جنجال بدور رقص بازیگر فیلم های پورنو «الکسیس تگزاس» در ویدیو کلیپ جدید خواننده ایرانی «ساسی مانکن» نکات جالب «روانشناختی» و طنزامیزی دارد که در این هیاهوی جمعی دیده نشده است. یا اصولا این هیاهوی جمعی و با فحش دادن برخی و دفاع افراطی برخی دیگر، دقیقا برای این بوده است که «زیرمتن جنسی/ روانی» این صحنه و نمایش دیده نشود که خطوط کلیش اینها هستند. همانطور که مطلب ذیل را بایستی در عین حال با «طنز و خنده» خواند. چون چنین جنجالی بشخصه خنده دار است و این خنده دار بودنش حکایت از فقر و تشنگی عمیقی می کند.

داریوش برادری، روانشناس/ روان درمانگر

۱. این واکنش گسترده ی جمعی و در سطوح مختلف مردم عادی و روشنفکر و خبرنگار و از پیر تا جوان به حضور الکسیس تگزاس در کنار ساسی مانکن، در واقع این سوال را برملا می کند که پس باید همه ی اینها فیلمهای پورنو الکسیس تگزاس را کم و بیش دیده باشند که اینگونه سریع واکنش نشان دادند و پی بردند که طرف کی هست. اینکه این واکنش عمومی نشان می دهد که چقدر فیلمها پورنو میان ایرانیان طرفدار دارد و پیر و جوان، روشنفکر و مردم عادی هم ندارد. دولتمند و غیر دولتی هم ندارد.

۲. دوم اینکه این جماعت خشماگین و سرزنش گر می توانستند الکسیس تگزاس و فیلمهایش را بشناسند و با این وجود واکنشی نشان ندهند و یا بگویند نوش جانش. یا با خنده و طنز به این کار ساسی مانکن بنگرند و بگویند که تگزاس حسابتو رسید. یا بپذیرند که خوب دوست دارد با او یک فیلم جنجالی درست بکند. یا با خنده و طنز و با «دل و چشم سیر» با آن برخورد بکنند. اما چرا اکثر واکنشها به حالت شوک شده و خشمگین است. یعنی اینها از چی واقعا عصبانی هستند؟ انتظار داشتند که ساسی مانکن هنر والا بیافریند و یا با زن هنرمندی بزرگ در عرصه ی موزیک پاپ چون لیدی گاگا، آلیشیا کیز و غیره فیلم ویدیو بسازد. اینکه این «عصبانیت جمعی» چه چیزی را لو می دهد؟

اینکه در دلشان و نزد خودشان می گویند که به چه حقی با کسی فیلمی اینگونه گرفتی که من و ما اینقدر لحظات خصوصی و خاطره امیز با هم در خودارضایی فردی و یا در سکس همراه با تصویر فیلم پورنویی داشته ایم. یعنی واکنشهای شوک شده و خشمگینانه یک خشم و حسادت جنسی و عشقی است. اینکه می خواهند به او بگویند که به محبوب انها هم رحم نکرده است و به کسی که خیال می کردند فقط مال خودشان است. انها از عمومی شدن محبوب خصوصی و خیالی ناراحت هستند.

۳. از طرف دیگر لاغرشدن شدید ساسی مانکن در این فیلم خودبخود برای این جماعت تشنه فیلمهای پورنو احتمالا این تداعی معانی را می کند که ببین از وقتی با الکسیس بوده، چقدر حال کرده است که اینطور لاغر شده است. پس یک عده برای همخوانی با او و اینکه حویش را جای او بگذارند، برایش هورا می زنند و دیگران نفرینش می کنند و اینکه حرومت بشود.

۴. حتی واکنش خشمگینانه و سرزنش امیز آن بخشی نیز جایز نیست که استناد و ارجاع کمدی وار و اروتیکی ویدیوی ساسی مانکن به فیلم دراماتیک «ابد و یک روز» و به صحنه ی دردناکی از این فیلم را دیده بودند و به خیال خودشان به این خاطر ناراحت شده بودند. منظور دیالوگ قوی و دردناک فیلم در عکس بالا است که با جمله ی «سمیه نرو» شروع می شود. زیرا اولا این چیزی معمولی است که میان اثار مختلف هنری و در عرصه های مختلف «روابط بینامتنی» دارد و انچه در یک فیلم حالت تراژیک دارد، می تواند در فیلم دیگر به حالت طنزامیز یا کمدی و حتی با طنز سیاه یا هجوگونه و پارودیک مطرح بشود. نمونه هایش در عرصه ی سینما و ویدیوهای موزیک و هنری فراوان است. بنابراین می توان از این ارجاع خوشتان بیاید یا نیاید، ان را بی ربط یا ربط دار ببینید، اما نمی توانید بگویید که این صحنه حُرمت ان فیلم و صحنه را خراب کرده است. بویژه که هر چیز تراژیک همیشه جنبه ی کمدی نیز دارد و یا جوانب پارودیک و غیره نیز دارد. سوال باید این باشد که ایا «ارتباط بینامتنی اش» جالب بود و چشم انداز دیگری را به صحنه ی اصلی باز می کرد یا تیرش به خطا می رود و فقط جوک بی معنا و اروتیکی می گوید. دوم و مهمتر این است که دقیقا این صحنه و دیالوگ مهم فیلم قبلا نیز باعث جوکها و طنزهای فراوانی شده است. چرا نسبت به این جوکهای تصویری قبلی و غیره چنین واکنشی نبوده است. چرا یکدفعه حال همه یاد دیالوگ مهم این فیلم افتاده اند که گویا حال به هرز کشیده شده است. نکته ی مهم همان «به هرز کشیده شدن» است و تبدیل شدن سمیه به الکسیس تگزاس که علت خشم این هواداران فیلم را برملا می سازد. خشمی که بوی ناموسی و خنده دار دارد. بجای اینکه به برداشت بینامتنی اش بخندند، یا با آن برقصند و هم آن را سطحی یا بد ببینند. اینکه با طنز و جوک با ترکوندن از نوع ساسی مانکن برخورد بکنند. بویژه که ایرانیان توانایی این را دارند که در مورد همه چیز جوک بسازند اما حیف که نمی توانند طوری بخنند که همه چیز به خنده ی کارناوالی و تحول افرین تبدیل بشود و خنده هایشان بیشتر زهرخند نباشد. یک نمونه از این طنز بینامتنی با دیالوگ «سمیه نرو» در تصویر و متن ذیل است:

۴. اما در واقع این ویدیوکلیپ موزیکال ساسی مانکن عملا ویدیویی خنده دار و شاد بیش نیست. همانطور که نکات و لحن تحقیرامیز به زن در آن مثل در اکثر ترانه ها و ویدیوهای ساسی مانکن دیده می شود و با این حال نسل جوان و پیر زن و مرد، دختر و پسر با آن و با ترانه ایی چون «جتنلمن» می رقصند و خوششان می اید که یک نفر هم کوچکشان بکند و هم به رقصشان در اورد. این سوالی است که می تواند در مورد چنین «ترکوندنهای» ساسی مانکنی مثلا جالب باشد و اینکه چه چیز را واقعا می ترکاند و رو می کند. بی انکه از اهنگ پاپ و شیش و هشتی از نوع ایرانی بخواهیم که شعار در دفاع از حقوق زنان و غیره بدهد. اما لااقل بیش از اندازه «کیچ» یا سطحی و در عین حال سنتی و تحقیرامیز نسبت به زن و زنانگی و تنانگی نباشد. این را لااقل می توان خواست. مگر نه؟. اما نمی توان اینگونه خشمگین به این ویدیو بود و یا مثل برخی هوادارانش برایش هورا کشید. مگر انکه انها که خشمگین هستند، با خشمشان چیزی در مورد خودشان لو بدهند. ازینرو لکان می گوید که «خشم ناگهانی لحظه ی دلرنجی نارسیسیک است و وقتی رخ می دهد که انتظاری براورده نمی شود و دوشاخه برقی در پریز و جعبه ی برق وارد نمی شود، هرچه سعی می کنیم». انگاه با خشم ان را دور می اندازیم یا با خشم با دیگری برخورد می کنیم که خلاف انتظار ما عمل کرده است. به این ویدیو کلیپ می توان خندید یا با آن لحظه ایی حال کرد و همزمان سری از تاسف هم بخاطر لحن تحقیرکننده اش نسبت به زن در نقاطی از ویدیو تکان داد و یا گفت که از ساسی مانکن بیشتر انتظار نمی رود و ترکوندن او در همین حد است. اما این واکنش جمعی و خشمگینانه معضل و «سیمپتومی جمعی» را نشان می دهد که موضوع اصلی است. اینکه می توان این ویدیو کلیپ را لحظه ای با حال یافت و خندید و بعد هم فراموشش کرد. انچه او را اما مهم و جنجالی کرد، در واقع تشنگی و گرسنگی جنسی و پورنویی جمعی است. اینکه باید سوال کرد که ایا ساسی مانکن می دانسته است که الکسیس تگزاس اینقدر میان ایرانیان طرفدار دارد و یا اینکه تیرش تصادفی به هدف خورده است. همانطور که وقتی یک اهنگ «جنتملن» ساسی مانکن و ویدیوی رقصهای کودکان و غیره با آن در ایران حکومت و مجلس را نگران می کند، خوب نشان می دهد که حکومت و مجلس ما چقدر وضعش خراب است که از یک اهنگ پاپ و شیش و هشتی معمولی و از شادی و رقص به لرزه می افتد. ایا میان این حکومت و سیاست هراسان از رقص و لذت و تنانگی و این واکنش خمشگینانه جمعی نسبت به حضور یک بازیگر پورنو در کنار ساسی مانکن، ارتباط متقابل و دیسکورسی نیست. اینکه انها یکدیگر را آفریده و می افرینند؟

شنیده بودم که در گوگل ایرانیان فیلمهای پورنو در درجه ی بالای لینکها هستند اما نمی دانستم تا این حد است. حال فکر بکن ساسی مانکن کنار یک ادم مشهور در هنر و اندیشه یک ویدیو می ساخت، اصلا چندنفر او را سریع می شناختند یا به یاد می اوردند؟ جامعه ایی که روزگاری بشکل افراطی معنوی و بدنبال رستگاری اخلاقی بود، حال در دوران فروپاشی همه تقدسهایش روی اصلیش را نشان می دهد که همان دنیای رجاله ها و جنجالهاست و رجاله ها همانطور که هدایت برای ما فیگورش را تعریف کرده است، دچار یک تشنگی و حشری بودن دایمی و بدون امکان ارضایی هستند. رجاله ها مثل اخلاقیون تقدس گرا در حالت انزال دایمی و بدون امکان ارضای واقعی هستند. زیرا انها بقول بوف کور« دهانی تشنه هستند که یکراست به یک الت تناسلی تشنه منتهی می شود.». ازینرو فروید می گفت که «نویروز فیلم نگاتیو منحرف جنسی» است. اینکه در پشت هر منحرف جنسی و تشنه ی جنسی بی مرزی همیشه یک خشکه مذهب وسواسی نهفته است. همانطور که چنین پیوندی میان ظاهر و باطن یک جامعه ی در بیرون معنوی و در عمل تشنه و شهوانی را در فیلم «سگ کُشی» از بهرام بیضایی نیز می بینیم.

وگرنه نه بودن یک بازیگر پورنو در ویدیویی موزیکال اینقدر جنجالی است و نه اینکه خواننده ی ویدیویی برای تبلیغات کارش و فروش کالایش از این حرکات باصطلاح جنجالی بکند. بلکه سوال این است که چرا مردم و جمع با خنده و طنز با این ویدیو روبرو نمی شوند و اگر بخواهند با ان نیز برقصند و بعد هم فراموشش بکنند. چون چیز بدردبخوری نیست و دمی بعد فراموش می شود. یا با چشمکی به ساسی مانکن بگویند که لااقل از الکسیس تگزاس چیزهای خوبی یاد بگیر تا محبوب جمع بمانی.

زیرا سوال اصلی و جنجال برانگیز این است که « آیا این ویدیو و واکنش جمعی نشان نمی دهد که الکسیس تگزاس میان ایرانیان محبوب تر و معروفتر از ساسی مانکن است؟». اینکه ایا این فیلم ویدیو این راز را برملا نکرد که محبوب گمشده ی جمعی کی هست و کی نقش اصلی را در این کلیپ دارد؟. ایا چیز اصلی و محوری نیست که «ترکیده و رو می شود»و. نه انچه ساسی مانکن می خواهد بترکاند و نه آنچه واکنشی جمعی می خواست با خشمش بیان بکند یا پس بزند و بپوشاند.

این راز و زیرمتن محوری و تمنامند در این ویدیو و جنجال بدورش است که می تواند ما را به «خنده ایی مالامال از طنز و اندیشه» وادارد. تا پی برد که چرا حقیقت همیشه خندان و رند است. پس چه خوب که می توانم این طنز روانشناختی را با این «جوک» ذیل از دوستی فیس بوکی بپایان برسانم که راز خنده دار و افشاکننده ی جنجال را به شکلی دیگر و رندانه بیان می کند:

«‏بابام صدام کرد گفت بیا اینجا ببینم این کیه ؟
گفتم الکسیس تگزاس.
گفت نه اونو که میدونم اون پسره که کنارشه رو میگم.»

پایان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)