“من به سرنوشت انسان بدبینم، ولی به خود انسان نه.”

طاعون رو میشه نمادی از جنگ، اشغال نظامی،تحریم یا دیکتاتوری فردی درنظر گرفت. هرچیز یا حتی هرکسی که جامعه ای رو دچار وحشت مرگ و ناامیدی میکنه. برای همین هم در نگاه کامو طاعون هیچ وقت از بین نمیره و پیروزی قطعی وجود نداره، روز های خوش چندان پایدار نیست و باید همیشه نسبت به خطر شیوع طاعون هوشیار بود. روزهای طاعون زده رو باید وقایع نگاری کرد تا درس هاش در حافظه جمعی جامعه به خاطر سپرده بشه.

کامو این رمان رو در روزهای «طاعون زده » نوشت، روزهای اشغال فرانسه توسط ارتش نازی آلمان در جنگ جهانی دوم. او تلاش میکنه رمان، تصویری باشه از دشواری زندگی و انتخاب در روزهای سخت. روزهای که مردم به نا امیدی عادت میکنن و قدرت هر عملی برای برون رفت از اون رو از دست میدن.

رمان طاعون آلبرکامو رو باید خوند چرا که کامو بعنوان یک هنرمند متعهد، قهرمان اخلاقیش رو تنها در این رمان به تصویر کشیده. قهرمانی که بی شباهت به خود کامو نیست.

دکتر ریو،قهرمان کامو شهروندی است که چندان به بروکراسی و نهادهای دولتی خوش بین نیست و نمی خواد به اتکای وجود اونها ذره ای حساسیت و مسئولیت های اجتماعی خودش رو به فراموشی بسپاره. نسبت به تغییرات جامعه بی تفاوت نیست و نشان های طاعون رو همه جا دنبال میکنه و هشدراهاش رو با سماجت دنبال میکنه تا در مسئولین شهر موثر بیافته. طاعون در شهر شیوع پیدا میکنه چون برورکرات های کند و ترسو حاضر نمیشن حقایق رو به موقع ببینن و تصمیم درست وسریعی اتخاذ کنن و اینکار مسئولیت شهروندان دلسوزه که اونها رو با حقایق روبرو کنن.

دکتر ریو برخلاف جریان رودخانه در حال شنا است. هرچه طاعون بیشتر قربانی میگیره و مردم مضطرب نا امیدتر میشن و برخی برای نجات و خوشبختی فردی خودشون تلاش میکنن و جامعه هرچه بیشتر همبستگی خودش رو از دست میده، دکترریو مصمم تر تلاش میکنه تا با حفظ تعهد و مسئولیت های اجتماعیش ریشه های انسانی خودش رو در جامعه محکم تر نگه داره. درنگاه ریو کسی نمیتونه به خوشبختی برسه بدون اینکه برای خوشبختی جامعه اش تلاش کنه.

رمان طاعون تجلیل کامو از ارزش های مانند عشق آکنده به مسِئولیت و همبستگی انسانی در مقابل امید و ایمان متافیزیکی مومنان به کلیسا است.کامو معتقده بدون باور به خدا هم می شود مومن بود و به امر قدسی باور داشت و به انسان ها عشق ورزید .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)