………………….

تا رذیلان به کارند
پهلوانان به دارند
اینچنین روزبانان (۱)
وارثِ روزگارند
در پسِ پردۀ دین
قهرِ پروردگارند
جانیان صاحبِ جاه
میرِ شهر و دیارند
کژ رهان رهنمایان
رهزنان راهدارند
نسلِ عهدِ عتیقند
قومِ پیرار و پارند
سنگِ قعر مغاکند (۲)
میخ کُنج حصارند
سر برآوره از گور
حشرِاصحابِ غارند (۳)
نعلِ استر به پایند
دستِ خنجرگزارند
قاهری اهرمن خوی
جابری دینمدارند
دادشان دام تزویر
داوری نابکارند
ننگِ انسانِ آزاد
عاری از ننگ و عارند
کیسه دوزانِ غارت
دزدِ دروازه دارند
شغل داغ و درفشند
ظلم و زجر و ضرارند
عرصۀ تیرباران
صحنۀ سنگسارند
قبضِ مِهر و مودّت
بسطِ کین و نقارند
سرکشی را سرشتند
شبروی را شعارند
آسمان و زمین را
دعوی ِ انحصارند
جان اهلِ جهان را
صاحب اختیارند
خنجری رانده درخون
تیغۀ آبدارند
دست و ساطور قصاب
ضاربی کهنه کارند
پاک با نوع انسان
دشمنی آشکارند
بر سرِ رهنوردان
ریزشی صخره وارند
روح آزادگی را
ضربتی مرگبارند
همچو ویروس منحوس
دائم الانتشارند
داس ظلمت به د ستند
دیگِ وحشت به بارند
مستِ خونِ جوانان
بر شریعت سوارند
صاحب تیغ چنگیز
وارثِ ذوالفقارند
صد زمستان بی رحم
سّدِ راهِ بهارند
آتشِ کشتزاران
یک جهان شوره زارند
رشگ کرگند و کفتار (۴)
کرکس و لاشخوارند
با شقاوت همآغوش
با جنون هم قطارند
مُرغوای غرابان (۵)
قاری قار قارند
زوزه ای در خیابان
نعره ای بر منارند
عزم غدر و خیانت
عهدِ ناپایدارند
با جنابت قرینند
با جنون همجوارند
لِردِ عمقِ لجنزار (۶)
در لجن ماندگارند
با وطن درتجاوز
ننگ ایل و تبارند
فاجری بی حفاظند (۷)
لشکری بی شمارند
حرز دینشان به بازو
زاهدی زنده خوارند
قُبح ِ ایّامِ ماضی
ننگ این روزگارند
اینک این بد نهادان
میر و فرمانگزارند
اهلِ ایران ازین ننگ
تا ابد شرمسارند !
یا اسیر توحش
یا به فکر فرارند
عده ای گورخوابند
عده ای سوگوارند
عده ای صیدِ غارت
عده ای داغدارند
قصه کوتاه ، ملت
غرق دود و غبارند
هیزم دوزخ دین
کُنده وسوختبارند
بندیِ جور و کین در
شهرِ بی شهریارند
خائف وخوارو خاموش
زار و زرد و نزارند
وای اگر بر نخیزند
پشت فکرت نخارند
بذرهمت نریزند
تخم غیرت نکارند
این سر از خواب غفلت
وای اگر برندارند

م.سحر
۱۴.۹.۲۰۲۰
http://msahar.blogspot.com/

………………………………………………
(۱) روزبانان یعنی جلادان/ مردم کشان
(۲) مغاک یعنی گودال،چاله و شکاف در عمق زمین
(۳) حشر یعنی زنده شدن مردگان
(۴) کرگ یعنی کرگدن
(۵) لِرد یعنی ته مانده ، رسوب
(۶) مُرغوا یعنی فال بد و نفرین ، نحوست
(۷) بی حفاظ یعنی بی آبرو ، بی شرم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)