انتشارات آیدا- بوخوم به‌تازگی چاپ دوم تعدادی از داستان‌های کوتاه فرانتس کافکا به‌ترجمه‌ی لطفعلی سمینو را منتشر کرده است.  تعداد صفحه‌های این کتاب ۱۹۰ است و با جلد شومیز ارائه می‌شود.

لینک تهیه کتاب در سایت آیدا:

http://aidabook.de/de/node/3440

 فرانتس کافکا

 گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه

 مترجم: لطفعلی سمینو

چاپ دوم: ۲۰۲۰

طراحی جلد: رحیم کاکایی

نقاشی چهره‌ی کافکا: بابک نایبی

ناشر: آیدا، بوخوم، آلمان

فهرست:

 

گزارشی به فرهنگستان

شغال‌ها و عرب‌ها 

در برابر قانون

در تبعیدگاه 

مهمان مردگان

پژوهش‌های یک سگ

شوربختی

آموزگار دهکده 

نخستین اندوه

قهرمان گرسنگی

پزشک روستا 

تفسیری بر دو داستان کوتاه اثر فرانتس کافکا

تفسیری بر دو داستان کوتاه اثر فرانتس کافکا

لطفعلی سمینو

 

فرانتس کافکا، این نویسنده‌ی آلمانی‌زبانِ اهل پراگ، در زمان زندگی خود چندان سرشناس نبود و نوشته‌هایش از دیدِ خودش «یادداشت‌های سرسری» بودند. اما انسان‌ها پس از مرگش و به‌ویژه نسل‌های بعدی نظر دیگری در باره‌اش دادند. آثار او از دهه‌ها پیش بخش جدایی‌ناپذیری از ادبیات جهانی محسوب می‌شوند و کافکا به یکی از قدیسان ادبیات مدرن تبدیل شده است. آثارش به تمام زبان‌های مهم دنیا ترجمه شده و پیوسته ترجمه‌های تازه‌ای از آن‌ها عرضه می‌شوند. نوشته‌های رازآمیز و تصویرهای غریب او برای نسل‌های پی‌درپیِ خوانندگان جذابیت داشته و آن‌ها را به خود مشغول کرده است. با اینکه تعداد و حجم آثار کافکا در مقایسه با بسیاری از نویسندگان بزرگ دنیا زیاد نیست، در باره‌ی کمتر نویسنده‌ای به‌اندازه‌ی او نوشته و گفته شده است. ادبیات‌شناسان و متخصصان تا امروز پیوسته جنبه‌های نوینی برای آثار او قائل می‌شوند.

زمان درازی تصویر ناقصی از کافکا، همچون نویسنده‌ای که جهانی ذهنی و خیالی در داستان‌هایش می‌آفریند و اعتنایی به مسایل دنیای واقعی ندارد، برای توده‌ی کتاب‌خوانان پرداخته شده بود. حتا امروز نیز بسیاری کافکا را نویسنده‌ای خیال‌پرداز با رویاهایی بیگانه با جهان و درگیر در کشمکشی درمان‌ناپذیر با مسایل روانی و مشکلات خانوادگی خود می‌شناسند. در تصویرهایی نیز که از او بر جای مانده، چهره‌ی جوانی جدی و نحیف با نگاهی غمگین را می‌بینیم. رنج کافکا از مناسبات خانوادگی‌اش را نیز به‌خوبی می‌توانیم در نامه‌های او به پدرش که در سال ۱۹۱۹ منتشر شدند دریابیم.

اما این همه‌ی واقعیت نیست. کافکا در داستان‌های کوتاه، رمان‌ها، یادداشت‌های روزانه و نامه‌هایش بیش از بسیاری از نویسندگان دیگر به روان انسان، دوگانگی و مسئله‌ی هویت آدمی پرداخته است. او با آفرینش شخصیت‌های مستقل از زمان مشخص، پدیده‌ها و رویدادهای غریب و با زبانی دقیق و بی‌پیرایه، درماندگی‌ها، ناامیدی‌ها و تهدیدها را  بیان می‌کند.

از این گذشته، کافکا به مسایل اجتماعی زمان خود نیز بی‌توجه نیست، اما به‌صراحت به آن‌ها نمی‌پردازد و دیدگاه‌های خود را با سبکی رازآمیز و نمادگونه بیان می‌کند. درست به‌همین دلیل است که خوانندگان از آثار او برداشت‌های گوناگونی می‌کنند و ناقدان تفسیرهای گوناگونی از آن‌ها به‌دست داده‌اند. این تفسیرها را می‌توان به‌طور کلی به سه دسته تقسیم کرد:

تفسیرهای روان‌کاوانه که بیشتر بر رابطه‌ی کافکا با پدرش تأکید می‌کنند و نظریه‌ی عقده‌ی ادیپی را پیش می‌کشند، تفسیرهای اجتماعی که مدعی‌اند در آثار او صحبت از قدرت و بوروکراسی و دیوان‌سالاری خشک و آهنینی است که در دوران مدرن بر تمامی عرصه‌های زندگی انسان حاکم است و سرانجام تفسیرهای متافیزیکی که برپایه‌ی آن‌ها، کافکا در بیشتر آثارش به باورها، نمادها وافسانه‌های دینی (به‌طبع یهودی) می‌پردازد. در ادامه‌ی این مقاله تفسیری بر دو داستان نخستین این مجموعه ارائه می‌شود که ترکیبی است از دوگونه‌ی دوم و سوم.

این بخش از کتاب را در ادامه به صورت کامل بخوانید:

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)