ویلم فلور محقق و ایران شناسی هلندی، شب گذشته در برنامه «عصرهای تاریخ» که چند سالی است به همت دکتر هادی بهار هر ماه در خانه اش در پوتوماک مریلند برگزار می شود، درباره آخرین کتابش «سلامت مردم در ایران قاجار» به زبان فارسی سخن گفت.
salamat ghajar book

public health in qajar iran
کتاب سلامت مردم درایران قاجار توسط انتشارات میج در شهر واشنگتن منتشر شده است. برای خرید کتاب می توانید به این نشانی مراجعه کنید:

http://www.mage.com/

یک نکته بسیار جالب و کلیدی که آقای فلور به آن اشاره کرد، عدم توجه مردم به پاکیزگی آب بوده است که آلودگی آن موجد بسیاری از بیماریهاست.
عدم توجه به آلودگی آب ریشه های مذهبی دارد. قرنهاست که درک مردم از آب پاکیزه و آب آلوده به دو صفت روان بودن و کُر بودن آن معطوف بوده در حالی که هیچ یک ازاین دو به معنای پاکیزه بودن آب نیست.
به عبارت دیگر، آب روانی که در رودخانه ها جاری ست می تواند بسیار آلوده و غیر بهداشتی باشد و نیز آب کُر – که بنا به عقاید مذهبی عبارت است از حجم آبی که سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد – الزاماً تمیز نیست. تازه وجب داریم تا وجب! لابد این داستان را که از فرط تکرار به ضرب المثل ماننده شده شنیده اید که اکر ظرف آب کُری لبالب باشد و اندکی از آن بریزد، آن آب – بر اساس آموزه های مذهبی – پاکیزگی خود رااز دست می دهد، ولی اگر همان موقع شتری یا استری از آن جا رد شود و در همان آب بشاشد، به طوری که دوباره لبریز شود، آن آب – از نظر شرعی – تمیز و کُر خواهد شد و مثلاً می توان با آن دست نماز (وضو) گرفت و فریضه دینی را به جا آورد.
باری فهم عمومی ایرانیان تا حدود یکصد سال پیش از آب تمیز و پاکیزه و خوراکی این بوده، بیخود نیست که وقتی در زمان رضاخان قلدر اولین دسته دانشجویان ایرانی برای آموختن علم فرنگی به خارج از ایران فرستاده شدند، یکی از سرشناس ترین آنها که مهندسی هیدرولیک خوانده بود، در رساله ای سعی کرد از نظر فنی و مهندسی اثبات کند که آب کر، واقعاً تمیز است و خوراکی، به قول «علما» به ایّ نحو کان!
عادت مردم را سخت بتوان تغییر داد، حتی در مسائلی چون بهداشت و تمیزی که با زندگی و حیات آنان مربوط است.
در زمان رضاشاه، وقتی در حمام های خزینه را بستند – که با مخالفت و فتوای تحریم گسترده روحانیان مواجه شد – و مومنین تا سالها هنوز پنهانی از خزینه ها استفاده می کردند و دولت مجبور شده بود که مامور بگمارد تا از رفتن مردم به خزینه – که وافعاً مرکز شیوع انواع بیماریها بود – جلوگیری کنند و بالاخره – البته به زور دگنک! – مردم شریف به معایب خزینه و محاسب دوش پی بردند، اگرچه هنوز هم برخی از «روشنفکران» دینی و غیر دینی غصه آن روزگاران را می خورند که …

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)