قالیباف بین کاندیداها اصولگرا بیش از بقیه ظرفیت کسب آرای طبقه متوسط را دارا بود اما با کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی این رویای قالیباف تاحد زیادی مخدوش شده است. او اینک از کسب رای میانه رو ها و اصلاح طلبان ناامید شده‌است؛ و به ناچار می‌کوشد خود را به عنوان فردی ولایت پذیر و سرسخت در مقابل مخالفین جمهوری اسلامی نشان دهد تا شاید از این رهگذر بتواند به عنوان نماینده جریان بیت و سپاه به مصاف هاشمی رفسنجانی برود و به ناچارچهره‌ای افراطی از خود نشان می‌دهد.

محمد باقر قالیباف بیش از همه کاندیداهای موجود رؤیای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری را در سر پرورده است. او زودتر از همه فعالیتهای انتخاباتی خود را آغاز کرده‌ و در تمامی سالهای اخیر خود را به عنوان کاندیدایی جامع جلوه داده است. به این دلیل از یکسو تلاش کرده به آقای خامنه‌ای نشان دهد که از او کاملاً اطاعت می‌کند و در مقابلش سرسپردگی کامل دارد تا حمایت او را کسب کند و از سوی دیگر به عنوان شهردار تهران٬ چهره نرم٬ ملایم و کارآمدی از خود بروز داده که بتواند نمایندگی عملگرایان و حتی بخشی از اصلاح طلبان را برعهده گیرد.

عملکرد او در شهرداری تهران به عنوان مدیری کارآمد و استفاده از برخی مدیران نزدیک به کارگزاران و حتی تلاش برای جذب جوانان اصلاح طلب تصویر نسبتاً خوبی از او در اذهان باقی گذاشته بود و در بین کاندیداها اصولگرا بیش از بقیه ظرفیت کسب آرای طبقه متوسط را دارا بود اما با کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی این رویای قالیباف تاحد زیادی مخدوش شده است. او اینک از کسب رای میانه رو ها و اصلاح طلبان ناامید شده‌است؛ و به ناچار می‌کوشد خود را به عنوان فردی ولایت پذیر و سرسخت در مقابل مخالفین جمهوری اسلامی نشان دهد تا شاید از این رهگذر بتواند به عنوان نماینده جریان بیت و سپاه به مصاف هاشمی رفسنجانی برود و به ناچارچهره‌ای افراطی از خود نشان می‌دهد.

اخیراً فایل صوتی از او منتشر شده است که به نقش خود در سرکوب جنبش دانشجویی اشاره می‌کند و به عنوان یکی از فرماندهان ارشد نظامی توضیح می دهد که ابایی نداشته با چوب بر سر دانشجویان و مردم معترض بکوبد. اما یکی از عجیب ترین بخشهای این سخنرانی دروغ آشکاری است که در مورد مراسم ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۱ می گوید. قالیباف مدعی است که با فردی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ملاقات داشته و حاضر شده است مجوز برگزاری مراسم را به دفتر تحکیم وحدت بدهد و امنیت آن را نیز تضمین کند. اما دفتر تحکیم وحدت پس از مشورت با کسانی که او بزرگترش می‌خواند به بهانه پیدا نکردن سخنران از برگزاری مراسم منصرف شده است و به قول ایشان پس از آن مساله ناآرامی های ۱۸ تیرماه به کلی برطرف شده‌است.

در حالی که در آن سال شورای مرکزی دفتر تحکیم٬ درخواست برگزاری راهپیمایی از درب غربی دانشگاه تهران تا کوی دانشگاه را به وزارت کشور ارائه داد. عنوان راهپیمایی “سکوت، مقاومت، رهایی” بود و قرار بود از ساعت ۱۲ ظهر تا ۳ عصر برگزار شود راهپیمایی ۴ محور داشت:

۱- اعتراض به نادیده گرفتن خواسته‌های ملی

۲- اعتراض به سرکوب جنبش دانشجویی

۳- آزادی زندانیان دانشجویی سیاسی

۴- استقلال دانشگاه، دوری از قدرت

در دوران مورد اشاره قالیباف من عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بودم. ما از حدود ۱۰ روز قبل از آن تقاضای برگزاری مراسم را به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب داده بودیم. این کمیسیون در ۱۵ تیرماه به فاصله سه روز قبل از برگزاری مراسم به ما اطلاع داد که با برگزاری راهپیمایی موافقت شده است و ما هم از قبل آماده برگزاری این برنامه‌ بودیم اما به فاصله یک روز و پس از آنکه اطلاعیه دعوت به راهپیمایی منتشر شد، کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مجوز خود را پس گرفت و با صدور اطلاعیه رسمی اعلام کرد که جهت جلوگیری از سوء استفاده اخلال گران مخالف برگزاری راهپیمایی است و نهایتاً پس از لغو مجوز راهپیمایی دفتر تحکیم وحدت تصمیم گرفت مراسم کوچکی بر مزار شهدای ۱۶ آذز برگزار کند که این مراسم در آن سال برگزار شد و آقای تقی رحمانی هم در آنجا سخنرانی کرد. تمامی این رخدادها در رسانه های آن زمان منتشر شده و در دسترس است.

بنابراین چنین ملاقاتی از سوی دفتر تحکیم وحدت و با مجوز شورای مرکزی هرگز صورت نگرفته است و در جلسات شورای مرکزی هم هیچ یک از اعضای شورای مرکزی چنین درخواستی نداشتند و گزارشی نیز درباره برگزاری چنین جلسه‌ای به شورای مرکزی ارائه نشد و اولین بار است که این ادعا را می‌شنوم.

ضمن اینکه مرجع بررسی تقاضای برگزاری چنین مراسمهایی کمیسیون ماده ۱۰ احزاب است و فرمانده نیروی انتظامی در این مورد نقشی نداشت و دلیلی هم برای ارائه تقاضا به او وجود نداشت. تقاضای برگزاری مراسم به امضاء برادر عزیز دربندمان عبدالله مومنی که دبیر وقت تشکیلات دفتر تحکیم وحدت بود به وزارت کشور ارائه شد و مسئولیت برگزاری آن نیز از سوی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت پذیرفته شده بود که با مراجعه به رسانه های خبری آن زمان قابل دسترسی است.

دلیلی هم که آقای قالیباف مدعی است که ما برای خودداری از برگزاری مراسم گفته‌ایم؛ سستی ادعای ایشان را بیشتر آشکار می‌کند. پیدا نشدن سخنران برای چنین مراسمی بیشتر شبیه شوخی است چرا که در همه مراسم های اینچنینی اعضای شورای مرکزی و دانشجویان و چهره های ملی و سیاسی آمادگی سخنرانی داشتند کما اینکه در همان سال شادروان مهندس سحابی و آقای آرمین قرار بود برای برگزاری مراسم سالگرد ۱۸ تیرماه در دانشگاه اردبیل سخنرانی کنند که لغو شد و در تمام این سالها هیچ وقت مشکلی از جهت سخنرانی چهره های سیاسی و ملی در مراسم های دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی دانشجویان وجود نداشت. در تهران که سخنرانان همیشه در دسترس بودند و حتی در شهرستانها که رفت و آمد قدری دشوارتر بود همیشه یلی چون هدی صابر در میانه میدان ایستاده بود که در صورت نیاز جلوتر از همه حاضر بود.

قالیباف همچنین در طول این سخنرانی می‌کوشد دفتر تحکیم وحدت را به عنوان پیاده نظام جبهه دوم خرداد معرفی کند و مدعی است که آنها به عنوان بزرگتر دفتر تحکیم وحدت مانع برگزاری این مراسم شده‌اند. این در حالی است که اگرچه دفتر تحکیم وحدت در شکل‌گیری جریان دوم خرداد و پیروزی آقای خاتمی نقش زیادی داشت، اما پس از آن و بویژه در سالهای ۱۳۸۰ به بعد دفتر تحکیم وحدت با استراتژی دوری از قدرت از جبهه دوم خرداد خارج شده و جایگاه خود را در درون جامعه بازتعریف کرده بود و تصمیمات آن مستقل از تمامی احزاب و جریانها گرفته می‌شد. از سال ۱۳۸۰ به بعد دفتر تحکیم وحدت هرگز از رهبر٬ رئیس جمهور٬ رئیس مجلس و دیگر شخصیتهای حکومتی که در آن زمان مرسوم بود، پیامی برای افتتاح مراسم دریافت نکرد و استقلال خود را حفظ نمود هرچند که با احزاب و شخصیتهای سیاسی اصلاح طلب و اپوزیسیون جلسات و همکاریی داشت اما هرگز آنها در تصمیم گیری در مورد برنامه ها نقشی نداشتند.

علاوه بر آن آقای قالیباف مدعی است که پس از آن مساله ناآرامی های ۱۸ تیرماه برای همیشه منتفی شد. در حالی که خود او در همان سخنرانی اشاره می‌کند که در سال ۱۳۸۲ یعنی تنها یکسال پس از آن٬ ۲۵ روز خیابانهای تهران ناآرام بوده است. و همین اعتراف نشان می دهد که تا چه میزان ادعاهای وی سست و بی پایه است. خاطره ظلمی که در سال ۱۳۷۸ و پس از آن در سال ۱۳۸۲ و نهایتاً پس از انتخابات پیشین ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ بر دانشجویان و مردم رفت هرگز فراموش نشده و با این شگردها هم فراموش نخواهد شد. روش حل چنین بحرانهایی تنها و تنها از طریق برقراری عدالت امکان پذیر است که در جمهوری اسلامی کیمیا است. جمهوری اسلامی همانگونه که آقای قالیباف هم به درستی توضیح می‌دهد (و ماهیت واقعی خود را آشکار می‌کند) همیشه کوشیده‌است به جای برقراری عدالت با کوبیدن چوب بر سر معترضان اعتراضات را خاموش کند غافل از اینکه به هر حال اگر امروز نه فردا باید پاسخگوی خونهای به ناحق ریخته شده باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)