آن زمان عمدتا کمبود درآمد نفتی تنگنا بود و گرنه ترکیه و دوبی علنا پل انتقال کالا به ایران شده بودند. این روزها تحریم اقتصادی نه تنها از درآمد ارزی ایران شدیدا کاسته است، امکان خرج همان اندک هم بسیار محدود شده است و با هزینه ای اضافه (سورشارژ) هنگفت. تردیدی نیست، همان گونه که بعدها در مورد جنگ با عراق شنیدیم، مدتی است اختلافی عمده در درون رژیم بر سر ادامه تقابل با غرب و اسراییل بر سر مساله انرژی هسته ای در گرفته است. هرچند موضوع انرژی هسته ای تا همین روزهای آخر تبلیغات انتخاباتی تابویی بود غیرقابل بحث، نشانه هایی بود که در رژیم اختلاف نظر وچود دارد. کسانی چون هاشمی رفسنجانی از نیازبه تنش زدایی می گفتند، و دیگرانی احتمال شورش های معیشتی را گوشزد می کردند.

در بحث ادامه یا اختتام جنگ با عراق خمینی دارای اتوریته ای بود که بتواند تصمیم نهایی را بگیرد، جام زهر را بنوشد، مسئولیت آن را بر عهده گیرد و ناراضیان بر آن گردن نهند. اما خامنه ای چنین اتوریته ای ندارد و او خود خوب می داند. در این جاست که به گمان من خامنه ای، که توان تصمیم گیری در باره چنین مساله ای را در خود نمی بیند، دریچه را برای نزاع علنی باز می کند تا جناح های مختلف به جان هم بیافتند. رفسنجانی اجازه نمی یابد وارد میدان شود، اما روحانی را به پیش می فرستد. دشوار بتوان پذیرفت که بحث انرژی هسته ای بی مقدمه، و آن هم از سوی ولایتی مشاور مخصوص خامنه ای، وارد مناظره شد، یا در حاشیه بحث ها و مصاحبه های کاندیداها، یکی از نزدیکان سیاسی هاشمی رفسنجانی در بحثی این سوال را مطرح کرد که چرا مساله انرژی هسته ای را به رفراندم نمی گذارید.
بدیهی است هیچ کس، حتی استراتژیست های اصلاح طلب، انتظار نداشتند روحانی با چنین اقبالی ار سوی مردم مواجه شود. اما از دیدگاه خامنه ای، در مقابل خطری که ادامه تنش ها جمهوری اسلامی را اکنون تهدید می کند سپردن سکان مملکت، ان هم زیر نظر ولایت مطلفه فقیه، به دبیر پیشین شورای امنیت ملی با سالها انجام وظیفه در مقامات مهم نظامی – امنیتی ریسک بزرگی نیست. علاوه بر این، هر روز که خامنه ای بخواهد می تواند استراتژی تنش ستیزی را دنبال کند، چه روحانی بخواهد، چه نخواهد. مهم آن است که روحانی به فکر “فتنه” نیفتد که در این مورد ولی مطلقه و دستگاههای امنیتی و سرکوب او تجربه بسیار دارند و از این بابت به خود می بالند.

اخبار روز: یعنی آقای روحانی نماد تغییر در سیاست حکومت است؟

سهراب بهداد: مهم ترین موضوع در برابر روحانی در مقام رییس جمهوری بهبود در اوضاع اقتصادی از راه کاهش تحریم هاست. علاوه بر آن و انطور که از اظهارات مشاور او و فهرست اعضای احتمالی کابینه او برمی آید ریاست جمهوری روحانی را می توان در فرم و محتوا “هاشمی نشان” دانست. این بدان معناست که او همراه با کوشش برای تنش زدایی و کم کردن تحریم ها در پی سیاست تعدیل اقتصادی اقتصادی خواهد بود. هاشمی رفسنجانی که بلافاصله پس از جنگ به رییس جمهوری رسید درپیش برد سیاست تعدیل اقتتصادی اش موفق نبود و پس از رساندن اقتصاد به تورم بالای ۴۰ درصد و مقابله با شورش در شهرهای مختلف مجبور به عقب نشینی شد. معلوم نیست او و حواریون او از ان تجربه چه آموخته اند و چه تجربه ای را به روحانی منتقل خواهند کرد. این در واقع آغاز انتقال اقتصاد هردمبیل و حسینقلیخانی احمدی نژادی است به اقتصاد نظم و نسق یافته نئولیبرالی که بورژوازی مستقر ایران (اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و گروه موتلفه) خواهان است.

مدعیان اقتصاد نئولیبرال سالهاست بر طبل آزادی بازار و رفع محدودیت سرمایه به عنوان تنها راه رشد و رفاه اقتصادی کوبیده اند و از هرج مرج جمهوری اسلامی برای اثبات نظر خود بهره جسته اند. آنها بلبشوی اقتصادی دوران احمدی نژاد را، که در آن رانت خواری بیان محترمانه ای برای سرگردنه گیری و بانک زنی میلیارد دلاری در روز روشن بود، نشانه می گیرند تا ارتجاعی ترین نوع سرمایه داری “هایک”ی را (که ریگانیسم در امریکا و تاچریسم در بریتانیا انواع خفیفی از آن بود) تبلیغ کنند. این روزها در حالی که آنان که پیروزی روحانی را به امید پیشروی اصلاح طلبی در خیابانها جشن می گیرند، نسخه پیچان نئولیبرال هم این پبروزی را در اتاق های فکرشان فرخنده می دارند.

اخبار روز: شاهد تغییراتی در جهت تامین حقوق اولیه شهروندان مثل آزادی روزنامه ها، زندانیان سیاسی، کم شدن تبعیض علیه زنان، اقلیت های قومی-ملی و مذهبی، آزادی نهادهای مدنی ، بهبود وضع زندگی کارگران و آزادی تشکل یابی آنان خواهیم بود؟

سهراب بهداد: روحانی در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود ضمن تاکید بر وفاق عمومی و بهره گیری از انجمن ها و تشکل های صنفی و تخصصی در زمینه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سخن گفت. آن چه مسلم است موضوعات فوق همگی از مصادیق کشمکش های حاد در تنظیم و پیشبرد سیاست های دولت روحانی خواهد بود. هرگونه که بنگریم روحانی پیروزی انتخاباتی خود را بیش از همه وامدار اصلاح طلبان و کسانی است که با رای دادن به او به دیکتاتوری و بی عدالتی اجتماعی و اقتصادی در جمهوری اسلامی “نه” گفته اند.

اخبار روز: مردم قادرند رئیس جمهور را در جهت تامین خواست ها و انجام تغییرات، تحت تاثیر و فشار قرار دهند، وسیله موثر این تاثیرگذاری و اعمال فشار چیست؟

سهراب بهداد: در شرایط کنونی، به گمان من، مطالبات زیر در زمینه اقتصادی باید مطرح شوند:
اقتصاد ایران را از بختک سپاه پاسداران و بنیاد ها باید رهانید.
فعالیت های اقتصادی دولت (از جمله “بیت رهبری”) را باید شفاف کرد.
تشکیل اتحادیه های کارگری مستقل باید آزاد شود.
تشکلات صنفی و حرفه ای مستقل باید آزاد باشند.
حدافل دستمزدها باید به بالاتر از سطح فقر برسد.
در دوران خاتمی اصلاح طلبان، با تاکید بر استراتژی فشار از پایین، چانه زنی در بالا، تنها به بسیج مردمی توسط روزنامه هایشان پرداختند و به سازماندهی تشکیلاتی بها ندادند و آن شد که اصلاح طلبان باید بهتر از همه بدانند. اگر در دولت روحانی روزنه ای باز شود باید برای سازماندهی از آن بهره برد، سازماندهی کارگری، ضنفی و مدنی. آستقرار این تشکل ها تضمین تداوم و تعمیق دموکراسی اجتماعی است.

اخبار روز: نسبت آقای موسوی با دولت تازه و نسبت جنبش سبز با این دولت چطور تنظیم می شود؟

سهراب بهداد: در وهله نخست باید دید که روحانی با “حصرخانگی” موسوی و کروبی و آزادی دیگر زندانیان سیاسی چه می کند. این اقدام او بیانی است سمبولیک از تعهد او به رای دهندگان سبزی که او را به رییس جمهوری رساندند.

اخبار روز: بخشی از مردم به اعتراض در انتخابات شرکت نکردند، اینها چه قدمی باید بردارند تا اعتراضشان دیده شود و بتوانند در تحولات آتی تاثیرگذار باشند؟

سهراب بهداد: شرکت کردن یا نکردن افراد در انتخابات نه تعهد و نه حقی برای کسی بوجود می آورد. برهر معترضی است که مناسبترین راه را برای ابراز اعتراض و رفع زمینه اعتراض خود بیابد. چه بسا که در مواردی بسیاری از شرکت کنندگان در کنار شرکت نکنندگان قرار گیرند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)