جایزه نوبل اقتصاد سال 2019 مشترکا به سه نفر خانم پروفسور ،« استر دافلو فرانسوی-آمریکایی»و اقایان پروفسور « ابهیجیت بانرجی هندی-آمریکایی»  و پروفسور« مایکل کرمر آمریکایی»  اعطا شد. آکادمی نوبل مدعی است این پژوهش ها   «توانایی ما برای مبازره با فقر جهانی را به‌شکل چشم‌گیری ارتقا می‌دهند».


بانرجی و دافلو استادان  دانشگاه ام‌آی.تی آمریکا و زن و شوهر هستند. این دو نفر در سال ۲۰۰۳ «مرکز تحقیقاتی عبداللطیف»  را برای یافتن راهکارهایی برای مقابله با فقر جهانی در دانشگاه ام.آی.تی بنیان نهادند.  نفر سوم مایکل کرمر نیز استاد اقتصاد در دانشگاه هاروارد است که مانند دو اقتصاد‌دان دیگر بر روی اقتصاد توسعه و یافتن راهکارهای تجربی برای کاهش فقر کار کرده است. مطالعات آنها تحت تاثیر دستاوردهای آمارتیا سِن، فیلسوف و اقتصاددان شهیر هندی بوده که در سال ۱۹۹۸ جایزه نوبل اقتصاد را از آن خود کرده بود. خانم استر دوفلو، اقتصاددان فرانسوی الاصل ساکن آمریکا که جوان‌ترین برنده جایزه نوبل اقتصاد لقب گرفته، در عین حال نخستین زن فرانسوی است که به جمع ۸۴ برنده جایزه نوبل اقتصاد پیوسته است. خانم دوفلو متولد ۱۹۷۲ است و در حال حاضر ۴۶ سال سن دارد.هر چند پیش از او، الینور اوستروم به عنوان اولین زن جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۹ را کسب کرد ولی خانم دوفلو تنها زن دارنده این جایزه محسوب می‌شود که در قید حیات است.با این وجود او در گفت‌و‌گویی که با سایت رسمی آکادمی نوبل داشته، پررنگ شدن حضور او به عنوان یک زن را در جمع ۸۲ برنده مرد این جایزه را نشان دهنده مشکل ساختاری در حوزه اقتصاد دانسته که زنان را از آغاز دفع می‌کند. خانم دوفلو همچنین تغییر محیط‌های اقتصادی و مناسبات و رفتارهای رایج در آن را عاملی مهم برای جذب زنان عنوان کرده است.استاد دانشگاه ام‌آی‌تی آمریکا در ادامه این گفت‌وگو ابراز امیدواری کرده که با ورود نسل جوان اقتصادددانان زن آرام آرام ترکیب جنسیتی در این رشته تغییر کند.خانم دوفلو که متولد پایتخت فرانسه است و تحصیلات دانشگاهی خود در رشته اقتصاد را در مدرسه اقتصادی پاریس آغاز کرد. او بورس تحصیلی مک‌آرتور را که ویژه نخبگان است در سال ۲۰۰۹ کسب و در سال ۲۰۱۵ با آبیجیت بانرجی، دیگر برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۱۹ ازدواج کرد. آقای بانرجی که هندی الاصل است، در دوران نگارش پایان‌نامه دکترای خانم دوفلو در سال ۱۹۹۹ یکی از استادان راهنمای او بود.اما معمای موضوع آن است که رسانه های ایرانی بویژه روزنامه ای که ادعای فاینانشنال ایران را دارد عامدانه از فحوای نطری پروفسور « آبیجت» گذر کرده و اقتصاد خوانده های وطنی که در این یا آن« دانشگای وطنی به یاری سهمیه و یارانه دولتی مدرک گرفته اند صدایش را در نیاوردند که نظریه اصلی « ابانرجی » چه بوده است . آبیجیت بانرجی، اقتصاددان هندی-فرانسوی که جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۱۹ را (به همراه همسرش استر دوفلو) از موسسه فن آوری ماساچوست «MIT »  و پروفسور میشل کرمراز دانشگاه هاروارد  به دست آورد ، به بهانه کتاب جدیدش «اقتصاد خوب برای روزهای سخت» مصاحبه‌ای انجام داده که در بلومبرگ هم منتشر شده است. آقای بانرجی در این مصاحبه حرف‌هایی زده که مطابق انتظار با استقبال و پوشش رسانه‌های اقتصادی فارسی‌زبان همراه نشدزیرا برخلاف ادعای انان که معتقدند «صادرات را آزاد کنید ، مالیات کارآفرینان صادراتی را معاف کنید و اجازه بدهید سرمایه داران با خیال راحت سرمایه گذاری کنند- بخوانید راحت بار کنند و ببرند- »آقای بانرجی در این مصاحبه گفته «می‌خواهید تقاضا را در اقتصاد تحریک کنید؟ راهش افزایش مالیات ثروتمندان است نه کاهش آن.» او حتی پا را فراتر گذاشته و اضافه کرده: «این ادعا که کاهش مالیات‌ها باعث تقویت و رشد سرمایه‌گذاری می‌شود افسانه‌ای است که بیزینس‌من‌ها ساخته‌اند.» او در ادامه گفته این افسانه در واقع فقط منافع افرادی را تامین می‌کند که همین حالا روی کوهی از اسکناس نشسته‌اند درحالیکه اگر مالیات بیشتری از این افراد بگیرید و میان مردم تقسیم کنید افزایش قدرت خرید و در نتیجه تقاضا در بازار باعث رشد سرمایه‌گذاری (و در بلندمدت توسعه) خواهد شد. برنده نوبل اقتصاد ۲۰۱۹ همچنین گفته: «شگفت‌انگیز است که به بهانه رشد اقتصادی چنان به نابرابری در جهان دامن زده شده که وضعیت در بعضی از کشورها به مرز انفجار رسیده» . جالب اینکه در سالهائی که اقتصاد جهان دچار مشکل و نرخ رشد منفی هم بوده تعداد میلیونرها و میلیاردرها افزایش یافته که حاکی از تشدید نابرابری و سهم بری غیر عادلانه این یک درصدی ها در جهان اقتصاد بوده است ؟!

           نمایه تعداد میلیونرهای جهان به تفکیک کشور- منطقه 2024-2019-2010

نام کشور(متطقه)

2010

2019

2024

نام کشور(منطقه)

2010

2019

2024

امریکا

7.440

18.114

22.930

استرالیا

108

1.180

1.527

چین

38

4.447

6.874

انگلستان

750

2.460

3.179

ژاپن

1.990

3.025

5.161

اطریش

78

313

425

آلمان

618

2.187

3.018

ایتالیا

424

1.496

1.992

هلند

185

832

1.092

بلژیک

72

279

377

برزیل

36

259

319

هنگ کنگ

104

516

700

هندوستان

34

759

1.186

فرانسه

428

2.071

2.826

اسپانیا

172

979

1.394

تایوان

164

528

760

کانادا

274

1.322

1.874

کره جنوبی

78

741

965

سوئیس

177

810

1.032

سوئد

55

374

519

اروپا

 

13.290

17.892

سایرنقاط جهان

664

3.600

4.758

جمع کل میلیونرهای جهان

13.889

46.792

62.908

«آبیجیت بانرجی» معتقد است نسخه‌ای که تاکنون رایج بوده [کاهش مالیات] در عمل تنها ثروتمندانی را هدف می‌گرفته که در پول غلت می‌زدند ولی رویکرد بهتر این است که با افزایش مالیات‌ها توزیع پول در میان مردم بیشتر شود. رشد اقتصادی با کاهش مالیات افزایش پیدا نمی‌کند بلکه با افزودن بر قدرت خرید مردم بالا می‌رود چون که سرمایه‌گذاری به رشد تقاضا حساس است و واکنش نشان می‌دهد.

پروفسور «آبیجیت بانرجی» اقتصاددان آمریکایی هندی الاصل، متولد سال ۱۹۶۱ در شهر کلکته هند است. او تحصیلات خود را در دو دانشگاه «جواهر لعل نهرو و هاروارد » انجام داده و در حال حاضر استاد مؤسسه فناوری ماساچوست(ام‌آی‌تی) است. تخصص اصلی وی اقتصاد توسعه است.او و همسرش در کتاب « اقتصاد فقیر» راهکار برون رفت از فقر را توسعه سیاسی – اقتصادی همزمان می دانند یعنی برخلاف کارگزاران ایرانی که همیشه اولویت را بر توسعه اقتصادی می دانند و حتی اعتقاد به «توسعه اقتصادی اقتدارگرا»  هم دارند ولی رویشان نمیشود به صراحت آنرا بازگو کنند. کتاب «اقتصاد فقیر: بازاندیشی بنیادین در شیوه مبارزه با فقر جهانی» اثر مشترک  «بانرجی» و همسرش «استر دوفلو» است که از سوی نشریه فایننشال تایمز و شرکت گلدمن ساکس برنده عنوان بهترین کتاب سال در زمینه کسب‌وکار در ۲۰۱۱ شد و توانست از سوی اقتصاددان برجسته جهان مورد ستایش قرار گیرد. این کتاب حاصل سال‌ها پژوهش میدانی برای بررسی جزئیات زندگی‌ بسیار پیچیده فقرا و مسائل درهم‌تنیده با آن مانند سطح پایین بهداشت و تحصیلات در مناطق فقیرنشین کشورهای در حال توسعه است.این دو برنده جایزه نوبل معتقدند توسعه سیاسی- اقتصادی لازمه یکدیگرند زیر توسعه سیاسی ، توسعه قتصادی را به همراه خواهد داشت و بالعکس. ّانرجی تصریح نموده که تمرکز من و همسرم در کتاب « اقتصادفقر»  بر توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی بوده زیرا ان دو مقوله ظرفیت تغذیه کردن یکدیگر را دارند و می توانند باعث غنای یکدیگر شوند. یک سیاست خوب و قوی می تواند باعث ایجاد اقتصادی قوی شود ، همان طوریکه یک اقتصاد قوی و خوب می تواند منجر به سیاست خوب و قوی شود.تاکید برندگان چایزه نوبل اقتصادی که دررسانه های فارسی زبان که کمتر بدان توجه شد و یا اهمیت لازم بدان داده نشد ،  آن بود که توسعه سیاسی- اقتصادی مشارکتی است و با حضور همه شهروندان صورت خواهد گرفت و نه فقط نخبه گان و یا کارآفرینان ؟! آنرجی و دوفلو تئوری های نئولیبرالی را ریشخند کرده و آنرا از اساس موجد تشدید فقر و نابرابری می دانند.

گزارش ثروت حهانی که در سال 2019 منتشر شده« Global Wealth report-2019 » تاکید دارد که 82 درصد ثروت جهان در اختیار فقط 10 درصد مردم جهان و یک درصدی های جهان نیز مالک 45 درصد ثروت جهان هستند. امریکه تشدید فوق العاده نابرابری را بوجودآورده و مضحک تر از همه آنکه برخی از این یک درصدی ها که ثروت فقط دونفر اول آنها بالغ بر 220 میلیارددلارست ، با اختصاص  پشیزی از ثروت خود در جرگه خیرخواهان بشریت نیز درآمده اند؟!

برای پی بردن به عمق نابرابری جهان که علت اصلی بحران های اخیر و تناقصات اجتماعی در جهان شده باید یادآور شدکه در سال 2009 ثروت 380 نفر اول ثروتمندان بیش از نضف جمعیت جهان بوده در حالیکه در سال 2019 ثروت 26 نفر از ثروتمندترین مردان جهان  بیش از مجموع ثروت نصف جمعیت فقیر جهان شده است. نمایه زیر تعداد ثروتمندانی که حجم ثروت آنان طی سنوات 2019-2009 بیش از مجموع ثروت نصف فقیر جمعیت جهان شده را نمایش می دهد.

         نمایه تعداد میلیاردرهائی که ثروت آنان بیش از ثروت 50 درصد جمعیت فقر جهان است سنوات 2019-2009

سال

2019

2018

2017

2016

2015

2014

2013

2012

201

2010

2009

تعداد

26

43

42

61

55

82

83

135

135

211

380

 بررسی دیگری نشان داده که مجموع ثروت یک درصدی ها که درسال 2000 معادل 45.8 درصد کل ثروت جهان بوده در سال 2018 به 50.3 درصد ثروت جهان بالغ شده است.این بدان معنی است که بحران های سرمایه داری نظیر بحران سال 2001 و 2008 که مردم امریکا را خانمان سوز و بی مسکن ساخت هیچ تاثری در روند انباشت ثروت ثروتمندان ایجاد نکرد و آثار بحران اساسا متوجه مردم و صندوق های پس انداز و بازنشستگی مردم امریکا و سایر جهان شد؟! نگاهی به آمارهای «مجله فوربس و بیزنس اینسایدر»بیانگر آم است که ثروت پول دارهای درشت از سال 2010 بطور متوسط معادل 13 درصد رشد داشته در حالیکه طی همین مدت متوسط افزایش حقوق مزدبگیران 2 درصد یوده است ! مضافا آمار شبکه عدالت مالیاتی موید آن است که در سال 2017 بزرگ ثروتمندان جهان معادل  7600 میلیارددلار از ثروت خودرادرمناطق موسوم به بهشت مالیاتی « Off Shore» انتقال داده اند؟ گزارش دیگری اعلام داشته که حجم ثروت جهان در سال 2017 معادل 280 تریلیون بوده که حدود 140 تریلیون آن متعلق به یک درصدی های جهان است. مضافا  از 2043 میلیاردر سال 2017  جهان تعداد1816 نفرمرد با ثروت 6817 میلیارددلار و 217 نفر زن با ثروتی معادل 787 میلیارددلاربوده اند.  جالب آنکه بر اساس اطلاعات مندرج در تارنمای «Business Insider  » مجموع حداکثرنرخ مالیاتی پرداختی « فدرال – کشوری و محلی» توسط  میلیاردرهای امریکائی« 23 درصد »در مقایسه با متوسط نرخ مالیات پرداختی حقوق بگیران که 28 درصد بوده ، در حالیکه طی سنوات 1980-1950 که موسوم به دوران «رفاه اجتماعی»  بوده نرخ متوسط مالیاتی ثروتمندان معادل 50 درصد درآمدشان بوده است .مضحک آنجاست که آقای وارن بافت سومین ثروتمند جهان در شال 2011 رسما اظهار داشت که مالیات پرداختی وی از مالیات کارمندانشان کمتر بوده است ؟!

موسسه مالیات و سیاست اقتصادی« Institute On taxation and Economic  Policy=ITEP » در یک گزارش تحقیقاتی اخیرا اعلام نموده که طی سنوات 2008-2015 تعداد 258 شرکت از لیست شرکتهای « Forune500 » بطور متوسط مالیات بردرآمد فدرال خودرا بجای 35 درصد حداکثر 21.2 درصد پرداخت و طی همین مدت 18 شرکت معروف جهانی منجمله   General Electric, International Paper, Priceline.com and PG&E Corp.    حتی یک سنت مالیات هم پرداخت نکرده اند.

از طرف دیگر طی هشت سال یادشده بیش از نیمی از یارانه های مالیاتی که بالغ بر 286 میلیارددلار بوده نصیب فقط 25 شرکت شامل AT&T«38 میلیارد»، Well Fargo «31.4 میلیارددلار»  ، JP Morgan    «22.2 میلیارددلار»   ، Verizon«21.2 میلیارددلار  » ،    IBM «17.8 میلیارددلار» وExxon Mobile      «12.9 میلیارددلار» شده است؟مضافا یکصد شرکت برتر امریکا طی همین دوره حداقل یکسال مالیات خودرا پرداخت نکرده اند.این در حالی است که کل مالیات پرداختی آنان طی مدت هشت سال مذکور 336 میلیارددلار یا به تعبیری سالی 42 میلیارددلار بوده است . اگر بدانیم که درآمد فقط سال 2015 این پانصد شرکت

« Fortune500»  برابر27.600  و سود آنها نیز15.000 میلیارد دلاربوده ، ان وقت به رقم ناجیز مالیات آنها پی می بریم که کل مالیات هشت ساله آنها کمتر از 2 درصد فروش یکسال انها و یا کل مالیات هشت سال آنها فقط 2.2 درصد سودآنان بوده است ؟!

از همه مهمتر آنکه دانه درشت های آنها یارانه مالیاتی نیز از کیسه خلیفه « مالیات پرداختی حقوق بگیران و کسب و کارهای کوچک »دریافت داشته اند. گزارش موسسه مالیات و سیاست اقتصادی مدعی است در سال 2018 بر اساس اظهارنامه های مالیاتی تسلیم شده به سازمان مالیاتی امریکا نرخ موثر مالیاتی تعداد 60 شرکت بزرگ سودده عضو لیست  «Fortune 500» شامل شرکت های Amazon, – Chevron –General Motors DeltaHalliburton, IBM برابرمنفی 5 بوده است ؟!

این شرکت ها با استفاده از خلاء قانون مالیات و یا آزادی عمل شرکت ها در انتخاب روش های محاسباتی و حسابداری اولا بخش قابل ملاحظه ای از سودخودرا بصورت قانونی به یکی از شرکت های وابسته خود که در مناطق بهشت مالیاتی و یا کشورهای با نرخ مالیات کمتر ثبت شده اند منتقل « Transfer Pricing »و از پرداخت مالیات در امریکا اجتناب می کنند و یا با اعمال روش استهلاک سریع « که در قانون مالیات نیر مجاز شناخته شده»  هزینه های سرمایه ای خودرا در سریع ترین زمان مستهلک و از گیز مالیاتی استفاده می کنند. 

نمایه زیر که از گزارش« Global Wealth report2019 » استخراج شده ، تقسیم بندی تروت جهان در رده های مختلف در سال 2019 را نمایش می دهد:

شرح

تعدادافراد بالغ (نفر)

حجم ثروت

 (میلیارددلار امریکا)

درصد ثروت جهان

تا ده هزار دلار ثروت

2.883.000.000

6300

1.8

از 10 هزاردلار تا 100 هزاردلار

1.661.000.000

55.700

15.5

از 100 هزاردلار تا 1 میلیون دلار

499.000.000

140.200

38.8

بالاتراز 1 میلیون دلار

47.000.000

158.300

43.9

جمع

5.090.000.000

360.500

100

      در واقع همین نابرابری ها باعث شده اخیرا کاندیدهای ریاست جمهوری دمکرات منجمله خانم الیزابت وارن و اقای برنی ساندرز و همچنین میلیاردر معروف جورج سوروس را به اندیشه اخذ مالیات از ثروت های بالای 50 میلیارددلار  با نرخ 2 درصد ارائه دهند تا شاید نابرابری اجتماعی را تا حدودی کاهش دهند. بر اساس اطلاعات مستخرجه ازتارنمای سازمان مالیاتی امریکا ثروت میلیاردرهای «یک درصدی امریکا»   در سه دهه گذشته حداقل 21 تریلیون دلار افرایش داشته در حالیکه طی همین مدت ثروت بیش از 50 درصد جمعیت فقیر امریکا حدود 900 میلیارددلار کاهش یافته است !؟ در همین رابطه آقای جورج سوروس یکی از میلیاردرهای معروف طی  ارسال  نامه ای با امضای حدود 16 نفر تقاضای تصویب  مالیات بر ثروت بیش از یک حد معین را  از کاندیداهای دمکرات ریاست جمهوری نموده است . این طرح که با استقبال بیش از  نیمی از امریکائی ها مواجه شده می تواند حداقل 2800 میلیارددلارطی دهسال  به خزانه دولت بابت تخصیص به خدمات بهداشت و درمان و تامین معیشت خانوارهای آسیب پذیر تخصیص دهد که صد البته جناح جمهوریخواه و شخص آقای ترامپ از این طرخ بشدت واهمه داشته و بانیان آنرا به «سوسالیست و کمونیست»  بودن متهم می کنند غافل از آنکه  مردم امریکا و طرفداران جنبش وال استریت مدت هاست پی برده اند که سوسیالیسم « لولو» نیست بلکه« لولو خورخوره» است .البته همه این اقدامات در جهت مهار سرمایه داری فاجعه است که با اقدامات انباشت مزورانه سرمایه عملا ظهور فاجعه را به جلو می اندازد.

بدون شک می توان مشابه  این طرح را در ایران بویژه در مورد حضرات مفسدی که دادگاه هایشان برگزار شده پیاده کرد و درصدی از ثروت و دارائیهای آنها را مشمول مالیات خاص کرد .البته اگر اقایان شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت اجازه دهند!

تارنمای« بیزنس اینسایدر» ده کشوری که دارای بیشترین تعداد سوپر میلیاردرها با بالاترین ثروت در جهان هستندرا بشرح زیر معرفی کرده است :

ردیف

کشور

تعدادسوپر میلیاردرها «نفر»

مجموع ثروت «میلیارددلار»

1

امریکا

81.340

9.840

2

چین

24.965

3.760

3

ژاپن

17.855

1.670

4

آلمان

15.675

1.850

5

کانادا

10.135

1.050

6

فرانسه

10.145

1.050

7

انگلستان

9.575

1.010

8

هنگ کنگ

8.950

1.180

9

ایتالیا

6.270

708

10

سوئیس

6.145

808

جمع

191.065

22.926

متاسفانه بدلیل  ساختار مالیاتی کشورهای خاص ازجهان پیشرفته  ، بیشتر اشخاص حقیقی سوپر میلیاردر و حتی شرکت های بزرگ با تاسیس شرکت های دالانی « تودرتو» در مناطق موسوم به « Offshore » از پرداخت مالیات فرار می کنندودر نتیجه در پرداخت هزینه های عمومی کشورهای متبوع خود مشارکت نکرده در حالیکه از همه تسهیلات کشور استفاده می کنند. به این مثال توجه کنید که دفتر مرکزی شرکت اپل در ایرلند است در حالیکه یک موبیل هم در آنجا فروش نمی رود و اپل از مزایای مالیاتی ثبت  شرکت در ایرلند بهره مند شده و به هیچ کدام از دو کشور امریکا و ایرلند مالیات درست حسابی پرداخت نمی کند . فرمول فرار مالیاتی بصورت ساده عبارت از اینکه شما یک شرکت امریکائی هستید که یک شرکت در برمودا ثبت می کنید و انرا در مالکیت معنوی خود در می آورید. سپس یک شرمت تابعه این شرکت را در ایرلند تاسیس می کنید آنگاه شرکت دومی را در ایرلند ثبت کرده و فعالیت خودرا در اروپا به نام این شرکت دوم انجام می دهید. حال یک شرکت دیگر در هلند تاسیس کرده و از دومین شرکت ثبت شده در ایرلند به شرکت هلندی پول ارسال می کنید و این پول را  مجددا از این شرکت هلندی به اولین شرکت ثبت شده در ایرلند حواله و از آنجا بحساب شرکت برمودائی انتقال می دهند؟! انقدر چرخش پول زیاد است که هیچکس نخواهد فهمید چرا از ایرلند به هلند پول ارسال شد و چرا دوباره از هلند به شرکت اولین ایرلندی پول حواله شده است . در واقع رد وجوه ارسالی این عملیات چرخشی گم شده و سازمان مالیاتی نیز قادر نخواهد شد به درآمد واقعی شما که در بیرون آمریکا نگهداری میشود دسترسی پیدا کند. این کل ماجرای پولشوئی و فرار مالیاتی است که سوپر میلیاردر ها وشرکت های چند ملیتی از طریق شرکت های مشاوره حقوقی بدان دست یازیده اند. افشای ماجرای اسناد پاناما « پاناما گیت » و اسناد بهشت «  Paradise Document » در همین رابطه قابل تامل و مطالعه هستند.شبکه عدالت مالیاتی که سازمانی بر علیه فرار مالیاتی است مدعی است سالانه حدود 12 تریلیون دلار دارائیهای اشخاص حقیقی و حقوقی در مناطق « Offshore » قراردارند که بالغ بر 860 میلیارددلار درآمد متعلق به این دارائیها از پرداخت مالیاتی معادل 255 میلیارددلار فرار می کنند.براورد شبکه عدالت مالیاتیاتی آن  است که سالانه 150 هزار شرکت در مناطق موسوم به «بهشت مالیاتی » تاسیس می شوند و صندق بین المللی پول نیز اعتقاددارد  شرکت های جهانی چند ملیتی سالانه حدود 500 تا 600 میلیارددلار از پرداخت مالیات شانه خالی می کنند. بنابرگزارش صندوق بین الملی پول حدود چهل درصد سرمایه گذاری برون مرزی یعنی حدود «18 تریلیون دلار   » در ده کشور با نرخ مالیاتی حداکثر معادل 3 درصد و یا کمتر سرمایه گذاری شده بطوریکه بیش از 52 درصد  فرار مالیاتی جهان در ده کشور معروف شامل

« British Virgin Islands (British territory – Bermuda (British territory-. Cayman Islands (British territory) – Netherlands –Switzerland – Luxembourg –   Jersey (British dependency)  –  Singapore – Bahamas-  Hong Kong » انجام شده ، مضافابرآورد میشود 14 درصد سرمایه گذاری های مستقیم خارجی جهان «معادل 6 تریلیون دلار   »که فقط مشمول مالیاتی با نرخ 1.73 درصد میشوند در شبکه مناطق «بهشت مالیاتی انگلستان»  صورت می گیرد.تحقیقات OECD  نشان داده که کشورهای «امارات متحده عربی – انگلستان – فرانسه – سوئیس – هلند- سوئد- ایرلند- اسپانیا – قبرس و اطریش » دارای کمترین نرخ مالیات تکلیفی برای سرمایه های جذب شده داشته لذا مراکز پولشوئی محسوب می شوند.

گفته میشود سازمان مالیاتی انگلستان سالانه بین 46 میلیارد پوند تا 150 میلیارد پوند مالیات از دست رفته از این بابت دارد و شرکت های عضو لیست 500 شرکت برتر امریکا «  Fortune 500 »سالانه حدود 6200 میلیارددلار دارائیهای خودرا در مناطق بهشت مالیاتی نگاهداری می کنند گابریل زوکمن  ، اقتصاددان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی ، برآورد کرده است که اشخاص حقیقی نیز معادل 8.700 میلیارد دلار دارائیهای خودرا در این پناهگاه های مالیاتی« بهشت مالیاتی » و یا « Offshore»  پنهان داشته اند. البته برآورد آقای جیمز اس. هنری از دیگر اقتصاددانان  و حقوق دانان رقم حیرت آور 36 هزار میلیارد دلارمی باشد که به رقم برآوردی  32-21هزار میلیارددلار شبکه عدالت مالیاتی نزدیک است ؟!

نمایه محاسباتی زیر نشان می دهد که با  فرض اعمال مالیات بنرخ 3 درصد برروی این دارائیها ، مالیات ازدست رفته دولت ها بین 1080 تا 630 و 960 میلیارد دلار برآورد میشود؟!

                                     نمایه برآورد مالیات از دست رفته دولت ها

حجم دارائی در پناهگاه های مالیاتی(میلیاردلار)-2018

6.200+8700=15.530

21.000

32.000

36.000

نرخ مالیات- درصد

3

3

3

3

مالیات ازدست رفته

513

6.300

960

1.080

که این بدان معنی است که  بار و طرفیت مالیاتی کشورها بدوش طبقات متوسط و حقوق بگیر بوده و دانه درشت ها عملا به تناسب  ثروت و درآمد درپرداخت مالیات مشارکت ندارند که همین موضوع منجر به انباشت ثروت و نابرابری عظیم در جهان شده است .نکته حائز اهمیت آنکه این پناهگاه های مالیاتی عمدتا در کشورهائی مستقر شده اند که مهد سرمایه داری و باصطلاح جز شفاف ترین کشورها معذفی می شوند که این موضوع نشان دهنده در اختیار بودن حاکمیت این کشورها در چنگ سوپر میلیاردرها و شرکت های جهانی «Multinational Large Corporation »  هستند. بدون شک امثال بانرجی و پیکتی هم به این امارو ارقام دسترسی دارند که فریادشان بلند شده که تنها راه مقابله با نابرابری و توسعه پایدار اخذ مالیات از دانه درشت ها به منظور بازتوزیع مجدد ثروت و برقراری عدالت اجتماعی است

درهمین رابطه به گواه آمارهای اقتصادی کشور بویژه امارهای مربوط به درآمد – هزینه سالانه خانوارها و سطح حداقل مزد و همچنین اعترافات دادگاه های مفاسد اقتصادی و سایر مدارک انکارناپذیر می توان نتیجه گرفت که دولت قبلی و فعلی بیشتر تحت تاثیر گرایشات لیبرال و نئولیبرال در اقتصاد بوده لذا حتی با توجه به تاثر تحریم ها ،  ادعای هردو دولت درادعا و یا ارائه راهکارهای مبارزه با ریشه‌کنی فقر در تناقض جدی است که می توان در این مورد به عمق  رکود و بیکاری عمیق حاکم بر اقتصاد ایران اشاره نمود.

برای نمونه نگارنده میتواند یادآوری کند که بر اساس مندرجات مجله فوربس تعداد میلیاردرهای ایرانی در سال 1389=2000 که معادل 10900 نفر بوده در اوج شروع بحران اقتصادی ایران در سال 2014=به تعداد 30100 نفر افزایش یافته که حکایت از غارت منابع اقتصادی کشور با تلفیق پول و سرمایه  بدست کارآفرینان تحریمی- سرمایه داری کازینوئی داشته است . اگر این رقم را با آمار سازمان مالیاتی که اعلام داشته 80 درصد مالیات کشور را فقط 20 درصد مودیان پرداخت می کنند و این واقعیت که 1 درصد جمعیت تهرانی ها بیش از 75 درصد ثروت تهران را در اختیار دارند؟! و 17 درصد جمعیت تهران « 4 میلیون نغر» فقیر هستند ، می توان دریافت که ثروتمندان سهم مالیاتی متناسب با ثروت ودرآمد خودرا بطرق قانونی و غیر قانونی پرداخت نمی کنند؟! یعنی در حالیکه همه تئوری های عملی اقتصادی مالیات ستانی برمبنای «عدالت و انصاف مالیاتی»  را در راستای توسعه پایدار برای فقرزدائی توصییه کرده و می کنند نگاهی به سامانه سازمان مالیاتی ایران  نشان می دهد مجموع مالیات حقوق بگیران کشور « دولتی و غیردولتی» که در سال 1396  معادل 10700 هزار میلیارد تومان بوده ،    2.81 برابر مالیات بر ثروت « شامل مالیات بسازبفروشی ، نقل و انتقال املاک و مستغلات ، سرقفلی واحدهای اداری- تجاری ، نقل و انتقال سهام و حق تمبر» بوده که حکایت از بی انصافی و بی عدالتی مالیاتی در کشوررا دارد و نشان می دهد ثروتمندان چکونه نظام مالیاتی را به سخره گرفته اند؟!

 فارغ از اینکه مالیات مشاغل در همان سال 4500 میلیارد تومان « کمتر از نصف مالیات حقوق بگیران» و مالیات نهادهای انقلاب اسلامی نیز فقط مبلغ ناقابل 183 میلیارد تومان و یابه تعبیری قیمت یک واحد آپارتمان  لوکس در شمال شهر تهران بوده است ؟!

بانرجی در یافته های خود همچون توماس یپکتی اقتصددان معروف فرانسوی نابربری اقتصادی را موجد فقر و فقررا مانع اصلی توسعه اجتماعی – اقتصادی می داند. در واقع برای اثبات نظریه بانرجی و پیکتی میتوان اشاره کرد که د رحال حاضر  در حالیکه حجم ثروت جهان معادل 360 هزار میلیارد است ، حجم ثروت  26 نفر اول ثروتمندان جهان بیش از مجموع ثروت بیش از نیمی از مردم جهان است ؟!

             نمایه زیر توزیع ثروت جهان را بر اساس منطقه جغرافیائی به میلیارددلار نمایش می دهد

ردیف

کشور(منطقه)

مجموع ثروت-میلیاردلار

متوسط ثروت هر فرد بالغ-دلار

1

افریقا

4.119

6488

2

آسیای پاسیفیک

64.778

54.211

3

چین

63.827

58.544

4

اروپا

90.752

153.973

5

هندوستان

12.614

14.569

6

امریکای لاتین

9.906

22.502

7

امریکای شمالی

114.504

417.694

8

جهان

360.500

70.849

با فرض تسهیم عادلانه این ثروت به هریک از شهروندان جهان رقمی حدود 45.062 دلار تعلق خواهد گرفت. فراموش نکنیم که ثروت آقایان جف بارنزو بیل گیتس از تولید ناخالص داخلی بسیاری کشورهای جهان بیشتر است . بیل گیتس در سال 1987 با 1.25 میلیارددلار و جف بارنز در سال1998 با رقم 1.6 میلیارددلار به لیست میلیاردرهای فوربس پیوسته اند که در حال حاضر مجموع ثروت این  دونفر بترتیب 105.2 و 103.3 میلیارددلار می باشد. به تعبیری ثروت اقای بیل گیتس در عرض 32 سال83 برابرشده است  . باید یادآور شد یک درصد ثروت بیل گیتس معادل کل بودجه بهداشت و درمان کشور اتیوپی با جمعیت 105 میلیون نفراست !؟ و یا ثروت هر یک از این دونفر بیش ازتولید ناخالص داخلی هریک از کشورهای لوکزامبورگ ، لبنان ، اروگوئه، تانزانیا ، ترکمنستان ، بلغارستان ، اردن ، بحرین ، لیبی ، آذربایجان است ؟!

بدون شک  هیچ کدام از سیاستمداران فعلی ایران علاقه ای ندارند در برخورد با مشکلات اقتصادی کشور به صورت ریشه ای مشکلات را حل نمایند چرا که حل ریشه ای مشکلات بمعنی کنارگزاردن بسیاری از صاحب منصبان آلوده و افشای مسائلی است که عزمی برای آن وجودندارد. بطور مشخص در حالیکه گفته میشود بیش از یک میلیون واحد مسکونی خالی در کشور وجوددارد 66 درصد خانوارها در واحدهای زیر یکصد مترمربع زندگی که 22 درصد از آنها در واحدهای کمتراز 50 مترمربع سکونت دارند. اما 2 درصد خانوارها در واحدهای بیش از 500 مترمربع ساکن هستند؟تشدید نابرابری اجتماعی – اقتصادی در ایران بخصوص وقتی معنی دار میشود که دریابیم کل درآمدهای نفتی کشور از دوران دارسی تا آخر سال 1397 بالغ بر 1470 میلیارددلار بوده که 915 میلیارددلارآن « 52درصد» در محدوده سنوات 1384-1397 بعنی دوره ای که نابرابری اقتصادی با سرعت فوق العاده ای متضمن رشد بی سابقه نرخ ارز در ایران تشدید  شده است .

 تدقیق در آمارهای گزارش اخیر ثروت جهانی نشان دهنده آن است که با کمال تاسف متوسط ثروت هر ایرانی در سال 2019 که «5.260 دلار» بوده حتی کمتر از عراق « 7.331» ، گابن « 6.035» ، نامبیا« 5.502» و تونس «5.395» بوده در حالیکه تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1977 شصت درصد بیشتر از ترکیه ، سه برابر مصر و 5 برابر اندونزی و پاکستان و 7 برابر بنگلادش بوده است « منبع کتاب انقلاب تصورناپذیر در ایران نوشته چارلزکرزمن –ترجمه محمد ملاعباسی- انتشارات ترجمان» .

اگر به کشفیات سامانه مالیاتی بنگریم که چگونه تراکنش های یک صرافی فاقد پرونده مالیاتی در سال 1395 بالغ بر 18 هزار میلیارد تومان و یا تراکنش مالی حساب حاج قربانعلی فرحبخش خریدار شرکت ماشین سازی با 5 کلاس سواد در 26 اسفندماه 1397 معادل 17000 میلیارد تومان بوده آنگاه حجم ووسعت غارت و نابرابری که همزادهم هستند روشن میشود. یکی از رسانه های کشورنمونه هائی از فساد مالیات گریزان را در هفت پرده در یکدوره حداکثر پنجساله 1397-1393شرح زیر افشاء نموده که شامل :

پرده اول: حاج قربانعلی فرخزاد پنج کلاس سواد دارد. ۴۴۶میلیون وپنج هزارو ۳۳۲ دلار ارز دولتی چهارهزارو ۲۰۰ تومانی از بانک مرکزی می گیرد و ۲۰۱ میلیون دلار از این ارز ها را در بازار آزاد می فروشد و با پولی که به دست می آورد، ماشین سازی تبریز را از دولت می خرد.واسطه این امر خیر امیداسدبیگی « همان کارافرین جوان خریدار متواری کارخانجات هفت تپه به ثمن بخس » ورئیس حراست وقت بانک مرکزی مالک صرافی عامری بوده اند؟!

پرده دوم: بیست  شرکت دولتی سه میلیاردو ۵۱۴ میلیون یورو ارز دولتی برای واردات دارو و کالا های اساسی می گیرند. عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی در نامه ای به رئیس جمهور به ایفانشدن ۹۷۹ میلیون یورو از مجموع تعهد سه میلیاردیورویی این بیست شرکت برای واردات دارو و کالا های اساسی اعتراض می کند.

پرده سوم: سعید نمکی وزیر بهداشت در مصاحبه ای از پیداشدن فردی می گوید که با دو میلیون یورو ارز دولتی برای ورود استنت قلبی، کابل برق وارد کرده و از کشور می گریزد.

پرده چهارم: برای واردات کالا های اساسی و انتقال فناوری به شرکت نیشکر هفت تپه ارز دولتی تخصیص می یابد. در مقابل کالایی وارد نشده و پروفرمای جعلی در گمرک پر شده و در برخی موارد نیز گران نمایی می شود. مثل خط تولید ۳۵میلیون دلاری که ۳۵۰ میلیون دلار اظهار و برای آن ارز دولتی گرفته می شود.

پرده پنجم: استادکریمی معروف به آتاکان یکی از عوامل رضا ضراب هزارو ۳۰۰ میلیارد تومان ارز قاچاق کرده و در جریان انتقال پالت های دلار و یورو فعالیت داشته است. او ساکن ترکیه است و از افراد خود در ایران مثل عبدالرضا کاظمیانی استفاده می کرد.

پرده ششم: ۲۲۰ میلیون و ۶۴۳ هزار یورو با نرخ دولتی به ۴۰ شرکت برای واردات گوشی موبایل تخصیص پیدا می کند. محمدجواد جهرمی وزیر ارتباطات لیستی منتشر می کند که نام واردکنندگانی که از ارز دولتی استفاده کرده، اما یا گوشی نیاورده یا در بازار به قیمت آزاد فروخته یا احتکار کرده اند را در خود دارد.گزارش ها نشان داده محموله هایی با مجموع رقم ۷۵میلیون و۲۸۳هزارو ۸۶۰ یورو با عاملیت ۳۰ شرکت واردکننده از گمرک ترخیص شده است که به حدود ۳۴ درصد می رسد ولی از مابقی ارز ها خبری نمی رسد.

فارغ از فساد مبتنی بر غارت این میان پرده های اقتصادی ، هیچگونه شواهدی دال برپرداخت مالیات توسط این اشخاص بابت این مبالات وجودندارد مضافا مشخص نمی باشد چرا باید کسری سپرده های موسسات مالی – اعتباری مجاز و غیرمجاز از محل مالیات مردم نگون بخت پرداخت شود در حالیکه دانه درشت ها و سپرده گذاران میلیاردی از جنس مردم نبوده و عمدتا به این یا آن مرکز و موسسه خیریه باصطلاح مذهبی ونهاد و اشخاص وابسته بوده اند،


منابع :

7-https://fortune.com/2019/04/11/amazon-starbucks-corporate-tax-avoidance/

8-https://itep.org/category/reports/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)