وضعیت بحرانی کشور و سیاست های ما

جمهوری اسلامی مانع اصلی گذر به جامعه مدرن و تحول به یک کشور پیشرفته و دمکراتیک، برقراری آزادی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر در کشور ما است. استراتژی ما رفع مانع اصلی و گذر به جمهوری دمکراتیک و سکولار است. سیاست‌های ما با این استراتژی تبیین می‌شود و در خدمت آن قرار می‌گیرد.

وضعیت بحرانی کشور

کشور ما در وضعیت بحرانی قرار دارد. بحران اقتصادی، فقر، بیکاری گسترده و تورم فزاینده، بحران کارآمدی حکومت، بحران مشارکت، بحران دولت ـ ملت، تعمیق شکاف طبقاتی، جنسیتی، ملی ـ قومی، رشد فزاینده آسیب های اجتماعی، افزایش بی سابقه اعتیاد و بزه‌کاری، گسیختگی در مناسبات اجتماعی، خطر فروپاشی اجتماعی و اخلاقی، حدت یافتن چالش بین جریان های حکومتی، انزوای جهانی ایران و تحریم ها و فشارهای روزافزون بین المللی و انبوهی از مشکلات لاینحل مانده دیگر که به گونه کلافی درهم تنیده درآمده و خطر جنگ و از هم گسستن شیرازه کشور را تقویت کرده است. در حال حاضر در میان مجموعه بحران ها و شکاف ها، وضعیت دشوار زندگی اکثریت مردم و به ویژه کارگران و زحمتکشان، تحریم های بین المللی و بحران اقتصادی، به مسئله مرکزی کشور ما تبدیل شده و مواجهه با آن ها، در متن چالش های سیاسی قرار گرفته است.

به جهت تراکم و انباشت بحران ها و شکاف های اجتماعی از یکسو و از سوی دیگر تداوم حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و ادامه سیاست های مخرب آن ها در همه عرصه ها، آینده تیره و نگران کننده ای در مقابل کشور ما قرار دارد.

جمهوری اسلامی مانع اصلی گذر به جامعه مدرن و تحول به یک کشور پیشرفته و دمکراتیک، برقراری آزادی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر در کشور ما است. استراتژی ما رفع مانع اصلی و گذر به جمهوری دمکراتیک و سکولار است. سیاست‌های ما با این استراتژی تبیین می‌شود و در خدمت آن قرار می‌گیرد.

راه های برون رفت کشور از وضعیت بحرانی

تداوم وضعیت موجود، تداوم بحران است. تداوم بحران می تواند کشور ما را به فاجعه سوق دهد. وضع موجود باید تغییر کند. ما در راستای استراتژی سیاسی سازمان بر تغییر سیاست ها در عرصه داخلی و خارجی و در درجه اول تامین آزادی های سیاسی برای تغییر وضعیت موجود و برون رفت کشور از وضعیت بحرانی تاکید داریم.

عرصه داخلی

* آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، برداشتن حصر خانم رهنورد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، پایان دادن به پیگرد، دستگیری و حبس فعالین سیاسی و مدنی، لغو احکام اعدام و سنگسار و کوتاه کردن دست ارگان های امنیتی ـ نظامی از حوزه سیاسی و مدنی، برچیدن سانسور از رسانه ها، کتاب و حوزه هنری و ادبی و تامین آزادی رسانه ‌ها، گردش اطلاعات و حق دسترسی مردم به اطلاعات.

* آزادی فعالیت احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان های غیردولتی و برگزاری تظاهرات و اجتماعات، آزادی فعالیت صنفی ـ سیاسی دانشجویان، تامین حق فعالیت کنشگران و جنبش زنان و پویش های ملی ـ قومی

* احیاء سازمان برنامه و بودجه، سامان دادن به اقتصاد کشور و گذر از اقتصاد وارداتی به اقتصاد تولیدی، شفاف‏سازی و مبارزه با فساد، بهبود فضای کسب و کار.

* بازگرداندن سپاه به پادگان ‌ها و پایان دادن به تسلط بیت خامنه ای، بنیاد‌ها، سپاه و بسیج بر اقتصاد کشور و مهار عملکرد باندهای قدرت ـ ثروت در عرصه اقتصادی.

* اتخاذ تدابیر ضرور برای کاستن از ابعاد فقر، میزان بیکاری و نرخ تورم، شناسائی گروه های آسیب‏پذیر جامعه و سوق دادن یارانه‏ها به سمت گروه‏های آسیب پذیر و نیازمند جامعه و گسترش بیمه همگانی در سطح کشور.

عرصه بین المللی

* کشور ما براساس موازین بین المللی از حق دستیابی به تکنولوژی هسته ای و بهره گیری از انرژی هسته ای در مقاصد غیرنظامی برخوردار است. اما برنامه هسته ای جمهوری اسلامی برای کشور ما مشکلات بیشماری آفریده و هزینه  سنگینی را بر مردم ایران تحمیل کرده است. کشور ما به خاطر این پروژه، با تحریم های بی سابقه بین المللی روبرو است. لذا حل بحران هسته ای به مسئله مبرم و حیاتی کشور ما تبدیل شده است.

* ما برحل بحران هسته ای از طریق گفتگو و مذاکره، مشروط و محدود کردن پروسه غنی سازی اورانیوم تاکید می کنیم. منافع ملی کشور کنار گذاشتن سیاست خارجی تهاجمی، رویکرد به سیاست گفتگو و مصالحه با رعایت منافع ملی است.

 * شفاف سازی برنامه هسته ای ایران، اعتمادسازی و همکاری همه جانبه با آژانس بین المللی. برنامه  هسته ای ایران لازم است تحت نظارت نزدیک آژانس در زمینه مسائل فنی و حقوقی قرار گیرد و ایران به پروتکل الحاقی بپیوندد.

* توقف روند تشدید تحریم های بین المللی اقتصادی و توافق روی برنامه زمانبندی شده برای لغو تحریم ها. ما با  تحریم‏های اقتصادی که فشارهای کمرشکن بر زندگی مردم وارد می آورد و ناشی از سیاست های نابخردانه جمهوری اسلامی است، مخالفیم اما از تداوم و تشدید فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی حمایت می کنیم.

* ما مخالف حمله نظامی به ایران هستیم. حمله نظامی برای کشور ما، منطقه و جهان فاجعه آفرین خواهد بود.

* ما بر آغاز بحث کارشناسی در فضای آزاد پیرامون سیاست تولید انرژی برای کشور تاکید داریم. ضروری است برنامه دراز مدت تامین انرژی کشور تدوین شود.

* اجتناب از سیاست دشمن تراشی و خصومت با امریکا و اسرائیل. ما خواهان پایان بخشیدن به سیاست دشمن تراشی و خصومت با امریکا، اسراییل و جهان غرب و برقراری مناسبات عادی و مبتنی بر حقوق بین الملل بین ایران و کشورهای جهان هستیم. گفتگوی دوجانبه و مستقیم بین ایران و امریکا می تواند راه را برای حل بحران هسته ای باز کند. مذاکره و مصالحه به معنی قربانی کردن منافع ملی و تمکین به سلطه طلبی امریکا و متحدین او نیست. می‌توان و باید به توافق‌هائی دست یافت که متضمن منافع دو کشور باشد.

امر اتحادها و همکاری ها

* کنگره سیزدهم سازمان، جمهوریخواهی را یک ارزش دموکراتیک و مصالحه ناپذیر می شناسد. نزدیکی و همکاری نیروهای جمهوری خواه دموکرات و سکولار و اتحاد وسیع این نیروها، در مرکز ثقل استراتژی اتحادهای سیاسی سازمان قرار دارد. ما در جهت برآمد مشترک این نیروها و تقویت چنین روندی تلاش می کنیم.

* در جنبش سبز نیروهای گوناگون با گرایش‏های مختلف فکری ـ سیاسی حضور دارند: نیروهای جمهوری خواه سکولار و دمکرات، اعم از دین‏ باوران و غیردینی ها و نیروهای متدین اصلاح طلب. نیروهای تحول طلب جمهوریخواه در همکاری با هم و با سایر نیروهای جنبش سبز قادر خواهند شد که در تداوم و گسترش جنبش، نقش موثرتری ایفا کنند.

* ما از اعمال فشارهای بین المللی به جمهوری اسلامی برای رعایت حقوق بشر استقبال می کنیم و بهره گیری از برخی امکانات بین المللی برای طرح مطالبات مردم را مجاز می دانیم. اما آلترناتیو سازی توسط کشورهای خارج را قاطعانه رد کرده و همکاری با جریان هائی که برای انجام تحولات سیاسی در ایران بر دخالت کشورهای خارجی تکیه می کنند، مجاز نمی دانیم. ما بخاطر عواقب منفی چنین سیاستی به پیش گیرندگان آن هشدار می دهیم.

* ما هم چنان از گفتگو بین گرایش های مختلف در میان نیروهای مخالف و منتقد حکومت استقبال می کنیم و آن را در خدمت ارتقای فرهنگ دمکراتیک می دانیم.

جنبش های اجتماعی

* جنبش سبز دوره رکود خود را می گذراند. با این وجود، مطالبات این جنبش هم چنان پابرجا است و در صورت فراهم بودن شرایط مساعد، می تواند برآمد کند. ما به مثابه جریان چپ دمکرات و سکولار خود را جزو این جنبش می‏دانیم و از آن دفاع کرده و برای تداوم حیات آن تلاش می‏کنیم. بین جنبش کارگری، جنبش زنان و ملی ـ قومی با جنبش سبز پیوند نزدیکی به وجود نیآمده است. این جنبش در اساس با اتکاء بر مطالبه سیاسی طبقه متوسط  جدید شکل گرفت. نیروئی که آزادی سیاسی و فرهنگی، مطالبه محوری آن است. اما این مطالبات دغدغه اصلی کارگران و مزدبگیران را پوشش نمی دهد. خیزش کارگران در موقعیت سیاسی کنونی فرصت مناسبی است برای برقراری ارتباط بین جنبش سبز با جنبش کارگری و پررنگ کردن پیوند مبارزه برای آزادی با عدالت اجتماعی.

* سازمان برای برقراری اتحاد موثر و سودمند بین طبقه کارگر و مزدبگیران و طبقه متوسط جامعه، بین جنبش سبز با جنبش کارگری و پیوند زدن مبارزه برای آزادی با عدالت اجتماعی تلاش می کند. معلمان و پرستاران از مشکلات اقتصادی و بی حقوقی رنج می برند و برای تامین زندگی شرافت مندانه مبارزه می کنند. ما پشتیبان تشکل یابی و مبارزات آن ها هستیم.

* ما بر ضرورت تداوم مبارزه جنبش دانشجوئی علیه استبداد تاکید کرده و از مبارزات آن ها برای آزادی، عدالت اجتماعی و استقرار دمکراسی در کشور، تامین فضای آزاد برای فعالیت دانشجویان در عرصه های مختلف و از تشکیل سازمان های صنفی دانشجوئی دفاع می کنیم. ما همراه با جنبش زنان علیه تبعیض جنسیتی و فرهنگ مردسالاری و برای تأمین برابرحقوقی زنان با مردان مبارزه می کنیم و پشتیبان آن هستیم. ما از تأمین حقوق ملی ـ قومی و از اداره امور هر منطقه به دست منتخبین ساکنان آن منطقه و تمرکززدائی در اداره امور کشور و از سیاست گفتگو و همکاری برای رسیدن به یک طرح معین و مورد توافق در سطح ملی دفاع می کنیم. ما از مبارزه روزنامه نگاران علیه سانسور و از آزادی نویسندگان هنرمندان در تولید ادبی و هنری دفاع می کنیم.

انتخابات آزاد

انتخابات آزاد به گفتمان فراگیر و به شعار مشترک نیروهای مخالف و منتقد تبدیل شده است. پیش شرط برگزاری انتخابات آزاد، تامین آزادی های سیاسی و به ویژه آزادی احزاب سیاسی و رسانه ها است. انتخابات آزاد وجهی از استراتژی سیاسی ما است. سازمان می کوشد مطالبه انتخابات آزاد به خواست و محور تلاش همگانی تبدیل شود.ما از برپائی کمپین برای انتخابات آزاد دفاع کرده و برای شکل گیری آن تلاش می کنیم.

جمهوری اسلامی و شکاف‏های درون آن

* جمهوری اسلامی با بحران عمیقی روبرو است. نارضایتی از حکومت در بین گروه های وسیعی از جامعه گسترش یافته و تا سطوح بالای حکومتی امتداد پیدا کرده است. اقتدار ولی فقیه در درون حکومت تضعیف شده و ولی فقیه قادر نیست که چالش های درون حکومت را مدیریت کند. وضعیت حکومت شکننده است.

* صف‏بندی جریان‏های حکومتی در ساخت قدرت پایدار نیست و مرتبا تغییر پیدا می‏کند. از سال ١٣٨٨ به اینسو  تغییراتی در صف‏بندی جریان‏های حکومتی صورت گرفته است. با رانده شدن اصلاح طلبان، کانون چالش به درون اصول گرایان انتقال یافته و شدت گرفته، حکومت پارچه  پارچه شده و شیرازه آن به درجه ای از هم گسیخته است.

شکاف در درون حکومت چند وجهی است که هم خصلت جناحی ـ گرایشی دارد و متوجه توزیع ثروت و قدرت   است و هم جنبه ساختاری که ناشی از ساختار پرتناقض آن است. این شکاف ها در هم تنیده شده و بین برخی از آن ها همپوشانی وجود دارد. این مجموعه در مقابل نیروهای اپوزیسیون و در حفظ نظام در کنار هم قرار می گیرند ولی در پیشبرد سیاست ها و در کسب سهم بیشتر قدرت و دست اندازی بر ثروت های کشور در مقابل هم.

* برنامه و سیاست های هیچ یک از جریان های اصوگرا جنبه دمکراتیک و ترقی خواهانه ندارد. لذا  به هیچ وجه نباید از این و یا آن نیروی اصول گرا حمایت کرد. قدرت سیاسی در حکومت هرچه بیشتر در دست ولی فقیه و بیت او، فرماندهان سپاه و نیروهای امنیتی متمرکز می شود. باند نظامی ـ امنیتی به رهبری ولی فقیه مانع اصلی تغییر سیاست های کشور در عرصه داخلی و خارجی  است. نوک حمله ما متوجه ولی فقیه و نیروهای امنیتی ـ نظامی خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)