“همین «حرف زدن خشک و خالی» بدون عملی، علی رغم خواسته‎ی سخن‎ران، توانسته بود طلسم مهلکی را که حکومت مطلقه با استفاده از ایجاد رعب و وحشت و به کمک ایدئولوژی، مردم تحت حاکمیت را در آن گرفتار کرده بود؛ بشکند.”

( انقلاب مجارستان؛ هانا آرنت )

در اندیشه آرنت ،حرف زدن و سخن گفتن به مثابه آشکار شدن بر دیگری – یا برملا کردن «کیستی»خویش، متمایز از «چیستی» خود ذات حیات سیاسی است که به مدد آن آزادی، برابری و عدالت محقق می شود. هیچ گروه،حزب و ساختار سیاسی نمی تواند عدالت و آزادی در اشکال مختلف آن را در جامعه ای محقق کند، مگر آنکه قلمرو عمومی‎ای را فراهم آورد که در آن انسان ها بتوانند بر یک دیگر آشکار شوند و از طریق بحث و گفتگو، به «منافع عمومی» جامعه، ورای ترجیحات و منافع خصوصی خود دست پیدا کنند و به تعبیر دیگر درک این موضوع که، آزادی و در پی آن عدالت، به جامعه ای داده نمی شود بلکه افراد آن را در فرایند آشکار سازی خود و تبادل نظر با دیگری به تدریج کسب می کنند و کاملا متکی به فهم و عمل مشترک مردمی است.

در نظر آرنت منافع عمومی نه بزرگترین مخرج مشترک منافع خصوصی است نه مجموع آن، بلکه ورای آن است. یعنی از خلال این امر ممکن می شود که هر فرد از طریق گفتگو «منظر» خود را به گونه ای گسترش دهد تا شامل «منظر» دیگران نیز شود و تنها در این شرایط است که آرای عمومی می توانند تامین کننده منافع عمومی باشد. آرای عمومی که متکی بر بحث و گفتگو و توافق عمومی نباشد تنها برآیندی از حال و هوای مردم است که بسیار متغییر ،موقتی و فکرنشده است.

در نگاه آرنت،حتی اگر در جامعه ای امکان انتخابات آزاد فراهم باشد و نمایندگان مردم بدون هیچ شبهه‎ای منتخب واقعی مردم باشند، یعنی یک دمکراسی پارلمانی لیبرال حاکم باشد؛ باز هم تعریف منافع عمومی در گرو بحث و گفتگو در قلمروعمومی است چرا که اساسا عقاید و افکار قابل وکالت دادن نیستند و تنها اعطای حق مدیریت و تامین امور رفاهی از طریق پارلمان ممکن است. سیاست، مستقیما با مشارکت مردم در مکان و فضای عمومی شکل می گیرد.

مفهوم سیاست مردمی یعنی ترویج این فکر و اندیشه که عقاید و افکار سیاسی را باید از حقایق رویدادهای روزمره استنتاج کرد نه حقایق تعقلی یا ایدئولوژیک که در قلمرو عمومی گرایش به سلطه گری دارند و نظرات دیگری را ملحوظ نمی‎کنند. سیاست، حرفه نخگبان یا خبرگان حزبی سیاسی خاصی نیست بلکه محصول مشارکت کنش مستقیم شهروندان در فراینده های بحث و گفتگو پیرامون موضوعات اجتماعی و سیاسی است.

اگر از این منظر به مفهوم سیاست بنگریم تعریف کلید واژه «سیاست مردمی» در بیانیه دانشجویان متحد روشن تر خواهد شد و «مقاومت متحد» علیه وضع موجود، یعنی ایجاد این امکان که هر فرد یا گروهی بتواند خود را به روشنی آشکار کند و توان روایت خویشتن را بیاید بدون آنکه توسط “سلطه‌ی سیاسی، استثمار اقتصادی، تبعیض فرهنگی و ستم اجتماعی” طرد، حذف و یا به گونه‎ای دیگر روایت شود. به عبارت دیگر، یعنی پذیرش تکثردر جامعه و کمک به آشکار شدن آن و نه تقلیل جامعه به اهرم فشار از پایین برای چانه زنی در بالا. این گونه نگریستن به سیاست یعنی دیدن هر فرد به مثابه یک امکان سیاسی جدید، نه یک ابزار برای نیل به غایت دیگر. فعالیت سیاسی در این اندیشه، خود غایت عمل است و با امر اخلاقی گره خورده است.

سیاست مردمی نافی پارلمان و انتخابات نیست بلکه قائل به آن است که اساسا نقش و مسئولیت فردی-اجتماعی افراد، برای تحقق آزادی و عدالت قابل اعطا به دیگری یا جمع نخبگان سیاسی خاصی نیست و تلاش دارد این نگاه فصلی-انتخاباتی به سیاست را که به دلیل عدم تحقق شعارهای منتخبین، دستاوردی جز انباشت خشم و سرخوردگی ندارد جایگزین یک نگاه مسئولانه به امر سیاسی کند که در آن هر فرد خود را به مثابه یک سوژه سیاسی و عامل تغییر بنگرد که می تواند قدرت سیاسی‎ای بیافریند متکی بر عمل مشترک جمعی،که درصدد ایجاد فضایی برای بازنمایی صداهای حذف شده است. قدرتی که نه به واسطه سلطه بردیگری، بلکه برآمده از توافق و اقناع دیگری است.

“سیاست مردمی” مقوم برابری و تکثر است تا امکان کسب آزادی محقق شود. این نوع نگاه به سیاست در جامعه مدنی ایران که پیش از این بیشتر متأثر از فضای گفتمان دوم خردادی با مفاهیم لیبرال دمکراسی حزبی به سیاست در ساحت حکومتی آن می نگریست؛ امکان های بیشتری خلق می کند. چرا که سوژه های سیاسی دیگر ملزم به تن دادن به تمامی قواعد بازی در ساحت حکومتی آن، یعنی پذیرش فرآیندهای خودی و غیرخودی سازی در نظام های مکتبی نیستند. به عبارت دیگر سیاست مردمی با گشوده بودن بر روی اعتراضات صنفی و مدنی، بدون آنکه به روی تاثیرات سیاست در ساحت حکومتی آن چشم به پوشد به دنبال خلق امکان های تازه است.

جامعه مدنی ما در بن بست ساختاری موجود، بیش از دل‎سپردن به هر قدرت خارجی و یا حزب ناکارآمد داخلی نیازمند خلق امکان های سیاسی جدید است که زبان سیاسی خاص خود را می طلبد تا به مدد آن از فرو افتادن اکثریت جامعه در خاموشی و انفعال جلوگیری کند. تلاش دانشجویان متحد و گشودن بحث سیاست مردمی همانطور که دکتر محمد جواد کاشی بیان کردند ” حاصل تأملات نظری یک فرد و یک جمع نیست. ابداع ناشی از بن‌بست‌های عملی است. زایش زبان است، هنگامی که به نظر می‌رسد دست‌ها و پاها بسته شده‌اند. مفهوم زاده می‌شود.”و امیدوارم با بحث و تدقیق بیشتر در این مفهوم نظریه جامعه تری حاصل شود تا امکان فرا‎روی نظری و عملی از وضع موجود را مهیا کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)