کرونا در ایران بیداد می کند. بسیاری از شهرها در وضعیت قرمز هستند و خبرهای دلخراشی از مرگ روزانه ی مردم می رسد. در مقابل،  مقامات مسئول به فکر چاره نیستند و عربده ی اتهام زدن آنها به اینجا هم می رسد. معلوم نیست چرا خبری از تولید واکسن روسی که قرار بود با مشارکت ایران صورت بگیرد نیست، یا چرا از چینی ها واکسن نمی خرند؟ کسی نیست بپرسد شما که  می خواهید همکاری ۲۵ ساله داشته باشید چرا از همکارتان واکسن نمی خرید؟  مشکل چیست؟ از آن جانب ناگهان نماینده مردم اراک در مجلس فریاد بر می آورد که از هند واکسن خریده ایم و با وجود پرداخت مبلغ گزاف دادستان هند فروش آن را به ایران ممنوع اعلام کرده است. معلوم نیست چرا دولت خبررسانی نمی کند؟ این بلبشو و بازی کردن با جان مردم تا کی باید ادامه داشته باشد؟

از همه بدتر چرا خامنه ای در مقام رهبری از برنامه زنده تلویزیونی اعلام کند که ورود واکسن کرونا از آمریکا و بریتانیا ممنوع است. به دنبال صحبت‌های  خامنه‌ای سخنگوی هلال احمر ایران گفته واردات ۱۵۰ هزار دوز واکسن فایزر، که چند انجمن خیریه به دنبال آن بودند، “منتفی است”.

این اولین بار نیست که دولت در برابر حوادث نه تنها ناتوانی  بلکه خرابکاری در همبستگی با مردم دنیا را نشان می دهد. قبلا در مورد زلزله و سیل و دیگر بلایای طبیعی رژیم نه تنها از برخی کمک های خارجی دوری جسته بلکه حتا از قبول کمک هموطنان هم خودداری کرده ، چرا که بنا به خصلت خود می خواهد همه چیز را در کنترل داشته باشد در حالیکه  دولت قاعدتاً در این هنگام نه تنها باید به تأمین وسایل اولیه ی بهداشتی بکوشد بلکه باید حمل  ونقل ، تأمین غذا و دسترسی به آب و برق را برای شهروندان را آسان نماید. خواه ناخواه این پرسش برای هرکس پیش می آید که آیا اصولاً بودجه ای برای این کار اختصاص داده شده است؟

 یعنی  برای محافظت از زندگی و سلامتی مردم که از کارکردهای اساسی دولت است اقدامی شده است؟ تا حال در این باره ما نه چیزی خوانده و نه چیزی نشنیده ایم. چنین انتظاری از دولتمدارانی  که هر سال با سیلی که در همان مسیر میاید، غافلگیر میشوند، بیهوده است. این حکومت نه در برابر کرونا که در برابر هیچ بحرانی توانایی مقابله ندارد به این دلیل ساده که به فکر مردم نیست.

ناتوانی جمهوری اسلامی در مقابله  با بحران ها را قبلا در جنگ ایران و عراق آزموده ایم. همه به یاد دارنداعتماد و ایمان مردم پس از انقلاب را در راه طولانی کردن جنگ  هشت ساله خرج کردند.

تنها چیزی که این رژیم بابتش برخود می بالد، موفقیت در سرکوب اعتراضات گوناگون است که بودجه ای کلان صرفش می شود. بدین ترتیب بحران ها رخ می دهد و اثرات مخرب خود را در فعالیت ها و روابط مهم اجتماعی می گذارد و لابد چون قرار است ایران مملکت امام زمان باشد، همه چیز را هم گذاشته اند که او خودش درست کند.

این ناتوانی حکومت پرسش های جدی دیگری را پیش روی ما می گذارد. آیا چنین حکومتی توانایی مقابله با یک بحران ناشی از انفجار در نیروگاه اتمی را خواهد داشت؟ این امر برای مردم ایران حیاتی است. درانفجار نطنزکه بتازگی رخ داد ادعا شد که مشکل آلودگی درکار نبوده است ولی راست و دروغ متصدیان امور را نمی توان باور کرد.

هیچ نهادی برای حوادث غیر مترقبه تأسیس نشده است و فقط  اصل ۱۷۶ مربوط به وظایف شورای عالی امنیت ملی پیش بینی شده  که سه قوه وظیفه دفاع از سیاست کشور در محدوده ی سیاست های کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری را دارا هستند. در حقیقت این اصل بیشتر بر مسایل امنیتی و حفظ رژیم تاکید دارد نه چیز دیگر. آن مقامی که در این مواقع می تواند دولت را به پرسش بگیرد مجلس است که در جمهوری اسلامی از منتخبین شورای نگهبان و سپاه پاسداران و…انتخاب شده است و یک مجلس بله قربان گوست.

برای بازیگران صحنه ی سیاسی ما در مورد اینکه چه کسی مسئول است و یا چطور باید کارها را پیش برد ، غالباً توضیحی وجود ندارد. دولت مطالبی می گوید و دیگر مقامات تکذیبش می کنند. هیچ هماهنگی در کار نیست.الزامات تعیین شده برای ظرفیت مدیریت بحران وجود ندارد. دولت الزامات اساسی را برای استقامت را فاقد است و اقدامات پیشگیرانه هم نمی کند. این کارها مستلزم برنامه ریزی و اختصاص بودجه است و اختلاسگران هزارفامیل فرصت این کارها را ندارند.

۲۶ فروردین ۱۴۰۰

۱۵-۴-۲۰۲۱

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)