آقای موسوی عزیز

 

آقای روحانی با آرای اندکی بیش از ۵۰ درصد به عنوان رئیس جمهور شد و به زودی به عنوان جانشین شما به کاخ ریاست جمهوری که چهار سال است محمود احمدی‌نژاد غصبش کرده خواهد رفت. ملت خیلی خوشحالند، حتی طرفدارهای کاندیداهای دیگر. با تجربه سال ۸۸ چنان تقلب پیش‌فرض گرفته شد که وقتی انجام نشد و نتیجه‌ی شمارش آرا تقریبا همانی بود که ناظران صندوق‌ها به طور غیررسمی اعلام کرده بودند، همگی شوکه شدند. بعد یکهو به خیابان ریختند و با صدای بلند فریاد زدند: دیکتاتور… دیکتاتور… تشکر… تشکر! حتی طرفدارهای کاندیداهای دیگر.

 

یکهو همچین مملکت عوض شد که انگار این چهار سال فقط یک خواب بد بوده. حتی پلیس‌ها هم بجای کتک زدن مردم آمده بود بین مردم رقصان و خندان، با تبسم ایستاده بودند. با همین فرمان برویم چند سال دیگر پلیس کشورمان حتی حافظ امنیت خنده و خوشی و شادمانی مردم خواهد شد.

 

در ساختن این پیروزی و شادمانی همه سهیم بودند. حتی رقبای آقای روحانی هم مدد رساندند: آقای عارف با فداکاری کنار رفت، آقای قالیباف بدون دلیل یک گاف خودش را دوباره پیش کشید و با کمک به یادآوری ماجرای گازانبر توسط آقای روحانی باعث شد چند میلیون از رای‌هایش به سبد آقای روحانی ریخته شود، دکتر ولایتی برای کمک به روحانی به تخصص اصلی خودش که اطفال است بازگشت و سعید جلیلی را جلوی دوربین شستشوی مفصلی داد. محسن رضایی به ائتلاف سه نفره تاخت و خب البته آقای غرضی هم با اجرای نقش همه‌کس شادکنش، نمک مناظره‌ها بود و تماشاچی‌های زیادی جلب کرد.

 

خاتمی و هاشمی هم از بیرون بازی را کوچ می‌کردند و حتی محمود احمدی‌نژاد –با اینکه واقعا عادت نداشت و خیلی سختش بود- در کار شمارش آرا تقلب نکرد که خب البته از بغض رد صلاحیت مشایی بود و نه از حب مردم و دموکراسی. با این‌حال جای امیدواری ست که اگر همینطور ادامه دهد چهل پنجاه سال بعد در حد یک شهروند معمولی، شریف و قابل احترام بشود.

 

خلاصه آنکه با همت همگی روحانی رئیس جمهور شد و این کار چنان سریع و قاطع انجام گرفت که حتی حسین شریعتمداری، شکنجه‌گر مستقر در کیهان هم زبان‌بند شد و با استعمال یک شانه تخم کفتر، فقط توانست خبر ویژه بدهد که اطلاح طلبان دلشان را خوش نکنند چون روحانی اصلاح طلب نیست. انگار نه انگار در تمام میتینگ‌های تبلیغاتی آقای روحانی همه یک صدا اسم شما و آقای کروبی را صدا می‌کردند و ایشان با افتخار از حمایت آقایان خاتمی و هاشمی یاد می‌کرد. و انگار نه انگار شب اعلام نتایج جماعت فریاد می‌زدند: جنبش سبز نمرده… روحانی رو آورده. (و البته بعدش تاکید می‌شد: روحانی … روحانی… هدایتت می‌کنیم!)

 

حالا همه منتظر آزادی شمایند و در شهر شایع شده امروز و فرداست که شما صبح از خواب بیدار شوید و در راه رفتن به دستشویی ببینید که در باز است. بعد در را باز کنید و ببینید جمعیت در سکوت کوچه اختر صف کشیده‌اند. شاید من هم بینشان باشم (من عینکی هستم و سیبیل دارم و معمولا یک چیز سبزی بهم آویزان است. تقریبا مثل ۶۰ درصد مردها و ۱۲ درصد زنان طرفدار شما!) بنابراین شما احتیاطا هر روز صبح که به دستشویی می‌روید یک دستی هم به در خانه بزنید؛ ضرر ندارد. آقای خامنه‌ایست دیگر… وقتی از دستکاری در رای مردم توبه کند بعید نیست از حبس رهبر مردم هم پشیمان شود.

 

مشکل فعلی این است که با احمدی‌نژاد و همراهانش مثل مشائی و بقایی و ثمره و الهام و اینها بعد از پایان دوران ریاست دولتی چه کنند. بعضی‌ها پیشنهاد داده‌اند باید آنها را دوباره برد و در طبیعت رها کرد. اما خیلی‌ها با این نظر مخالفند که طرفداران محیط زیست و حیات وحش در راس آنها هستند. مخالفان می‌گویند که ما در مقابل آلودگی محیط زیست مسئولیم و قرار نیست هرچیزی را که می‌خواهیم از شرش خلاص شویم در طبیعت رها کنیم. حتی با ایده‌ی در قفس انداختنشان هم مخالف شده با این استدلال که  اینها در این مدت به جای اینکه اهلی بشوند غیرقابل کنترل و خطرناکتر شده‌اند و اگر نتوانند به دیگران آسیب برسانند حتما به یکدیگر آسیب خواهند رساند.

 

پیشنهاد دیگر آنست که احمدی‌نژاد شخصا صادر بشود به بعضی از کشورهای جهان اسلام مثل لبنان و اردن و مالزی که ظاهرا هنوز دوستش دارند. البته حتما به این شرط که رو یا پشت این تحفه‌ی صادراتی آرم “غیر قابل مرجوع” هم بخورد. اما وطن‌دوستان مخالفند و می‌گویند ما در مقابل نام و آبروی ایران در افکار عمومی جهانی مسئولیت داریم و نباید بگذاریم اسم ایران در سایر کشورها با بلا و نکبت پیوند بخورد.

 

یک مورد دیگر هم اینست که چون ایشان در این هشت سال تمام شهرها و روستاهای ایران را گشته است و حتما اطلاعاتی در این زمینه بدست آورده است تورلیدر شود. این به نظر خیلی طرح خوبی می‌رسد البته اگر کسی پیدا بشود که حاضر باشد چند ساعتی با ایشان در یک فضای سر کند و به حرفهایش گوش بدهد. راه دیگر البته می‌تواند استخدام ایشان در تورهای خارجی باشد به خصوص برای گشت و گذار در نیویورک که ایشان به دفعات به آنجا سفر کرده و حتی تجربه‌ی به همراه بردن ۱۶۰ نفر را هم در کارنامه خود دارد. حتی پیشنهاد شده نهادهای خیریه هزینه‌های این کار را تقبل کنند چون اعتقاد عمومی آن است که ثواب دارد چه برای تامین امنیت جانی و جنسی ایشان و چه برای تمدد اعصاب سایر ملت ایران.

 

البته سازمان هوا و فضا هم اعلام آمادگی کرده که اگر ایشان استثنائا سر قول و قرارش بماند، با سفینه‌ی بعدی او را به فضا بفرستد و تعهد داده که مثل مسافر قبلی، این مسافر هم یک چیزی برود و  یک چیز دیگر برگردد.

 

شما تا آن موقع لطف کنید هر شب قفل در را کنترل کنید که یک وقت زندان‌بان‌هایتان فرار نکنند!

 

با مهر

محمود فرجامی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)