کمبود پزشک و پرستار؛ بحرانی که دامن گیر سلامت شهروندان و دولت است/فرزاد صیفی کاران

به گفته علی اکبر محزون، مدیرکل دفتر جمعیت مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۸ جمعیت ایران به رقم ۸۳ میلیون نفر رسید. ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به موقع و مناسب به جمعیتی ۸۳ میلیون نفری که در جغرافیایی وسیع پراکنده هستند، امری بسیار ویژه و حائز اهمیت است که سلامت و امنیت جسمی و روانی شهروندان به صورت مستقیم با آن گره خورده است. در سال های اخیر، نظام خدمات بهداشتی و درمانی ایران با مشکلات متعددی دست به گریبان بوده و هست. این مشکلات نه تنها دامن گیر دولت و نظام درمانی کشور، بلکه بیشتر عواقب آن دامن گیر شهروندان جامعه شده است. مشکلاتی که از جمله مهم ترین آن ها می توان به کمبود دارو(علی الخصوص برای بیماری های خاص)، مدیریت ناکارآمد، کمبود مراکز درمانی، کمبود لوازم و تجهیزات پزشکی در بیمارستان ها و مراکز درمانی، هزینه های بسیار بالای خدمات درمانی و نیز کمبود پزشک، پرستار و پرسنل بیمارستانی و مراکز درمانی اشاره کرد.
از جمله علل به وجود آورنده این بحران ها در نظام خدمات بهداشتی و درمانی ایران، نقص در نظام آموزش پزشکی، اختلاس های کلان در بودجه ای که به بخش درمان اختصاص داده می شود، ضعف های مدیریتی، ناکافی بودن محتوای مناسب و منابع علمی در سطح کشور، تحریم های بین المللی(با این که تحریم ها شامل موارد انسان دوستانه از جمله دارو و تجهیزات پزشکی نمی شود، اما دولت به دلیل مشکل در نقل و انتقالات بانکی قادر به تهیه برخی داروها و تجهیزات پزشکی نیست) و نبود راه کارهایی برای بهبود بخشیدن به حوزه بهداشت و درمان است.
در این میان بیش از هر چیز کمبود پزشک، علی الخصوص پزشک عمومی و پرستار و برخی دیگر از کادر و پرسنل مراکز درمانی و بهداشتی، نگران کننده است و به معضلی جدی برای دولت و شهروندان تبدیل شده است. در زمینه کمبود پزشک، ایرج حریرچی، معاون کل وزیر بهداشت اخیرا اعلام کرد که شاخص تعداد پزشک عمومی، متخصص و داروساز به ازای هر یک هزار نفر ۱/۶ است و کمبود پزشک در کشور به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. این در حالی است که به گفته حریری، کف میزان مورد نیاز، ۲/۵ پزشک به ازای هر هزار نفر است. او پیش تر در سال ۱۳۹۵ گفته بود: «در گذشته افرادی با اعلام آمارهای نادرست، این تصور را ایجاد کرده اند که میزان پزشکان در کشور زیاد است».
در ارتباط با کمبود پرستار، اصغر دالوندی، رئیس کل سازمان نظام پرستاری اردیبهشت ۹۸ اعلام کرد کشور با کمبود ۱۲۵ هزار پرستار رو به رو است. این در حالی است که محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار در خرداد ماه امسال اعلام کرد که: «۲۰ هزار پرستار بیکار وجود دارد. در حالی که استاندارد نسبت پرستار به جمعیت در کشورمان، در حد کشورهای عقب افتاده است».
اکنون با توجه آمار و ارقام و گفته های مسوولان و مدیران مربوطه در حوزه بهداشت و درمان، که حکایت از کمبود جدی و بی سابقه نیروی پزشک و پرستار در سراسر کشور دارد؛ سوالاتی که پیش روی عموم مردم قرار می گیرد عبارتند از:
– عوامل به وجود آورده این بحران چیست؟
– چگونه می توان بر بحران کمبود پزشک و پرستار در سطح کشور غلبه کرد؟
– کمبود پزشک و پرستار چه تأثیرات منفی ای بر ارتقاء سلامت شهروندان خواهد داشت و چه خطراتی را متوجه آنان خواهد کرد؟
– نقش دولت برای سروسامان دادن به این بحران چیست؟
– چه راه کارهایی تاکنون برای رفع این معضل اندیشیده شده است؟
جستجو برای یافتن پاسخی به هر کدام از این سوالات، به مدت ها تحقیق نیاز دارد و در مجال این نوشتار نمی گنجد، زیرا بسیاری از این موارد بایستی مورد ارزیابی های کارشناسانه و ریشه یابی قرار بگیرند.
بدون شک یکی از اصلی ترین عوامل به وجود آورنده کمبود پزشک و پرستار در ایران، مدیریت ناصحیح منابع انسانی است. دکتر نادر ممتازمنش، مدیر مرکز مطالعات و توسعه آموزش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، معتقد است در نظام آموزش پزشکی کشور مشکلات فراوانی وجود دارد و اصلی ترین چالش آن را «هم سو و هماهنگ نبودن نظام آموزشی با نظام ارائه خدمات خدمات بهداشتی و درمانی کشور و تبیین نشدن دقیق نظام ارائه خدمات سلامت و جایگاه دانش آموختگان علوم پزشکی» می داند. از سوی دیگر، از جمله عوامل کمبود پزشک در کشور، تمرکز ۴۰ درصد از فارغ التحصیلان حوزه پزشکی در پایتخت و یا به دلیل مشکلات و معضلاتی که پیش روی کار پزشکی قرار دارد، پزشکان به خارج از کشور مهاجرت می کنند.
در میان شاخه های مختلف پزشکی، در ۵ زمینه جراح عمومی، جراح زنان و زایمان، جراح مغز و اعصاب، ارتوپدی و چشم پزشکی، بیش از سایر زمینه ها بحران کمبود پزشک وجود دارد. همان طور که اشاره شد، ضعف مدیریتی و نبود ساز و کار حمایتی برای شبکه درمان کشور، که وظیفه آن به عهده دولت است، از عوامل به وجود آورنده این بحران هستند و تأثیر منفی آن بدون شک بر روی شهروندانی است که نیازمند دریافت خدمات پزشکی و درمانی مناسب هستند.
کمبود پزشک و پرستار، رابطه مستقیمی با جان شهروندان دارد و می توان به افزایش مرگ و میر، به علت عدم رسیدگی به موقع و یا دریافت خدمات درمانی ناکافی، منجر شود. بیش از ۲۰ هزار پرستار بیکاری که در کشور وجود دارد، به علت فقدان مدیریت صحیح منابع انسانی، نبود بودجه و موانع دیگری از این دست، نه تنها نمی توانند کار پیدا کنند، بلکه بر روند سیستم درمانی تأثیرات منفی می گذارند و پرستاران و پزشکانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند، بایستی فضای خالی این کمبود نیرو را نیز جبران کنند که عملا غیر ممکن می نمایاند. در همین زمینه حیدر عبادی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان گفته است: «پرستاران در کشور مجبور به انجام ۱۵۰ ساعت اضافه کاری اجباری هستند». فشار کاری بالا، ساعت های کاری طولانی و اضافه کاری زندگی و سلامت جسمی و روانی پرستاران را نیز تهدید می کند. کمبود نیروی پرستار به عدم رعایت استانداردهای لازم در هنگام کار متنهی می شود. خستگی مفرط ناشی از همین فشارها، موجب خطا در کار، بروز برخوردهای نامناسب با بیماران و پایین آمدن سطح کیفیت خدمات درمانی خواهد شد. سال ۹۷، یک پرستار جوان ۲۴ ساله، به علت فشار کاری بسیار زیاد و خستگی مفرط، جانش را از دست داد و این تنها ۱ نفر از ۲۰ پرستاری است که طول ۳ سال گذشته، به دلیل عوامل مشابه تحت فشار کاری، جان شان را از دست داده اند.
ادامه روند وضع موجود نه تنها موجب می شود که شهروندان از استانداردهای لازم جهت برخورداری از خدمات درمانی بهره مند نباشند، بلکه به ایجاد فضای تنش و اضطراب در جامعه نیز منتهی می شود. کمبود پزشک و پرستار به مراقبت های نامطلوب از بیماران در مراکز درمانی و بیمارستان ها دامن می زند. تقریبا هر روزه میتوان در اخبار ایران، گزارش هایی را در ارتباط با وضعیت اسفناک برخی بیماران، عدم رسیدگی مطلوب، فقدان امکانات و تجیزات پزشکی کافی و برخوردهای غیرحرفه ای پزشکان و پرستاران را یافت.
سالانه صدها پزشک و پرستار از ایران خارج می شوند. شکاف کاری (از حیث درآمد و بی عدالتی جهت برخورداری از مزایا و موقعیت ها) و طبقاتی میان پزشکان، علی الخصوص پزشکان متخصص و پرستاران از یک سو، و از سوی دیگر نبود شغل و موانع گسترده بر سر راه استخدام و یا در صورت استخدام داشتن حقوق پایین، تنها راهی را که پیش روی این قشر تحصیل کرده جامعه قرار می دهد، مهاجرت است. شریفی مقدم در همین زمینه اعلام کرده بود که سالانه چیزی حدود پانصد پرستار برای دریافت معرفی نامه جهت مهاجرت به سازمان نظام پرستاری مراجعه می کنند. پرستاران تاکنون چندین مرتبه نسبت درآمد پایین و فاصله درآمدشان نسبت به پزشکان اعتراض کرده اند. آن ها نسبت اجرای فاز سوم طرح «تحول سلامت» معترضند و می گویند که اجرای این طرح به کاهش درآمد آن ها منجر شده و در عوض افزایش درآمد سه برابری پزشکان را در پی داشته، که به شکاف طبقاتی در میان کادر و پرنسل با پزشکان مراکز درمانی انجامیده است. دولت در نهایت با وضع مالیات ۲۰ درصدی بر درآمد پزشکان سعی کرد این فاصله درآمدی را تا حدودی کنترل کند، اما موفق نشد و همچنان در بر همان پاشنه سابق می چرخد. مقصد بیشتر پرستاران ایرانی برای مهاجرت، کشورهای کانادا، استرالیا، بریتانیا، هلند و سوئیس است.
وزیر بهداشت برای حل بحران پرستار، در سال ۱۳۹۷ وعده داد که در سال ۱۳۹۸، ۲۰ هزار پرستار استخدام خواهند شد و قرار بود که تا تیرماه ۹۸، ۱۰ هزار نفر از آن ها استخدام شوند و مابقی نیز تا پایان سال، اما شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار اعلام کرد، تاکنون هیچ اقدامی در راستای برگزاری آزمون استخدامی و مجوز جذب نیروی ۱۰ هزار پرستار انجام نشده است.
باید توجه داشت که هر پرستار بیکار، علاوه بر این که به آمار بیکاران در کشور می افزاید، خطر مرگ و ارائه خدمات به موقع برای بیماران و نیازمندان جهت دریافت کمک های پزشکی را به همراه خواهد داشت. علاوه بر تمام این موارد، سطح استاندارد ایران کمتر از متوسط میزان سطح جهانی از نظر تعداد پرستار است. متوسط سطح استاندارد جهانی به ازای هر هزار نفر ۶ پرستار است که ایران به ازای هر هزار نفر ۱/۶ پرستار دارد.
سال گذشته نماینده اصفهان در مجلس اظهار کرد، که کمبود نیروی پرستار به «بیماران» ایران آسیب وارد کرده، او افزود که: «در سال های اخیر به دلیل کمبود نیروی پرستار از همراهان بیمار درخواست می شود برای مراقب از بیمارشان در بیمارستان حضور یابند که بسیار نامطلوب است». شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار با اشاره به ۲۰ هزار پرستار بیکار، معتقد است از عوامل مهم کمبود پرستار در ایران، وجود جریانی حاکم در وزارت بهداشت است، که سعی می کند بقیه گروه های بهداشت و درمان را نبیند. اشاره وی مشخصا به جریان پزشک سالار قدرتمندی است، که در دولت کنونی اوضاع را تحت کنترل خود دارد.
بحران کمبود پزشک نیز به شیوه هایی دیگری مانند کمبود پرستار در حال افزایش است. مسوولان مدام آمارهای متناقضی از میزان کمبود پزشک ارائه می دهند، برخی تماما آن را انکار می کنند. اما واقعیت این است که به جای ۵ پزشک به ازای هر هزار نفر ۱/۶ پزشک در کشور وجود دارد و طبق گزارش سالانه سازمان جهانی بهداشت، میزان متوسط سرانه پزشک در ایران از کشورهای جنگ زده ای همچون سوریه و فلسطین کمتر است. همان طور پیشتر اشاره شد، از مهم ترین دلایل بحران کمبود پزشک در ایران، توزیع ناعادلانه پزشکان در سطح کشور است، به طوری که ۴۰ درصد از فارغ التحصیلان رشته های مختلف پزشکی تنها در تهران مشغول به کار هستند. تمرکز پزشکان در پایتخت به بحران کمبود پزشک در روستاها و مناطق مرزی منجر شده است. معاون کل وزیر بهداشت در تیرماه امسال اعلام کرد که از مجموع ۶ هزار پزشکی که باید در روستاها و مناطق مرزی مشغول به کار باشند، تنها ۴۴۰۰ پزشک در این مناطق وجود دارد.
از دیگر عوامل آن نیز باید به میزان پذیرش و سهمیه ورودی دانشگاه ها برای رشته های مختلف پزشکی اشاره کرد. در سال ۹۳ ظرفیت پذیرش رشته پزشکی بسیار کاهش پیدا کرد. سال ۹۳ ظرفیت پذیرش روزانه دانشگاه های دولتی به ۲ هزار و ۸۸۲ نفر رسید، در حالی که در کنکور سال ۹۲ برای پذیرش رشته پزشکی ۴ هزار و ۷۰۰ نفر در دانشگاه های دولتی ظرفیت تعیین شده بود. به گفته حریرچی، نحوه پذیرش دانشجویان رشته های پزشکی و تخصصی نیاز به دقت بیشتری دارد و بایستی شرایطی فراهم شود تا آن ها بتوانند در همان حوزه تحصیلی خود مشغول به کار شوند.
در واقع می توان به راحتی رد پای دولت و مدیریت در تشدید بحران کمبود پزشک و پرستار در کشور را دید. سیاست های غلط، ناکارآمدی در مدیریت، رانت خواری، اختصاص ندادن بودجه کافی، اختلاس و نظام پزشک سالار، از جمله عمده دلایل بروز این مشکل و نیز جزو عوامل بازدارنده راه حل مناسب برای رفع آن است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)