بحران کرونا؛ کشمکش بر سر عوام‌فریبی‌ای به نام پزشکی اسلامی/آبان پرتویی

چندی پیش اعلام شد که یک درس مجزا تحت عنوان طب اسلامی که برگرفته از احادیث و روایات دینی و مذهبی است، باید در دانشکده‌های پزشکی تدریس و گذرانده شود. این در حالی است که در همین اواخر با گسترش پاندمی کرونا مدعیان طبابت اسلامی فضاحت‌های بسیاری را به بار آورده‌اند که حتی اسلام‌گرایان حوزوی را نیز به نشان دادن واکنش جدی وادار کرده است. هر چند که این واکنش‌ها در حد بیانیه و یک سری حرکت‌های صوری باقی ماند و پیگیری اساسی در این باره انجام نشد.
آنچه که مبرهن است این موضع است که پدیده‌ی کرونا به طور آشکار زمینه‌ی پر چالشی برای علم ستیزی و خرافه‌پرستی فراهم آورده است. در حقیقت کرونا این فرصت را برای هر دو طیف مخالف و موافق فراهم آورد تا به طور جدی‌تر و آشکارتری در دو سوی جناح قرار بگیرند و در طی روند یارکشی‌های مرسوم، تعداد بیشتری از مردم را به سمت آرای خود جلب کنند. با وجود حضور عریان‌تر و علنی‌تر خرافه در برابر رسانه‌ها و افکار عمومی تحت عناوینی چون طب سنتی و طب اسلامی، به نظر می‌رسد طب مدرن یا همان علم جدید توانسته است در این یارکشی موفق‌تر عمل کند و حسن نیت خود را به عموم مردم نشان دهد.
پاندمی کرونا روشن کرد که رویکرد سنتی به سمت راهکارهای غیرعلمی و حتی باورهای خرافی هنوز هم در جامعه‌ی ایران وجود داشته و حتی از حمایت نهادهایی نیز برخوردار است. در واقع این وضعیت، فرصتی برای آشکار شدن چنین نگرشی را فراهم آورد. با این حال نمی‌توان این وضوح را دلالتی برای اقبال بیشتر مردم به آن در نظر گرفت. بنابراین این موضوع یا به عبارت دیگر این معضل تا امروز در ایران بازار گرمی داشته و چندان رویکرد رسمی قدرتمندی نسبت به مقابله با وضعیت موجود از سوی نهادهای حاکم اتخاذ نشده است. همچنان که به نظر می‌رسد تا حد زیادی برخی از این رویکردها مورد حمایت نیز هستند. به هر حال ما در طول این سا‌ل‌ها شاهد برخورد سیاست‌های حاکم با علوم مختلف خصوصا علوم انسانی و تجربی به طرق مختلف بوده‌ایم.

مروری بر ماجراهای مدعیان طب اسلامی در دوران کرونا

با ورود و گسترش کرونا، مدعیان طب اسلامی از همان آغاز شروع به بازار گرمی و تجویز داروهایی کردند که در موارد بسیاری واکنش مردم و رسانه‌های متعدد را به دنبال داشت. از معروف‌ترین و در عین حال مضحک‌ترین این جریانات، ماجرای تجویز روغن بنفشه توسط عباس تبریزیان بود. پیشنهادات عجیب و غریب تبریزیان با تلاش و تب و تاب دنیای علم برای یافتن دارویی موثر جهت مقابله با این ویروس جدید همزمان بود. در حالی که روزانه تعداد زیادی از مردم در حال دست و پنجه نرم کردن با این معضل بودند، تبریزیان در کانال تلگرامی خودش اعلام کرد که ۱۳ روش درمانی برای بیماری کرونا وجود دارد که از آن موارد راه‌حل روغن بنفشه است. این گفته‌ی او بازتاب زیادی در جامعه پیدا کرد و واکنش‌های متعددی را نیز به دنبال داشت.
پیش از آن نیز، فیلمی از تبریزیان در فضای مجازی منتشر شد که وی در آن اقدام به سوزاندن کتاب «اصول طب داخلی هاریسون» کرده بود. استدلال تبریزیان برای انجام چنین کاری این بود که او این کتاب پروژه‌ی نفوذ رژیم صهیونیستی، آمریکا و استکبار جهانی برای نابودی انقلاب اسلامی می‌دانست و معتقد بود که باید از بین برود.
در ادامه‌ی کتاب‌سوزان و تجویز روغن بنفشه، شاگردان تبریزیان نیز بیکار ننشستند و دست به کار شدند. مرتضی کهنسال که از روحانیون لنگرود و شاگرد تبریزیان است، پا را از طبابت صرف فراتر گذاشت و به معجزه‌ی اسلامی روی آورد. در ویدئویی که از او در فضای مجازی منتشر شده بود، نشان می‌داد که او انگشت به بینی و دهان مبتلایان بستری شده در بیمارستان می‌مالد تا با استنشاق عطر موسوم به عطر پیامبر! شفا یابند. او چندان در این حرکت راسخ و مطمئن بود که بدون ماسک و دستکش به سراغ بیماران ‌رفت و گویا توهم معجزه را نیز در سر پرورانده بود. او به طور مستقیم عملش را طبابت اهل بیت خواند و گفت: «… در حالی که دانش آموختگان مکتب هاریسون به جای درمان مردم، آنها را ترسانده‌اند‌، قرنطینه کرده و از اجتماع دور کرده‌اند، ما دانش‌آموختگان طب اسلامی حاضریم در قرنطینه وارد شویم و راه و روش درمان و قدرت اهل بیت را به همه مردم نشان دهیم.»
مورد دیگر شخصی به نام حکیم مهدی سبیلی بود که خود را از متخصصان طب اسلامی معرفی می‌کرد و ظاهرا مدیریت انجمن علمی و آموزشی طب الصادق را بر عهده داشت. سبیلی نیز با رونمایی از داروی ویژه‌ی خود اعلام کرد که راه حل مبارزه‌ی موثر با کرونا نوشیدن ادرار شتر است.
اعققاد به شفابخشی دینی تنها مختص کشف داروهای این چنینی نبود. عده‌ای بر این باور بودند که خود اسلام و اهل بیت دارای نیرویی هستند که می‌توانند از کرونا جلوگیری کنند و حرم آن‌ها دارالشفای مسلمین است. به همین خاطر بود که گروه‌های مذهبی تندرو به شدت در برابر قرنطینه مقاومت کرده و از ابراز علنی آن نیز ابایی نداشتند. ماجرای شکستن در حرم حضرت معصومه در قم یکی از این موارد است. کسی که اقدام به این عمل کرده بود، بستن حرم و جلوگیری از اجتماع مردم را عملی ضد دین و مذهب می‌دانست و معقتد بود این کار بی‌احترامی به ساحت ائمه است.
در طول دوران پاندمی کرونا، افرادی که ظاهرا به نیروهای خودسر معروف هستند به اعمال متحجرانه‌ی خود ادامه دادند. لیسیدن ضریح نیز از آن ماجراهایی بود که در رسانه‌ها بسیار سر و صدا کرد و واکنش‌های زیادی را در پی داشت. هر چند که در ادامه گفته شد که این فرد بازداشت شده است اما هرگز درباره‌ی چند و چون آن صحبت نشد و به نظر نمی‌رسید که اقدامی جدی در برابر ان صورت گرفته شده باشد. در واقع همچنان معلوم نیست سیاست حاکم در مقابل این اخلالگران اجتماعی و فرهنگی چیست؟
این در حالی است که در این اواخر خبری در رسانه‌ها پخش شد، مبنی بر بازداشت یک ورزشکار به دلیل اعتراض به بسته شدن باشگاه‌ها و باز بودن اماکن مذهبی. رضا تبریزی قهرمان پرورش اندام که در یک استوری اینستاگرامی نسبت به این وضعیت متناقض انتقاد کرده بود، با انگ مجرمانه‌ی هتاکی به ائمه رو به رو شد. به طوری که برای دستگیری وی قشونی فرستاده شد تا وی را دست بسته روانه‌ی بازداشتگاه کنند.

کشمکش بر سر طب اسلامی

کشمکش بر سر علوم مختلف که آیا اسلامی هستند یا نه اتفاق تازه‌ای نیست. چنین اندیشه‌هایی در بعد از انقلاب ایران به طور ساختاری و نظام‌مند طرح‌ریزی و پیگیری شده است. این اتفاق از بدو انقلاب فرهنگی به منظور اسلامی و انقلابی کردن دروس و دانشگاه صورت گرفت و پس از آن در قالب نهادهای مختلفی که در دانشگاه و خارج از آن شکل گرفتند ادامه یافت.
در ایران همواره از اسلامی کردن علوم مختلف صحبت شده است. شاید بیش از علوم تجربی، این علوم انسانی بودند که به اشکال مختلف توسط شریعتمداران مورد حمایت حکومت تحت کنترل و نظارت قرار گرفتند. رهبر ایران به کرات بر لزوم اسلامی شدن علوم در دانشگاه‌ها و خارج از آن تاکید کرده بود.
در مورد علوم تجربی و خصوصا علم پزشکی نیز، سال‌هاست که بحث از گسترش طب اسلامی از سوی نهادهای حاکم مطرح می‌شود. در ایران به تناوب برای اسلامی کردن علوم کنگره‌هایی برگزار می‌‌شود و سمپوزیوم‌هایی چون طب اسلامی، داندانپزشکی اسلامی، داروسازی اسلامی، ژنتیک اسلامی و … در حال برگزاری است. به تبع آن افرادی که به هر نحوی از طبابت اسلامی حمایت کرده و دست به ترویج آن می‌زنند، از حمایت حکومتی بسیار زیادی برخوردارند. افرادی چون تبریزیان که البته یک شبه سر از جهان متخصصان علوم اسلامی و پزشکی در نیاورده‌اند و پیش از این به طور جدی در حال جولان دادن‌ بودند و هستند.
تمام این‌ها تحت این اندیشه است که دین ما کامل و جامع بوده و می‌توان قرائت حداکثری از آن داشت. به نحوی که هر چیزی تحت لوای آن معنا پیدا کند. در مورد کرونا نیز لزوما از نظر این گروه، باید چیز قابل توضیحی وجود می‌داشت. احتمالا یا داروی اسلامی کشف می‌شد و یا اینکه به یک بلای آسمانی نسبت داده شده و به گناهان مردم حواله داده می‌شد.
اگرچه رفتار نابخردانه‌ی این طبیبان تقلبی، چه از سوی مردم و چه از سوی جامعه‌ی حوزوی و مذهبی مورد شماتت قرار گرفت، اما واکنش نهایی نسبت به این عوامفریبی گسترده، مسکوت ماند. در حالی که امثال تبریزیان و کهنسال در حال سپری کردن زندگی عادی خود کما فی السابق هستند، افرادی چون رضا تبریزی به خاطر نقد درست و عقلانی بر یک وضعیت نادرست روانه‌ی زندان می‌شوند.
دقیقا پس از فضاحتی که توسط طبیبان تقلبی صورت گرفت، در همین مدت اخیر اعلام شد که طب اسلامی به صورت یک درس مجزا الزاما باید در دانشگاه‌های پزشکی تدریس شود. بحث بر سر رد طب سنتی نیست، بلکه صحبت بر سر این است که چرا باید جامه‌ی مکتبی‌بودن به علمی پوشانیده شود که موضوعش به هیچ وجه مکتب و دین نیست. از سوی دیگر اگر چنین احتیاجی در عرصه‌ی پزشکی قابل مشاهده بود، می‌بایست توسط اساتید دانشگاه و با مشورت آنان صورت می‌گرفت که البته این کار انجام نشد. همان‌طور که پیش از این ارائه‌ی اجباری دروس عمومی اسلامی و انقلابی با مشورت دانشگاهیان صورت نگرفت و البته پیامدش برای دانشجویان بیزاری و ملال‌زدگی بود.
به نظر نمی‌رسد اندیشه‌ی اسلامی‌کردن و تحت سیطره گرفتن علوم توسط برخی از شریعتمداران افراطی خشکیده باشد اما با تمام دست و پا زدن‌های متولیان امر، کرونا نشان داد که برای نجات بشر از این اپیدمی مرگبار، راه حلی جز دانش حقیقی وجود ندارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)