روز یک‌شنبه ۲۶ آبان اعتراض و تظاهرات مردم به جان آمده ایران از فقر و بیکاری در سومین روز خود با وسعت بیشتری ادامه یافت. این اعتراضات که جرقه آنرا خود رژیم با افزایش سه برابری قیمت بنزین زد، بدون توجه به تهدیدات و کشتار جنایتکارانه رژیم در حال گسترش است و تا کنون بیش از ۱۰۰ شهر ایران از جمله کلان شهرهای ایران را در بر گرفته است. مردم معترض با سردادن شعارهای سیاسی از قبیل “مرگ بر دیکتاتور، نان کار آزادی، اتحاد اتحاد، ماهمه باهم هستیم، با ابتکارات زیاد و در اشکال گوناگون از متوقف کردن اتومبیلها در خیابانها و ایجاد راه بندان تا کمک و تهیه امکانات و تعطیل کردن مراکز کار و اعتصاب به مبارزه خود ادامه دادند.

هر لحطه اخبار حوادث جدیدی از ملحق شدن اقشار مردم از دانشجویان و بازاریان به اعتراضات منتشر می گردد.این اعتراضات همانند اعتراضات لبنان و عراق علیه کلیت حاکمیت دزد و فاسد جمهوری اسلامی است. در طرف مقابل هم مقامات ریز و درشت رژیم از خامنه ای تا روحانی و نمایندگان مجلس رژیم در مقابل اعتراضات مردم موضع خصمانه گرفتند.

خامنه ای روز یک شنبه در رابطه با این مسأله درجهت تبرئه خود موضع دوپهلو گرفت واعلام کرد: “من گفته بودم در این کار من سر رشته ندارم و نظرات کارشناسی نیز متفاوت است.اگر سران سه قوه تصمیم بگیرند از آن حمایت می‌کنم. حالا هم حمایت می‌کنم و باید اجرا شود.” خامنه ای همانند دیگر دیکتاتورهای منفور و طبق معمول صدها هزار نفر از توده های مردم معترض ایران را اشرار، کینه ورزان و افراد ناباب معرفی کرد و به کارگزاران نظام دستور داد که در حفظ امنیت به وظایف خود یعنی سرکوب عمل کنند.

پس از آن مأموران آتش به اختیار خامنه ای از همان ابتدا به صفهای تظاهرات آرام مردم به شکل بسیار وحشیانه یورش بردند و صدها نفر را کشته و زخمی و به خون نشاندند و بیش از هزار نفر را نیز دستگیر کردند. خامنه ای و سایر مهره‌های امنیتی رژیم جنبش اعتراضی توده های مردم علیه فقر و بیکاری را منتسب به عوامل و دولتهای بیگانه می کنند. به دنبال صحبتهای خامنه ای دیگر کارگزاران رژیم از روحانیون تا مهره‌های مجلس که در این مدت ظاهرأ موضع بینا بینی گرفته بودند، یا زبونانه سکوت کردند و یا با خامنه ای همراه شدند و به فرمان او گردن نهادند.

نمایندگان مجلس اسلامی نیز بلافاصله طرحهای دو و سه فوریتی برای لغو تصمیم افزایش قیمت بنزین را پس گرفتند. سر پاسدار علی شمعخانی دبیر شورای امنیت ملی که برای بررسی طرح سه فوریتی بعضی از نمایندگان در این رابطه به مجلس رفته بود، پس از اظهارات خامنه ای معترضان را ضد انقلاب، شرور و مزدور بیگانه و آشوبگر دانست و آنرا با سناریوی از پیش تعیین شده ایجاد مشکل در عراق و لبنان مرتبط دانست.

البته اینکه اعتراضات ایران به نحوی با اعتراضات مردم در عراق و لبنان مرتبط هستند بخشی از واقعیت است. در هر دوی این کشورها نیز اعتراضات توده ها به بیکاری و فقر و گرسنگی و علیه حکومتهایی فاسد و دزدی است که با جمهوری اسلامی رابطه نزدیک دارند. اما اگر رژیم عقب نشینی در مقابل خواست و مطالبات مردم را خطری جدی برای تداوم حاکمیتش می‌داند و به یورش به مردم ادامه می دهد، توده های مردم تهیدست و گرسنه نیز سخنان خامنه ای را با گسترش اعتراضات و شعار مرگ بر خامنه ای پاسخ دادند. آنان در شرایط کنونی تداوم اعتراض و تظاهرات علیه کلیت این حاکمیت فاسد و مستبد را به عنوان تنها راه نجات پیشاروی خود می بینند. مردم ستمدیده ایران می‌بینند در حالی که رژیم در بن‌بست و آستانه ورشکستگی اقتصادی قرار گرفته و راه حلی برای پاسخگویی به مطالبات مردم وتوان پرداخت حقوق آنها را ندارد، اماهزینه های کلانی را صرف گسترش پروژه هسته ای و دخالت در امور کشورهای منطقه و تقویت تسلیحاتی و نیروهای سرکوبگر می‌کند.

علاوه بر آن مردم در این فاصله اعترافات مسئولان بالای حکومت از هر دو جناح در رابطه با دزدی و سؤ استفاده های میلیاردی همدیگر از ثروت و اموال مردم را شنیده‌اند و آتش خشم و نفرت شان از رژیم ضد بشری شعله‌ور تر شده است. اینک رژیم در مقابل مطالبات طبیعی مردم صف آرایی کرده و آنان را تهدید به کشتار و دستگیری و شکنجه و اعدام می نماید. حمله هیستریک و تهدید خامنه ای و دیگر مسئولان فاسد رژیم به مردم معترض و قطع انترنت در ایران نشانه در جه بالای ترس و نگرانی و از دست دادن انسجام و آشفتگی آنان از گسترش اعتراضات است.

در سوی دیگر توده های مردم قرار گرفته‌اند که با شعارهای رسا و مشتهای گره کرده و عزمی راسخ می‌خواهند خود را از شر این رژیم و نکبتهایش برهانند. اما پیروزی مردم بر دشمن تا دندان مسلح نیاز به ملزوماتی دارد که متأسفانه تا کنونبه دلیل فضای دیکتاتوری و خفقان آنطور که لازم است فراهم نشده است.برای ایجاد چنین ملزوماتی به فرصت و تلاش بیشتر نیاز هست. لذا تداوم اعتراضات می تواند فرصت مناسبی برای ایجاد این ملزومات و رفع کمبودها باشد.

پیروزی این اعتراضات در گرو شکل‌گیری یک شبکه رهبری قابل اتکا ومورد اعتماد توده های مردم از میان فعالین و چهره‌های شناخته شده رادیکال و سوسیالیست در جامعه است. چنان رهبریی که در این جدال سیاسی طبقاتی قادر به سازماندهی نیروی بالقوه عظیم زنان و مردان کارگر و زحمتکش باشد و بتواند آنان را در ابعاد ملیونی و در سطح سراسری به میدان مبارزه جمعی و سازمان یافته بکشاند.

رهبری که با برنامه و استراتژی روشن مراحل این جنبش انقلابی را ترسیم کند و با طرح شعارهای قابل اجرا که دربر گیرنده مصالح و منافع همه آن‌ها باشد و با اتخاذ تاکتیکهای دقیق و در اشکال متنوع آنرا قدم به قدم به اجرا در آورد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)