به دنبال جنایاتی که جمهوری اسلامی در کشتار و آزار و شکنجه مردم مرتکب شده است، اینک رژیم ریاکارانه می‌خواهد چهره ضد انسانی و دستهای خون آلودش را پنهان نماید و این بار در قالب به اصطلاح رأفت اسلامی مردمی را که عزیزانشان با دستور خامنه ای و دیگر سران رژیم به خون درغلطیدند را بفریبد. به گزارش ایرنا روز چهارشنبه ۱۳ آذر ماه علی خامنه ای با درخواست “شورای عالی امنیت ملی”دستوراتی در رابطه با خانواده کشته شدگان اعتراضات اخیر داده است که مطابق آن اولأ کسانی که هیچ گونه نقشی در اعتراضات اخیر نداشته‌اند و کشته شده اند، شهید محسوب شوند.

ثانیأ کسانی که در جریان تظاهرات به هر نحو جان خود را از دست داده‌اند “دیه”پرداخت شود و از خانواده‌هایشان دلجویی شود. ثالثأ حساب خانواده‌های موجه از فرد کشته شده جدا شود و مورد دلجویی قرار گیرند و با خانواده معترضانی که مشکوک به شرارت بوده‌اند با رأفت اسلامی برخورد شود. این درحالی است که روز یکشنبه ۲۶ آبان درحالی که تنها یک روز از کشتار مردم توسط سرکوبگران رژیم گذشته بود، خامنه ای با همین رأفت اسلامی همه معترضان به اوضاع فلاکتبار معیشتی را “شرور، ناباب و عوامل بیگانه”خواند و دستور قتل و کشتار و سرکوب آنان را صادر کرد.

بدون شک پاسخ مردم به اظهارات فریبکارانه خامنه ای که جگرگوشه گانشان را به قتل رسانده و یا به زندان انداخته و تحت شکنجه های وحشیانه قرار داده است، پاسخی شایسته و با عزت نفس و اصولی خواهد بود و ترفندهای رژیم و تلاش دم و دستگاههای تبلیغاتی رژیم نمی‌توانند آنان را فریب دهند. از نظر توده های مردم، رژیمی که چند روز قبل برای چندمین بار برای فرزندانشان از رو شمشیر کشید و جوانان عاصی از فقر و گرسنگی و بیکاری را به رگبار بست، دشمن به حساب می‌آید نه دلجو.

این رژیم قاتل نمی تواند با پرداخت پول تحت عناوین خرافی و ارتجاعی “دیه”و”حق الناس”و غیره به بازماندگان جانباختگان، چهره انسانی نشان دهد. این همان رژیمی است که برای پس دادن جنازه های جانباختگان به خانواده‌هایشان از مردم اخاذی می‌کند. اما مردم مبارز هیچ گاه در مقابل پول، عزیزان از دست رفته خود را فراموش نمی کنند. آنان دشمنان خود و قاتلان فرزندانشان را نخواهند بخشید.

به عنوان نمونه‌ مادر یکی از جانباختگان اعتراضات اخیر که خود نیز در صف اعتراضات حضور داشت و شاهد از هم پاشیدن مغز پسر جوانش با گلوله مزدوران رژیم اسلامی بود، این ترفند رژیم را ریاکارانه دانست و با رد قبول “دیه”اعلام نمود که: “ارزش هر قطره خون فرزندم بیش از میلیاردها دیه و خون بها است. مقامات جمهوری اسلامی باید از خشم من و از آه من بترسند. نه تسلیت می‌پذیرم و نه دلجویی شان را. به مقاماتی که حکم تیراندازی داده‌اند اجازه ورود به خانه‌ام را نخواهم داد. پسر من آزادی، عدالت و راستی را می‌خواست، چیزی که رژیم آنها را ندارد تا به مردم ایران بدهد.حرفمان را با صلابت به گوش دنیا خواهیم رساند.”

این باید پاسخ همه خانواده هائی باشد که رژیم جان عزیزانشان را گرفته است. آنان نیازی به اشک تمساح این رژیم خونخوار ندارند و نامه‌ها و هدیه های با امضای خامنه ای را برای خودش پس می‌فرستند و از فریبکاری رژیم متنفرند. آنان خواهان مجازات عاملان و آمران قتل و کشتار عزیزانشان هستند.

خیزش آبان ماه به عنوان خیزش گرسنگان و تهیدستان جامعه به طور بسیار طبیعی بر متن اوضاع آشفته اقتصادی جمهوری اسلامی به وقوع پیوست. خیزشی که با جرقه افزایش قیمت بنزین به عنوان اقدامی که شاید بتواند بخشی از هزینه و نیاز روزانه این رژیم در مانده را تأمین کند، منفجر شد و میلیونها نفر از مردم در سراسر ایران را به خیابانها آورد. جمهوری اسلامی در شرایطی برسر پولی که از افزایش بهای بنزین عایدش می شود ریسک کرد، که از سویی در وحشت از گسترش اعتراضات توده های مردم در عراق، لبنان، مصر، یمن و دیگر جاها به داخل ایران به سر می بُرد و از سوی دیگر تحت فشار بحران اقتصادی و تحریمهای آمریکا به نفس آخر افتاده است.

وحشت سران رنگارنگ قدیم و کنونی رژیم از این خیزش و توصیف آن به یک جنگ خطر ناک و تمام‌عیار و بین‌المللی و معجزۀ نجات و غیره،از آنجا ناشی می‌شود که آنان می‌دانستند چنین تعرضی به سفره خالی کارگران و مردم حاشیه نشین شهرها بی پاسخ نخواهد ماند و ادامه خواهد داشت.زیرا رژیم نه قادر به پاسخ‌گویی به نیاز توده های مردم بی کار گرسنه و تهیدست است و نه راه حلی در چشم انداز می بینند. در چنین شرایطی همه دار و دسته حاکمیت اسلامی از اصلاح طلب و اصول گرا و اعتدالگرا برای دفاع از رژیم شان، علیه خیزش مردم به صف شدند.

روحانی با کنار زدن نقاب باصطلاح “حقوق دانی” مورد ادعایش و سرمست ازکشتار صدها نفر از جوانان چهره واقعی خود را به عنوان یک چهره نظامی و امنیتی نشان داد و خارجی آنرا عامل و سازمانده اعتراضات خواند تا کشتار آنان را توجیه کند. محمد خاتمی و دیگراصلاح طلبانِ در حال احتضار در کنار دیگر هم کیشان اصولگرایشان، مردم را غارتگر و تخریبگر نام نهاد و به خاطر سرکوب آنان با مدح و ثنا و تشکر از خامنه ای، دولت را به سپاسگزاری از رهبر فراخواند که با دستور کشتار جوانان توانسته “درهدایت سرکوب براندازان نظام نقش اول و تعیین کننده ایفا نماید”.

اما نگرانی سران رژیم از خطر سقوط همچنان پا برجاست. خطری که خاتمی آنرا نتیجه گره خوردن نارضایتی حاصل ازفقر و بی‌عدالتی با نا رضایتی سیاسی و اجتماعی می‌داند که در آن صورت قدرت نظامی و امنیتی رژیم هم کاری از پیش نخواهد برد.

اما دیری نخواهد پائید که آن کابوس با به میدان آمدن متشکل و سازمان یافته کارگران و دیگر اقشار ستمدیده جامعه به واقعیت تبدیل خواهد شد و حاکمیت همه طیفهای نظام اسلامی را برخواهد چید و نظامی نو برپا خواهد شد.

پیامی از کرج, گوهردشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)