چنین روزی درچندسال پیش
۱۹آذر۱۳۶۵
اعتراف گیری قرون وسطایی نظام ولایت فقیه باشارلاتانیسم دینی!
روزنامه کیهان۱۹آذر۱۳۶۵
متن اعترافات مهدی هاشمی پیرامون فعالیت های خوددرقبل وپس ازانقلاب:مهدی هاشمی طی یک مصاحبه تلویزیونی که دیشب ازسیمای ج.ا.پخش شدبه اتهامات خودکه ازسوی وزارت اطلاعات اعلام شده بود،اعتراف کرد.
پاورقی:
اعتراف گیری نظام ولایت فقیه دربیدادگاه های آخوندیسم حاکم، متاثرازشیوه های نامتجانس و نامتعارف وغیرعقلانی،عرفی، قانونی وحتی شرعی ودینی یک تعدادبازجوودادیار-که نامشان را هم سربازان گمتام امام زمان گذاشته اند-می باشد.ورای دادگاه هم براراده آن هاصادرمی شود.وتاالان،بعداز۴۱سال همچنان این شیوه قرون وسطایی ادامه دارد.بااین تفاوت که زندانیان فعلی خوشوقت هستند که درانقلاب تکنولوژی ودرعرصه جهانی پنهان ومهجورنمی مانندو مغفول نمی شوند!
مااینجافقط به بخشی ازکتاب خاطرات سیاسی ری شهری (اولین وزیرواجا)اشاره می کنیم:
ایشان در۷۱می نویسد:[حدود یک ماه ازدستگیری مھدی ھاشمی می گذشت امااوھنوز حاضربه پاسخگویی وروشن کردن نقاط ابھام نبود.خاموشی اسرارآمیزاو،بازجویی وبازجویان رابه تدریج به بن بست می کشیدوبه نظرمی رسیدکه باگذشت زمان ھرروزبرتسخیرناپذیری این قلعه مخوف افزوده می شود. غائله ای که وروددرآن اینگونه مشکل آفرین بود.اگربه کشف حقیقت منجرنمی شد،برای حیثیت وزارت اطلاعات بلکه برای حیثیت امام ونظام زیانباربود…من خودبه راه ھای مختلف برای غلبه براین بن بست فکرمی کردم…به خاطره ھایم رجوع کردم؛تاآن زمان بازجویی سه متھم سرشناس راخودانجام داده بودم. این سه تن عبارت بودنداز:تیمسار محققی،قطب زاده و شریعتمداری،ازدلم گذشت که این بارنیزخودم متھم را بازجویی کنم.می دانستم که بافردباتجربه وپیچیده ای چون مھدی ھاشمی نیازمندپشتیبانی روانی بسیار قوی است…ازخداخواستم تاکلامم رانافذوکارآسازد.روحی بیمار درگیراعوجاج خودبود،اگرخدا یاری نمی کردقادربه کمک و راھنمایی نبودم،فضایی روحانی برآن اتاق حکومت یافت.
گفتم:تو ازخدا نمی ترسی؟!
گفت:چرا.گفتم:می ترسی؟گفت:بله.گفتم خدامی داند که تو چیکاره ای وچه کرده ای؛خودت ھم می دانی.چرامسائل رانمی گویی؟گفت:گفته ام. بعضی از جزئیات ھست که شایدنگفته باشم.گفتم:ھمه مسائل را گفته ای؟گفت:نه.گفتم:خُب،بگو!
گفت:خیلی خُب،خواھم گفت!درآن فضاکلماتی ساده میان ماردوبدل شد.امااین کلمات ھرکدام معنایی به ژرفای یک قاموس و مفھومی فراترازحدمتعاف باشد. آری خداونداثری درھمین واژه ھای ساده نھادکه متھم به اصطلاح برید!…به اوگفتم که تصورکندکه بازجوی اوخداست و اسلام درحال بازجویی ازاوست…البته کمی بعد،ایشان درھمین کتاب،چندصفحه بعد(۹۵)،پاسخ می دھدواضافه می کند:او (مھدی ھاشمی)،به جرم اخیر،ازسوی قوه قضائیه به تحمل ھفتادضربه شلاق محکوم شد.متھم بیش ازاجرای کامل حکم،برای افشای حقیقت اعلام آمادگی کرد…!].
نوزده آذرنودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
t.me/shourimohammad

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)