بعنوان مقدمه، جمعبندی بحث پیشینم با عنوان “کشمکش آمریکا– ایران و ما” را در زیر میاورم:

۱) ایران از مقطع انقلاب ۵۷ تا کنون حامل یک جنبش قوی سوسیالیستی ضد حکومتی بوده است. این جنبش تا سرکوب خونین سی خرداد ۶۰ علنی و وسیع در سطح کارخانه‌ها و محلات زندگی، در مدارس و دانشگاهها، در اماکن عمومی و خیابانها حضور داشت. پس از آغاز سرکوبهای ۶۰، فعالیتها در سه عرصه مختلف به پیش رفتند. فعالین سیاسی به کردستان رفتند، حزب کمونیست تشکیل دادند، با جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه کردند، به عراق و سپس به غرب عقب نشینی کردند، احزاب جدیدی تشکیل دادند و… در تمام این دوران مشعل مبارزه سوسیالیستی کارگری را بلند نگه داشته جمهوری اسلامی را در هر کجا که بودند افشا کردند، با آن مقابله کردند و آنرا در تنگنا قرار دادند.

جنبش کارگری در داخل ایران، در کف کارخانه‌ها و کارگاهها با شرایط و محیط فعالیت متفاوتی مواجه شد. نه تنها شوراهای کارگری منحل و فعالین آن دستگیر، متواری یا کشته شدند که حق تشکل و اعتصاب ممنوع شد، چندین کانال مختلف جاسوسی از جمله شوراهای اسلامی بکار افتادند تا ارعاب را همیشگی کنند، ایمنی کار حذف شد، قراردادهای امضا سفید رایج شد، افزایش حداقل دستمزد در سالهای ۵۸ و ۵۹ پس گرفته شد و… رهبران عملی جنبش سوسیالیستی اما در همین شرایط خوفناک پلیسی توانستند کارگران را در مجامع عمومی، در بزرگداشت روز جهانی کارگر، در اعتصاب برای پرداخت یا افزایش حقوق متشکل کنند و بمقابله با جمهوری اسلامی بپردازند. علاوه بر دو عرصه فوق، جنبش سوسیالیستی خود را در دفاع از حق برابری زن و برگزاری ۸ مارس روز جهانی زن، در دفاع از حقوق کودک و برپائی جشنواره آدم برفی، در تحرکات دانشجوئی بیان کرد. در کردستان تهاجمی تر، فعالین بیرق سوسیالیسم کارگری را در مراسمهای روز جهانی کارگر و اعتراضات و اعتصابات گوناگون برافراشته نگه داشتند.

۲) از یکسال منتهی به دیماه ۹۶ تا کنون، ایران برای اولین بار پس از سرکوب خرداد ۶۰ شاهد بروز علنی، مستقیم و بلا واسطه جنبش ضد سرمایه داری سوسیالیستی کارگران بوده است. حکم این جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی بمنظور برقراری حکومت سوسیالیستی شورائی است

۳) جنبش سوسیالیستی جاری مرکز ثقل تمام کشمکشهای اصلی سیاسی از جمله کشمکش آمریکا با جمهوری اسلامی بر سر مسئله هسته‌ای است.

۴) بخاطر حضور بالقوه جنبش سوسیالیستی کارگری در ایران، غرب و در راس آن آمریکا نه تنها خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست بلکه حتی تمایلی به بی ثبات کردن حکومت اسلامی در ایران ندارد.

۵) آمریکا و غرب پیش و بیش از آنکه مخالفتی با جمهوری اسلامی داشته باشند، متحد طبقاتی جمهوری اسلامی در ضدیت‌شان با جنبش جاری سوسیالیستی در ایرانند

۶) جمهوری اتمی اسلامی خط قرمز غرب در حمایتش از جنبش بغایت مرتجع اسلام سیاسی است. جنبش و حکومتی که خود نقش بسزائی در عروج و بقدرت رساندنش داشته است.

۷) استراتژی آمریکا برای مقابله همزمان با جنبش سوسیالیستی کارگری — در ایران ۸۰ میلیونی که بقول فوکویاما بخاطر غلیان یک “انقلاب اجتماعی در زیر پوست جامعه” ثبات ندارد— وخنثی کردن پروژه ساخت بمب اتم جمهوری اسلامی، بزانو در آوردن هر دو از طریق اعمال فشار فرسایشی و طاقت فرسای تحریم‌های اقتصادیست. لازم به تاکید است که کمر کارگران حتی بدون تحریم اقتصادی زیر فشار طاقت فرسای مالی شکسته شده بود. تنگنائی که تحریم اقتصادی بر زندگی کارگر میافزاید تاثیر دو گانه دارد. اولا کمبود مایحتاج زندگی باعث افزایش نجومی قیمتها میشود. در تیرماه امسال نرخ تورم به ۴۰ درصد رسید. کمبود دارو حتی میتواند عوارض جانی داشته باشد. ثانیا، جمهوری اسلامی از این تحریمها برای افزایش هجوم به ابتدائی ترین سطح زندگی کارگر استفاده خواهد کرد. حسن روحانی با وقاحتی که فقط از ملایان میلیاردر جمهوری اسلامی برمیاید، خواستار قانونی کردن بیگاری کارگران شده است. کارگر باینترتیب در زیر منگنه‌ای قرار خواهد گرفت که از یکسو جمهوری اسلامی و از سوی دیگر تنگناهای حاصل از تحریم اقتصادی آمریکا او را خرد میکند.

۸) آمریکا در دو صورت ممکن است به جمهوری اسلامی حمله محدود نظامی کند: الف) برای نابودی مراکز هسته‌ای، هنگامی که کارگران زیر منگنه خرد کننده استثمار شدید جمهوری اسلامی و تحریم‌های اقتصادی باستیصال کشیده شده باشند یا ب) برای مهار انقلاب، زمانیکه خطر سقوط جمهوری اسلامی بدست این جنبش آنی و قطعی شده باشد.

تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران

در طی چهل سال گذشته جمهوری اسلامی بدلایل مختلف با تحریمهای اقتصادی آمریکا روبرو شده است که لیست کوتاه آن بقرار زیر است.

دوره کارتر: اولین تحریم اقتصادی آمریکا از نوامبر ۱۹۷۹ در عکس العمل به گروگان گیری سفارت آمریکا آغاز شد و پس از پایان گروگانگیری لغو شد.

دوره ریگان: آمریکا در سال ۱۹۸۳ ایران را در لیست دولتهای حامی تروریسم قرار داد و مخالف پرداخت وام خارجی به آن کشور شد. در سال ۱۹۸۷، بدنبال تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، آمریکا کشتی‌های نفتی و غیر نظامی را در خلیج فارس اسکورت کرد. تحریم بلافاصله اقتصادی آمریکا شامل فروش کالاهائی به ایران میشد که ممکن بود استفاده نظامی داشته باشد.

دوره کلینتون: علاوه بر تحریم سال ۱۹۸۷، به بهانه تلاش جمهوری اسلامی به دستیابی به سلاحهای کشتار دسته جمعی، آمریکا تحریمهای اقتصادی جدیدی را از سال ۱۹۹۵ علیه ایران وضع کرد که شامل این دو قلم میشدند ۱) ممنوعیت هر نوع تجارت نفت شرکتهای آمریکائی با ایران ۲) ممنوعیت تمام تجارتهای شرکتهای آمریکائی با ایران از سال ۱۹۹۷.

دوره جرج بوش: دارائیهای افراد، گروهها و شرکتهائی که آمریکا معتقد بود به شبکه تروریستی جمهوری اسلامی کمک میکنند یا به بی ثباتی عراق کمک میکنند را منجمد کرد. علاوه بر این، هر نوع داد و ستد مالی با آن افراد یا شرکتها ممنوع شد. دولت بوش همچنین قوانینی وضع کرد که از دور زدن تحریمها جلوگیری شود.

دوره اوباما: طرح “تحریمهای جامع” بتصویب رسید که علاوه بر تحریمهای قبلی، واردات خوراکی و فرش از ایران را ممنوع میکرد، ممنوعیت خرید نفت از ایران به کشورهای دیگر تسری یافت، خرید نفت از ونزوئلا بخاطر تجارتش با ایران ممنوع شد، و شاید مهمترین بخش تحریم، ممنوعیت هر نوع مراوده مالی هر شرکتی در جهان با بانکهای مرکزی، ملی، صادرات، کارگشائی و آریان و ملت در ایران بود. میلیاردها دلار اموال عمال جمهوری اسلامی منجمد شد.

دوره ترامپ: پس از دو بار تائید ۶ ماهه برجام، از آپریل سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد. تحریمهای ملغی شده پیشا برجام تماما برقرار و علاوه بر آن سپاه پاسداران، نهادهای وابسته به خامنه‌ای و شخص خامنه‌ای بعلاوه تعدادی از سران سپاه و وزیر امور خارجه ایران شامل تحریمها شدند. دولت ترامپ ادعا کرده است که تلاش میکند تحریمها را از مقیاس ۸۰ درصدی جاریش به ۱۰۰ درصد برساند.

تحریم حداکثری اقتصادی، تامین مایحتاج روزمره زندگی کارگر را با موانع بیشتری روبرو میکند. من معتقدم که نفس افزودن چنین تنگنائی بر زندگی کارگر اساسا یکی از هدفهای اصلی تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران است. برای داشتن تصویری از فشارهای ناشی از تحریم‌ها، لازم است به دوره جنگ ایران و عراق توجه کرد که توزیع مایحتاج زندگی کوپنی شده بود. تفاوت آندوره با امروز در اینست که جمهوری اسلامی در طول جنگ، بجز مقطع کوتاهی در آغاز آن، دچار تحریم اقتصادی نشده بود. جمهوری اسلامی به بهانه مخارج جنگ، از سوبسید مواد خوراکی و سایر مایحتاج زندگی روزمره زد. بخش قابل توجهی از اقلام سوبسید شده که قرار بود با کوپن خریداری شوند، سر از بازار آزاد در میاوردند و باینترتیب لایه‌ای از بازاریان و خرده بورژوا از قبل آن متمول شدند. ثروتی که آنها انباشتند توسط مردمی که کالای سوبسیدی را دریافت نمیکردند و بناچار به بازار آزاد روی آورده، برای خریدشان چندین برابر پرداخت میکردند، تامین شد. بعبارت دیگر اقتصاد جنگی جمهوری اسلامی تحمیل فقر بیشتر به تهی دستان و انباشت ثروت در دست بازاریان بود. شرایط امروز بدتر از آن روز است. امروز جمهوری اسلامی هم دچار بحران مزمن اقتصادی است و هم با تحریم فروش نفت، هارتر از گذشته خواهد بود، همانطور که در گفته‌های حسن روحانی درباره خواست بیگاری کارگران بیان یافت. ترامپ چندین بار اعلام کرده است که “عجله‌ای در مذاکره با ایران ندارد”، روی نقش فرسایشی تحریم اقتصادی حداکثری حساب باز کرده است. روندی که میتواند به آنچه ما در ونزوئلا شاهدش هستیم منجر شود: کوچ گرسنگان به کشورهای همسایه!

در حال حاضر ۶ کشور زیر تحریمهای شدید اقتصادی آمریکا قرار دارند: ایران، کوبا (۱۹۶۰)، ونزوئلا (۲۰۰۶)، کره شمالی (۱۹۵۰)، سودان (۱۹۹۳) و سوریه (۱۹۸۶). آمریکا ۲۵ کشور دیگر، از جمله روسیه، را هم مورد تحریمهای محدودی خود قرار داده است. تحریم اقتصادی در اقتصاد در هم تنیدۂ جهان امروز، حکم “جنگ نرم” را دارد و در امتزاج با یک حکومت فاسد سرمایه داری یا یک حکومت مستبد اسلامی میتواند نتایج فاجعه باری برای توده مردم داشته باشد. به این نمونه توجه کنید: «کمبود اسکناسها بسیاری از کارگران را مجبور به صرف وقت زیاد در ایستگاههای کاری و صندوق‌های نقدی برای برداشت مبلغ لازم برای پرداخت هزینه حمل و نقل می‌کند. صاحبان اتوبوس هایی که در خطوط منظم فعالیت می‌کنند، خواستار افزایش قیمت کرایه می‌شوند تا قیمت‌های گران قطعات یدکی، لاستیک‌ها، روغن موتور و غیره را پوشش دهند… بخش بزرگی از کشور، از جمله کاراکاس، اکنون دچار کمبود سیستماتیک آب است و بعضی از مناطق تنها یک یا دو بار در هفته و در بعضی موارد هر ۱۰ روز یک بار آب به خانه‌شان میرسد. خاموش شدن برق نیز مکرر است و در مکان هایی مانند مارشایبو به اعتراضات خیابانی منجر شده است زیرا مردم نمی‌توانند حرارت و خراب شدن غذا را در فریزر و یخچال خود تحمل کنند… تورم نجومی نیز به آرامی کل اقتصاد را متوقف می‌کند. بسیاری از کارگران هنوز در کارخانه هایی کار می‌کنند که در آن هیچ چیز تولید نمی‌شود. گاهی اوقات به کار می‌روند فقط برای نگه داشتن درآمد، اما فقط برای چند ساعت. پس از آن بقیه روز بدنبال تهیه مواد غذایی و یا شاید انجام چند معامله در بازار سیاه به منظور تکمیل دستمزد خود میروند تا باین طریق بتوانند به خانواده‌های خود غذا برسانند.» ژوئیه ۲۰۱۸ [۱]

مبارزه ما علیه جمهوری اسلامی و فقر و فلاکتی که به مردم عادی تحمیل کرده است با یا بدون تحریم اقتصادی آمریکا سر جایش باقی است. اما بقول منصور حکمت: «این سیاست آمریکا مستقل از تاثیراتش بر ثبات و بى ثباتى رژیم اسلامى، باید بعنوان یک اقدام زیانبار براى مردم ایران بدون هیچ ابهامى محکوم شود. وخامت بیشتر اوضاع اقتصادى مردم نتیجه محتوم این سیاست خواهد بود. برخلاف ادعاهاى رایج، تحریم تجارى از جانب آمریکا حتى اگر اروپا و ژاپن و سایر قطبهاى اقتصادى از آن تبعیت نکنند، تنگناهاى واقعى براى اقتصاد ایران ایجاد میکند که قربانیان فورى آن نه رژیم اسلامى، بلکه توده وسیع مردم کارگر و کم درآمد در ایران خواهند بود.

این تصور که اعمال فشار بر مردم و به استیصال کشیدن آنها گامى در جهت سرنگونى رژیم اسلامى است، تصورى بیمارگونه و ضد اجتماعى است که فقط در چهارچوب تفکر فرقه اى جریانات حاشیه جامعه نظیر مجاهدین مى گنجد. و این در شرایطى است که خود آمریکا نه فقط تغییر رژیم، بلکه حتى تغییر روش داخلى رژیم اسلامى در قبال مردم ایران را جزو اهداف سیاست تحریم تجارى ذکر نکرده است.» (“تحریم تجاری ایران”، ژوئن ۱۹۹۵، تاکیدات از من)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)