به نظرمی رسدپروژه هاشمی شویی(مثل پول شویی) کلید خورده است.
درپروسه پول شویی،پول کثیف(یعنی پول هایی که از راه غیر قانونی ومعاملات  خلاف مثل موادمخدرکسب می شود)در یک مسیر قانونی و حساب شده تبدیل به پول پاک می شود.
با این وجود پروژه  هاشمی شویی هم روی  تطهیرکردن و هم روی از  دور خارج کردن را دارد.
وجه اول ممکن است سناریویی از سوی خودش باشد.چون صاحب نفوذ وقدرت است.قصد دارد ثابت شود که هیچ خدشه ای در کارنامه اش نیست و همچنان مرد بحرانهاست و اوست که می تواند کشور را با سیاست های خود نجات دهد.
اما وجه منفی آن -که می توانداز سوی مخالفان هدایت شود-سعی دارد،وی را برای همیشه (آنهم به شکل افتضاح سیاسی)از مدیریت و اداره کشور کنار بگذارد.
همه می دانند و همه می دانیم،درانتخاب آقای خامنه ای به رهبری،هاشمی رفسنجانی نقش کلیدی را داشت.وبنابراین قدرت کنونی رهبرج.ا.ا.،تاحدودی مدیون وی است.واز طرفی امام گفته بود تا زمانی که این دو باهم هستند ج.ا.ا. آسیبی نخواهد دید و هست!
رهبری(البته باهدایت مشاورین سیاسی واطلاعاتی خود)نمی خواهدوبهتر است بگوئیم نمی تواند مستقیما رو در روی هاشمی رفسنجانی قراربگیرد.
او البته توانسته است تا حدودی  توسط دیگران  در این سالها وی را به حاشیه ببرد و باصطلاح درصحنه سیاسی کشور،وی را بی اعتبار سازد.
هاشمی رفسنجانی هم نمی تواند علنا وارد مخالفت با رهبری شود.او همیشه با یکی به نعل و یکی به میخ و به اصطلاح عدم تفریط و افراط،خواسته است جلوی تکرار پروسه آیت الله منتظری را برای خودش بگیرد.او می داند این شتری است که درخانه اش خواهد خوابید،لذا دارد پیشگیری می کند. ونمی خواهد به این آسانی و به این شکل خود را بازنشسته سیاسی کند.
او هر چند می داند بیت رهبری دارد پنبه اش رامی زند،اما پشتوانه قدرت وی دراین سالها،به اومی گویددربازی سیاست این اوست که حرف  آخررامی زندوبرگ برنده در اختیار اوست.
بیت رهبری،وهاشمی رفسنجانی و نیز براندازان نظام ج.ا.ا می دانندپایان رهبری نزدیک است.بنابراین بیت می خواهد،هاشمی هم به سرنوشت منتظری دچار و هاشمی   هم  می خواهد،دراین آشفته بازار سیاسی که کهنه ها دارند مقدس و نو و قحط الرجالی دارد آگاهی رسانی می شود،به عنوان مرد بجرانها ونجات دهنده و منجی ایران مطرح شود.
البته در این سوی مبارزه سیاسی هم براندازان باطیف های متفاوت ومتضاد وجود دارد وهم کسانی که برای حفظ آرمانهای انقلاب بهمن 57(ونه حفظ نظام ج.ا.ا.) تلاش دارند.
با این وجود در کشور ما پروسه جانشینی هیچگاه دمکراتیک نبوده و مردم بر اساس آگاهی درست دست به انتخاب نزده اند. بلکه با شیوه های جنگ روانی،وتطمیع و قدرت اضافه داشتن برخی افراد وگروهها در عرصه رقابت،تغییر صورت پذیرفته است.
پروسه پروژه هاشمی شویی در همین امتداد ومسیر  قرار دارد.
پروژه دستگیری و زندانی کردن  مهدی و فائزه و الفاظ رکیک به آنها در مجامع عمومی،می تواند بخشی از پروسه مشترک هر دو وجه «هاشمی شویی»باشد!
و همین بس که برای مصرف عوام وی (هاشمی رفسنجانی)گفت:«فرزندان من هم مثل بچه های مردم»!
اما مسلم است که هیچکس این حرف را جدی      نمی گیرد. حقیقت این است که  زندان آنها مثل زندان ما و بچه های مردم نیست.
وقتی من خودم(نویسنده یادداشت) یک روز پس از تعطیلی روزنامه سلام بدلیل نوشتن در مطبوعات دوره آقای خاتمی!بازداشت شدم و به زندان توحید(موزه عبرت فعلی!!)رفتم،دیدم در راهروی زندان به جای دو عکس رسمی آقای خامنه ای(به عنوان رهبرو محمدخاتمی(به عنوان رئیس جمهوری)عکس های  هاشمی رفسنجانی و امام خمینی بر روی دیوار نصب شده  است!این یعنی چه؟!و چه مفهومی می توانست  داشته باشد؟!
یامثلا آیامهدی هاشمی نیزمثل(سید)مهدی هاشمی(ازبستگان آیت الله منتظری) که زندان رفت و به اجبار آنهم فقط برای رضایت امام،مصاحبه ای با فریب از اوگرفتند تافقط امام ببیند،ولی آنرا برای مردم پخش کردند،و یا به اقرار«محمدی ری شهری» (اولین وزیر اطلاعات کشور)در کتاب خاطرات سیاسی(چاپ سوم)خود صفحه 95که نوشت:«او (منظور سید مهدی هاشمی)به جرم اخیرازسوی قوه قضائیه به تحمیل هفتاد ضربه شلاق محکوم شد.متهم،پیش ازجرای کامل حکم،برای افشای حقیقت اعلام آمادگی کرد.لذا از اجرای بقیه حکم خودداری شد».آیا مهدی هاشمی فرزند هاشمی رفسنجانی هم مثل بچه های مردم،چنین مصاحبه ای خواهد کرد(برای رضای رهبری؟)واز او اقاریر  به نام تعزیربا ضربلات شلاق خواهند گرفت؟!مثل بچه های مردم!!؟!
نه…بعید است؛الان در شرایط و زمان فعلی برای بعضی ها(تاکید می کنم فقط برای بعضی ها)زندان واقعا  هتل و پرستیژ و رانت است!وبرخی به کمک همان رانتی که سالها بدست آورده اند،به کمک تبلیغات سعی دارند از این نمد برای آینده خود کلاه بسازند!
آیا مهدی هاشمی (فرزند هاشمی رفسنجانی)مثل بچه های مردم نیززندانی اش اینگونه خواهد بود؟!و مثل خودم(نویسنده این یادداشت)ماههای متمادی از هواخوری و آفتاب و کتاب و حتی بازجویی محروم و 8ماه(سال 1365)را دریک سلول انفرادی تنگ و نمناک و تاریک خواهد گذراند؟!و  نیز مثل من پس از زندان(سال 1378)از همه چیز(کار،بیمه و مانند آن)و حقوق اولیه یک زندگی معمولی محروم خواهد شد!؟
یا این که نه،زندانی شدن آنهاپروسه ای است برای«هاشمی شویی»که توافقش پیشاپیش از سوی  ارباب قدرت تنظیم شده است؟
آقای خامنه ای  و هاشمی رفسنجانی هر دو می دانند،پایان دوره رهبری نزدیک است. هردو برای پس ازاین درتلاش هستند تا قدرت آینده را دراختیار داشته باشند.
آقای خامنه ای در این پروسه باکمک سپاه و نیروهای اطلاعاتی وامنیتی و تسلط آنها بر همه ارکان اداره کشور و حتی با شنود زندگی خصوصی شخصیتها ومدیران کشور وعلی الخصوص مجلس خبرگان رهبری،سعی دارد،این تسلط همچنان حفظ شود.که در این میان برخی هم به قیمت عدم رسوایی شان و قطع نشدن پول بی حساب وکتاب بیت المال که به جیب شان واریز می شود،سکوت.
در پروسه هاشمی شویی،هاشمی رفسنجانی بی میل نیست بتواند ازسوابق و قدرت و ذی نفوذ بودنش،از موضع یک رهبر فراگیر و جامع-که چتر خود را بر سر همه پهن خواهد کرد-سکان اداره کشور را بگیرد.
واز طرفی هدایت کنندگان بیت رهبری(نه صرفا فقط خود رهبری،که شاید خودش هم مطلع نباشد)دوست ندارند،پس ازایشان هاشمی رفسنجانی پر و بال داشته باشد،چون به هرحال هاشمی رفسنجانی به طریق اولی تفاوت های فاحش با آقای خامنه ای دارد و  اعتبار سیاسی وی در زمان حیات امام و قدرت و تسلط وی، از او یک سیاستمدار برجسته ساخته است.
ازطرفی وضعیت فعلی کشور،آنچنان شده است که احتمال وحدت و بوجود آمدن یک دولت آشتی ملی به رهبری هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان و منتقدین داخلی برای حفظ نظام  هست.که برخی نشانه ها را در گرایش ها و حرفهای  سیاسی محمد خاتمی می توان دید.واین البته به پروسه پروژه هاشمی شویی  بستگی دارد.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
12مهر1391

http://assize.blogspot.co.uk/2012/10/blog-post.html

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)