خامنه ای دردومین روزاعتراضات خودجوش مردم پس ازافزایش ناگهانی قیمت بنزین،ضمن اعلام حمایت ازتصمیم سه قوه گفت:
“..متاسفانه مشکلاتی هم درست شد،عده ای جان باختند،مراکزی تخریب شد…”

بانک ملی بهبهان در آتش

اواز کشته شدن “عده ای ” چنان آسان سخن گفت که انسان امروزی ازکشته شدن چند پرنده هم چنین بی درد وخونسرد سخن نمی گوید.اوهمچنین فریاد جان به لب رسیدگان کف خیابان ها واعتراضات به حق تهیدستان کشوررا منتسب به”همه ی مراکزشرارت دنیا” دانست وگناه ازدامن خود وحکومت ولایی اش شست.

حسن روحانی رئیس جمهوراسلامی نیزروزبعد ضمن تشکروتملق گویی از رهبر، به مونیتورها ودوربین ها وتکنولوژی مدرن کنترل وسرکوب دولت خود بالید و”اغتشاش گران” راتهدیدبه شناسایی واقدام “قانونی” قوه ی قضایی کرد.اوهمچنین بانام بردن ازانواع واقسام ارگان های اطلاعاتی وامنیتی ونظامی وپلیسی رژیم ، قدرت سرکوبگرانه ی حکومت رابه رخ مردم کشید و گفت” وزارت اطلاعات ،نیروی انتظامی،بسیج و…سردسته ی اغتشاش گران راشناسایی ودستگیرکرده وخواهند کرد..”
درپی سخنان خامنه ای وروحانی،سپاه پاسداران بدون اشاره به کشتارمردم درخیابان ها اعلام کرد”باادامه ی ناامنی قاطعانه برخوردمی کنیم”.

اقدام به امنیتی کردن فضای زندگی مردم درایران، سرکوب وکشتارحق خواهان وجان به لب رسیدگان وستم دیدگان وتهیدستان درچهاردهه حاکمیت فقها تازگی ندارد.این سیاست ازفردای 22بهمن 57آغازگردید.مجال پرداختن به سیاهه ی قتل وکشتاررژیم درکردستان ایران،ترکمن صحرا، زندان های سیاسی ایران،ترورها وقتل های زنجیره ای، کشتارمردم دراعتراضات خیابانی و…دراین مطلب نیست.

اما سئوال این است،سرکوب مردم تا به کی ؟کشتارمردم تاچند؟ مگرمی توان ایران رابه گورستان بدل کرد؟ مگرشاه باکشتارمیدان ژاله در17شهریور56توانست جلوی سیل مردم به فغان آمده رابگیرد؟ مردم ایران تا به کی باید تاوان حق خواهی خودرابا خون خود پرداخت کنند؟ چراباید پاسخ مسالمت آمیزترین تظاهرات خیابانی مردم ،گلوله باشد؟ این مردم علیه سلطنت واستبدادشاهی قیام کردند وبه  جمهوری رای دادند تادرآزادی زندگی کنند وحق مشارکت درتعیین سرنوشت خود داشته باشند.اکثریت مردم درچهاردهه ی گذشته به امیدبهبودبخشیدن به زندگی خود با شرکت درانتخابات مجلس وریاست جمهوری،نشان دادند که خواهان راه حل های خشونت آمیزنیستند.با این حال پاسخ همین مردم درانتخابات 88که دنبال رای خود بودند، گلوله بود.درسال 96بنابه فرمان “آتش به اختیار” رهبرجمهوری اسلامی ،سینه ی فرزندان همین مردم درکوچه وخیابان ها نشانه گرفته شد.امروزهم که مردم ازتصمیم خود سرانه ی حکومت پیرامون سهمیه وقیمت بنزین شوکه شده اند وبه خیابان هاریخته اند، باسرکوب وکشتارروبروشده اند.دیگرچگونه می توان مردم رابه بردباری دعوت کرد؟ باچه روئی می شودازآن هاخواست که بازبه پای صندوق های رای بشتابند؟

شاه سرانجام پس ازآنهمه خشونت که درحق مردم به پاخاسته درسال56رواداشت،به خواست آمریکا دست ازتاج وتخت شست وبه نام شنیدن صدای انقلاب مردم از قدرت چشم پوشید.اودرخیزش عظیم ومیلیونی مردم ، ازبسته شدن شیرنفت واعتصابات سراسری دریافت که نه می توان آب رفته رابه جوی بازگرداند ونه می توان سی میلیون مردم ایران راکشت. نادیده گرفتن این واقعیت بزرگ ازسوی حاکمان اسلامی ،یعنی ارتکاب جنایتی بازهم بزرگ تردرحق شهروندان کشورو ویران کردن ایران. امروزاگرده هانفرکشته می شوند واعتراضاتی سرکوب می شود،فردا پاسخ هزاران ومیلیون ها مردم به جان آمده چه خواهد بود؟

 وجدان های بیدارنگران سرنوشت مردم وکشورشان هستند. امروزهیچ چیز بیش ازبه راه افتادن حمام خون درایران ،مایه ی مسرت ورضایت دولتمداران آمریکا وکاسه لیسان وجیره خواران ایرانی آن ها نیست.سرکوب وکشتارمردم حق خواه ایران ،تارومارکردن مبارزات طبقاتی وجنبش های مدنی درایران تنها به سودارتجاع داخل کشورنیست.هرچه مردم ایران کم رمق ترشوند،همان اندازه زمینه ی سیطره ی سیاست های آمریکا ومتحدان آن ها برایران فراهم ترخواهدشد.

اماازتاریخ چهل سال گذشته ی کشوردرس دیگری نیزبرای نسل کنونی ایران به جا مانده است. نسل انقلاب 57 وفرزندان آن ها می دانند که درآن سال پرازخون وتلاطم،سرانجام قدرت متشکل مردم برتمامی قدرت نظامی وامنیتی شاه چربید.شاه مغلوب توده هاشد.زرادخانه ها وقوای مسلح شاه دربرابراراده ی واحد مردم غیرمسلح ازهم پاشید.اگردرآن روزگارمردم باخواسته ای بیشترسیاسی وبرای زایل کردن استبدادشاهی به میدان آمدند،امروزبحران معیشتی ، فقروادبار،گرسنگی وبی خانمانی وفساد وده هادرد خانمان براندازدیگربرخواسته ی سیاسی مردم دربرچیدن استبدادفقاهتی ،افزوده گشته است.کشتاربینوایان وتهیدستان ،خشم همگانی رابرخواهد انگیخت. اگرامروزتنها چندهزارنفردرخیابان هافریادبرآورده اند،فردا 80 میلیون مردم ایران دیگربه خفت نظاره گربودن تن نخواهندداد.این روند را هم اکنون دربسیاری ازکشورها نیز مشاهده می کنیم.

درماه های اخیرخیزش هاوجنبش های زیادی درچندکشوردنیا وازجمله درلبنان وعراق وشیلی وبولیوی رخ داده است.تشابه این جنبش ها ،درخواست مردم این کشورها تجلی یافته است وتفاوت درشیوه ی برخورد حکومت ها ی محلی با این جنبش ها. برخلاف جنبش های دهه های پیشین که بیش ترجنبه ی استقلال خواهانه وملی داشته اند،این جنبش ها روبه عوامل بحران آفرین درسطح بین المللی دارند.آن ها ضدفقروگرسنگی وبی خانمانی وبیکاری وبردگی مدرن وجنگ وتخریب محیط زیست هستند که ناشی از سیاست های بازارآزاداست .می توان گفت شورش تهیدستان است علیه پیامدهای  مخرب سرمایه داری جهانی.دورتازه ی خیزش های مردمی درایران نیزکه ازدیماه سال 1396 شروع شده است،پیامد برنامه های اقتصادی نامردمی وناکارآمد جمهوری اسلامی ازسویی وبحران ها وشوک های وارده ازتحریم اقتصادی آمریکا ازسوی دیگراست. بنابه داده های مسئولان رژیم هم اکنون ازهرچهارایرانی سه نفر نیازبه دریافت کمک های معیشتی دولتی دارند. آیا چنین فقرسیاهی پذیرفتنی است؟ توسل به سیاست شلاق وشیرینی -سرکوب وکمک های معیشتی دولت – ابعاداین فاجعه رابه کجا خواهد کشاند؟

پس ازپیدایی وگسترش جنبش تهیدستان وستم دیدگان دربسیاری ازکشورهای جهان،شیوه ی برخوردبااین خیزش ها نیزبسته به سیستم های سیاسی حاکم براین کشورها متفاوت بوده است.اوومورالس رئیس جمهوربرگزیده ی بولیوی زمانی که با مخالفت تنها نیمی ازجمعیت کشورش روبروشد،برای پرهیزازخونریزی های بیشتر،استعفا داد.درلبنان سعدحریری نخست وزیرفاسداین کشورحاضربه استعفا شد. درشیلی ازمیان هزاران معترض درفاصله ی چندماه 22کشته گزارش شد.سباستین پینرا رئیس جمهوراین کشورمجبورشد تا محاکمه ی نظامیانی را که دست به کشتارمردم زده اند اعلام کند ونیزخواست مردم برای همه پرسی دراین کشوررابه رسمیت بشناسد.درعراق تابه امروزصدها نفرکشته شده اند.

درایران درفاصله ی تنها دوروزازروز24تا26آبان بیش ازدوازده کشته دررسانه های رسمی خارج گزارش شده است.ازمیزان واقعی جان باختگان به دلیل قطع اینترنت توسط شورای امنیت جمهوری اسلامی وانسدادکانال های خبررسانی،خبردقیقی دردست نیست.بنابه داده های تاییدنشده ای ازسوی یک منبع دروزارت کشور”…درمجموع درگیری های روزجمعه تادوشنبه ظهر-24تا27آبان – 200کشته وبیش از3000نفرزخمی شده اند” . بسیاری اززخمی ها ازبیم دستگیری وسرنوشتی نامعلوم پس ازآن،جرات مراجعه به مراکزدرمانی ندارند.

ازشواهد چنین برمی آیدکه این بارنه خیزش مردمی درایران سربازایستادن داردونه سرکوب وکشتارازسوی رژیم.مردم آشکارا نشان می دهند که این حکومت رانمی خواهند.حضور چشمگیرزنان وگروه های مختلف مردم درخیابان ها،علیرغم سرکوب وکشتاروفضای رعب ووحشت ،خود یک رفراندوم اعلام ناشده است.مردم به این جمهوری نه می گویند. یک صدا درمیان این زنان ومردان به میدان آمده بلنترازهرصدایی به گوش می رسد.وآن پایان دادن به این حاکمیت ولایی فلاکت آفرین است . بی جهت نیست که سرعت وشدت ودامنه ی اقدامات سرکوبگرانه ی رژیم این باربیش ازدوره های پیش است.

تداوم سازمان یافته ی اعتراضات خیابانی ،پیوستن دانشجویان وگروه های بیش تری ازمردم شهروروستا به آن ، اعتصابات کارگری وبازارو مراکزخدماتی ،هوشیاری دربرابردسیسه های دشمنان داخلی وخارجی،اتخاذ شیوه های به جا وضرورمبارزاتی، دعوت عاملان سرکوب به صفوف مبارزات خیابانی (آنچنان که درقیام بهمن 57 رخ داد) ،خواهد توانست ماشین سرکوب رژیم را ازکاربازدارد. جلب حمایت مجامع ومحافل بین المللی دردفاع ازخیزش مردم ایران،ازدامنه ی  سرکوب وکشتاردرایران خواهد کاست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)