یکی از بهترین جملاتی که در دفاع از آزادی بیان نقل شده جمله ای است از جان کری در مقابل دانشجویان آلمانی که در امریکا “…تو حق داری احمق باشی اگر بخواهی”. به نظر من هم مردم حق دارند احمق باشند، افکار احمقانه اشان را بیان کنند، و مطابق افکار خود زندگی خود را پیش ببرند. البته اینجا حماقت مفهومی نسبی است، به این معنی که صاحب فکر خود را احمق نمی داند بلکه احتمالا افراد با تفکر متفاوت از خود را جاهل می پندارد. مهم این است که به هر فکر و عقیده ای، هر چقدر هم که احمقانه باشد، حق وجود بدهیم. در غیر این صورت آزادی بیان و آزادی مذهب معنی نخواهند داشت. احتمالا بعضی از شما همین نوشته را جاهلانه و احمقانه می دانید اما مهم این است که به من حق بیان این جملات جاهلانه را بدهید. به مصادیق که برسیم، دادن حق آزادی بیان به تفکرات احمقانه مشکل تر می شود. مخصوصا در جامعه ما که همه می خواهند دیگران را هدایت کنند.

بر این اساس اگر:
من رای می دهم. شاید فکر کنید که من احمق هستم، اما مرا محق بدانید که احمق باشم.
من رای نمی دهم، احتمالا یک سیاسی عقب مانده ام، اما به من حق بدهید که عقب مانده سیاسی بمانم.
شاید رای بدهم، شاید هم ندهم، من یک جاهل به امور سیاسی ام، به من حق بدهید که اگر بخواهم همین بمانم.
من روزی پنج بار نماز می خوانم یا شاید هم نمی خوانم…..
من به این که تو معتقدی معتقد نیستم…
من طرفدار جلیلی ام یا که خاتمی چی ام…
من فکر می کنم که تقلب شد، یا که نشد…هر که هستم به من حق بده که احمق باشم. من هم قول می دهم که به تو حق بدهم که عاقل بمانی:)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)