آشکارگی بی کفایتی و ناکارآمدی حاکمیت در تدبیر نظام سلامت در جریان بحرانِ همه گیری ویروس کرونا، و بارها و بارها شنیده شدن روایت هایی از این دست از سوی همراهان بیمار که «گفتن “اول برید فلان میلیون تومان ورودی بیمارستان رو واریز کنید تا براتون جای خالی پیدا کنیم”، گفتیم “تا شب جور می کنیم”، قبول نکردن و ناچار شدیم ببریمش خونه و تا برسیم مُُرد»، بیانگر به اوج رسیدنِ روندِ بیمارگونه و ضدمردمی ای ست که دستکم بیش از ۳۰ سال است در

کشورمان جریان دارد و در هنگامه ی بحران هایی از این دست، صرفا تمامی کثافت های پنهان از دیده ها که در پسِ حوزه ی سلامت در جریان است، بی هیچ شرمی در هیأت جملاتی نظیر «اول برید فلان میلیون تومان بریزید، بعد پذیرش میکنیم» متبلور میشود.
در این رساله میکوشیم تا سازوکارهای رسیدن به نقطه ی کنونی را برای شما آشکار کنیم تا از دل آن بتوانیم به گونه ای رادیکال و در عین حال واقعی، به ُافقهای نوین و راهکاری سوسیالیستی بیاندیشیم و در راستای آن به مبارزه ادامه دهیم. 


 

 

ارزیابی سیاست گذاری سرمایه دارانه ی سلامت در ایران پس از جنگ / سنجش شدت کالا شدگی خدمات بهداشت و سلامت

 

آشکارگی بی کفایتی و ناکارآمدی حاکمیت در تدبیر نظام سلامت در جریان بحرانِ همه گیری ویروس کرونا، و بارها و بارها شنیده شدن روایت هایی از این دست از سوی همراهان بیمار که «گفتن “اول برید فلان میلیون تومان ورودی بیمارستان رو واریز کنید تا براتون جای خالی پیدا کنیم”، گفتیم “تا شب جور می کنیم”، قبول نکردن و ناچار شدیم ببریمش خونه و تا برسیم مُُرد»، بیانگر به اوج رسیدنِ روندِ بیمارگونه و ضدمردمی ای ست که دستکم بیش از ۳۰ سال است در کشورمان جریان دارد و در هنگامه ی بحران هایی از این دست، صرفا تمامی کثافت های پنهان از دیده ها که در پسِ حوزه ی سلامت در جریان است، بی هیچ شرمی در هیأت جملاتی نظیر «اول برید فلان میلیون تومان بریزید، بعد پذیرش میکنیم» متبلور میشود.

در این رساله میکوشیم تا سازوکارهای رسیدن به نقطه ی کنونی را برای شما آشکار کنیم تا از دل آن بتوانیم به گونه ای رادیکال و در عین حال واقعی، به ُافقهای نوین و راهکاری سوسیالیستی بیاندیشیم و در راستای آن به مبارزه ادامه دهیم.

در آنچه علم اقتصاد خوانده می شود، فرض بنیادی آن است که حتی هوا هم بالقوه یک کالاست اما به سبب عرضه ی طبیعی زیادش از خرید و فروش آن موقتا صرفنظر شده. در این برداشت کالا اساسا عبارت است از هر آنچه نیازی را رفع میکند و از اینرو قابلیت خرید و فروش در بازار را دارد. آنچه خرید و فروش کالاها را متأثر میکند نسبت میان عرضه و تقاضای آنهاست. فرض بنیادی کمیابی کالاها در قیاس با گوناگونی نیازها، باعث میشود که «چگونگی دسترسی تقاضا کنندگاِنِ کالایی با عرضه ی محدود» بدل به یک «مسئله ی اجتماعی» شود .این امر در خصوص آنچه در سیاستگذاری اجتماعی ذیل عنوان “خدماتی” ای شناخته می شود که مسئولیت سازماندهی نحوه ی بهره مندی اعضای جامعه از آن متوجه ی دولت است به طریق اولی تر شرایط چالش برانگیزی را باعث میشود.

از بدو پیداش «دولت مدرن» که همگام با برآمدن سرمایه داری است و نضج گرفتن معنا و مفهوم «زیست-سیاست» (bio-politics) مواجهه با «سلامت اعضای جامعه» به عنوان تکلیفی برای دولت همواره یک معمای تناقض آمیز بوده است. تمرکز بر چگونگی حل و فصل این موضوع از آنجایی اهمیت دارد که «سیاست گذاری بهداشت با بسیاری از سیاست های دیگر در ارتباط است: مثل مالیات بر فروش دخانیات، یا کارآمدی تلاش ها برای کنترل آلودگی آب و هوا، سلامت غذا، یا بهداشت محیط کار» (بلیک مور ،۱۳۸۵:۲۵۶). …..

 

ادامه رساله را (در فرمت پی دی اف) در آدرس زیر مطالعه و دانلود کنید:

https://www.s-rahkar.org/wp-content/uploads/2020/10/kalai-shodan.pdf

 


 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)