پس از ماهها تائید و تکذیب مذاکره با آمریکا و دیگر قدرتهای سرمایه داری در رابطه با لغو تحریمهای آمریکا، روز سه شنبه ۱۷ فروردین دور اول مذاکرات غیر مستقیم جمهوری اسلامی با آمریکا به مدت چهار روز در وین پایتخت اتریش شروع گردید. گرچه این مذاکرات با فراخوان اتحادیه اروپا و با شرکت نمایندگان جمهوری اسلامی و دولتهای (۱+۴) باقی مانده در برجام برگزار شد، اما هیأت نمایندگی آمریکا نیز که روز قبل از آن به اتریش وارد شد، بطور غیر مستقیم در این مذاکرات حضور داشت.

این در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی از خامنه ای گرفته تا عباس عراقچی بارها عوامفریبانه بر خودداری از هرگونه مذاکره مستقیم و غیر مستقیم با آمریکا تأکید کرده بودند. البته این ادعاهای جمهوری اسلامی را باید به حساب بلوف تبلیغات مرسوم دروغین جمهوری اسلامی گذاشت. زیرا هرکس می داند که اقتصاد جمهوری اسلامی اینک در آستانه ورشکستگی قرار گرفته است و رژیم برای جلوگیری از فروپاشی مجبور به رفتن به پای میز مذاکره با آمریکا و هر دولت دیگری هم می شود.

صندوق بین‌المللی پول در تازه ‌ترین گزارش خود در رابطه با وضعیت اقتصادی کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی در روز یکشنبه ۲۲ فروردین، ذخایر ارزی قابل دسترس ایران را تنها چهار میلیارد دلار یعنی ده در صد کل ذخایر ارزی رژیم برآورد کرده است. در حالی که میزان این ذخایر در سال ۲۰۱۸، معادل۱۲۲ و نیم میلیارد دلار بوده است. اِعمال تحریمهای آمریکا یکی از دلائل تعمیق بحران اقتصادی بوده است.

برای رفع تحریمها و خارج ساختن ۹۰ در صد ذخایر ارزی رژیم که توسط آمریکا در بانکهای دیگر کشورها بلوکه شده، جمهوری اسلامی راهی جز سازش و تسلیم در مقابل آمریکا و دیگر قدرتهای سرمایه داری پیش رو ندارد و خامنه ای باید جام زهر مذاکره و سازش مجدد با آمریکا را نیز سرکشد. آنچه جمهوری اسلامی در سازش و رفتن پای میز مذاکره تعقیب می کند لغو تحریم ها و آزاد سازی پولهای بلوکه شده است.

اما جمهوری اسلامی باید بهای بیشتری برای این سازش بپردازد. یعنی علاوه بر پذیرش کنترل و محدودیت فعالیتهای هسته ای، دو شرط دیگر دولتهای (۱+۵) برجام یعنی هم محدودیت فعالیتهای موشکی و پایان دادان به دخالت در امور کشورهای منطقه و زیاده خواهی در تقسیم قدرت منطقه ای را نیز بپذیرد.

مذاکرات چهار روزه مذکور که در سطح معاونان وزرای خارجه دولتها برگزار گردید نشان داد که این مذاکرات حتی اگر به سرانجام نیز برسد طول خواهد کشید تا بخشی از تحریمها لغو شوند و جمهوری اسلامی به پول دسترسی پیدا کند. گرچه جزئیات مذاکرات چهار روزه منتشر نشده، اما عباس عراقچی با ابراز رضایت از فضا و چگونگی پیشرفت آن، تنها به توافق دررابطه با تشکیل دو کارگروه یکی برای بررسی لغو بعضی از ۱۶۰۰ تحریمی که در دوره ترامپ وضع شده و دیگری برای بررسی الزامات هسته ای جمهوری اسلامی رسیده اند.

این در حالی است که بسیاری دیگر از ابراز خوشبینی نسبت به موفقیت آن تردید دارند. از سویی جمهوری اسلامی به ظاهر خواهان رفع همه تحریمها است و از سوی دیگر مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که اولأ عجله ای در انجام مذاکره با جمهوری اسلامی ندارند ثانیأ پافشاری جمهوری اسلامی بر این خواست به معنای به بن بست رسیدن گفتگوها خواهد بود. زیرا تحریمهای اعمال شده به خاطر تروریزم و نقش بی ثبات کننده جمهوری اسلامی در منطقه و فعالیتهای موشکی برداشته نخواهند شد. با این وجود قرار است فردا چهارشنبه ۲۵ فروردین مذاکرات از سر گرفته شود.

واضح است چنین مذاکراتی به نتیجه برسد یا نرسد، آمریکا و دیگر قدرتهای بزرگ سرمایه داری در چنین شرایطی نمی خواهند جمهوری اسلامی سرنگون شود. زیرا هم آلترناتیو مطلوبی دم دست ندارند و هم جمهوری اسلامی تاکنون چه از طریق همکاری و چه از طریق مداخله گری های خود در کانون های بحران خاورمیانه عملا به پیشرفت برنامه و سیاستهای منطقه ای این قدرتها و فروش تولیدات صنایع تسلیحاتی آنها کمک کرده است.

اما آنها از راههای گوناگون تلاش می کنند زیاده خواهی های رژیم را مهار کنند به طوری که نه تنها مصالح و منافع خود و هم پیمانانشان به خطر نیافتد بلکه در پیشبرد سیاستها و اجرای پروژه هایشان در منطقه نیز ایجاد مزاحمت و کارشکنی نکند و با آنها بیشتر همراه شود.

واقعیت این است که تحریمها اعمال شده عواقب و پیامدهای منفی زیادی بر زندگی و معیشت کارگران و توده های مردم زحمتکش و تهیدست جامعه ایران داشته است. همانند تحریم در دیگر کشورها سفره آنان را خالی تر نموده و موجب بیکاری و گرسنگی بیشتر مردم شده است. این تحریمهای ضد انسانی تا کنون نه به سرنگونی رژیمهای دیکتاتور منجر شده و نه توانسته شیوه و رفتار دیکتاتوری و جنایتکارانه حاکمان را تغییر دهد.

در مقابل تحریمها بهانه ای برای شانه خالی کردن حکومتها از زیر بار مسئولیت و عدم پاسخگویی به نیازهای مردم و ابزاری برای گسترش سؤ استفاده و فساد سران و کارگزاران رژیم و امنیتی کردن بیشتر فضای جامعه بوده است. گرچه تحریمها امکانات رژیم را در اجرای سیاستهای امنیتی و نظامی و توسعه طلبانه محدود تر کرده است اما تنها یکی از عوامل بحران اقتصادی جمهوری اسلامی می باشد. تحریم های اقتصادی در تقابل و توازن قوای بین کارگران و مردم به جان آمده ایران با جمهوری اسلامی به زیان مردم تمام شده است.

با بحران ساختاری نظام سرمایه داری ایران در کنار فساد و دزدیهای نهادینه شده در کل ارکان حاکمیت اسلامی و هزینه های هنگفت اجرای سیاستهای مداخله گرانه منطقه ای و هزینه های کلان نیروهای سرکوبگر نظامی و امنیتی قبل از تحریمها نیز وضعیت معیشت کارگران و مردم تهیدست ایران را فلاکتبار و غیر قابل تحمل نموده بود. جمهوری اسلامی بیش از چهل سال است با در پیش گرفتن چنین سیاستهایی در داخل و در سطح منطقه، روز به روز بیشتر امکان یک زندگی انسانی را از اکثریت قاطع مردم ایران سلب کرده است و راه حلی برای برون رفت از بحران ندارد.

کارگران و دیگر اقشار زحمتکش و تهیدست ایران فقط با متحد کردن صفوف خود و تغییر توازن قوا به نفع جبهه مبارزه و سرانجام با جارو کردن بساط این رژیم فاسد و جنایتکار از طریق یک انقلاب اجتماعی می توانند کار و زندگی خود را از شر جمهوری اسلامی و حاکمیت سرمایه نجات دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)