
عباسعلی خلعتبری در ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ به همراه جمعی دیگر از سران شاه در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی محکوم به اعدام شد و این حکم در زندان قصر در همان زمان به اجرا درآمد.
جرم:
ایران با وجود ذخایر عظیم نفت و گازنیازی به نیروگاه اتمی ندارد و امضا این قرارداد تضییع بیت المال بود!
این حکم در زندان قصر به اجر درآمد…
_________________________
سالهاست منافع مردم ایران فدای خودکامگیها و سیاست های در تناقض با منافع ملی و فعالیتهای هسته ای رژیم جمهوری اسلامی که به هیچ وجه قابل اعتماد مردم ایران و جامعه جهانی نیست، میشود. رژیمی که در نقطه آغاز خود جمعی از متخصصین مان را به بهانه خدمتشان به این مرز و بوم و تلاش در برخورداری ایران در آن سالها از انرژی صلح آمیز هسته ای، محکوم به مرگ دانست.
انقلابیون آنروز در دشمنی همه جانبه با پیشرفتهای دوران پهلوی ها، آنچه دستآورد آنان بود را در قالب “تهاجم فرهنگی”، در تضاد با ایدولوژی حکومت مذهبی خود دانسته، برای ایران نالازم و غیر ضروری قلمداد کرده و محکوم به نابودی نمودند. در مسیر ثبات حکومت خود با تکیه بر سرکوب مخالفین و کشتارهای گروهی شخصیت های نظام پیشین، اساس “حمایت از پیشرفت ایران” را نشانه ضّد انقلابی و ضّد خلق بودن ایرانپرستانی قرار دادند که تا نسلها مدیون فداکاریها و جانباختگی های آنانیم.
از آن دوران سران رژیمی که سیاستهای خود را در دشمنی با ملل آزاد و دمکرات جهان و بازگشت به عصر جهالت قرار داده بودند، با شعارهای ظاهری خود، میان مردم ایران و جامعه جهانی که دیگر از “نقض حقوق بشر” دم نمیزد، دیواری قطور کشیدند و ایران رفته رفته به زندانی عمومی بدل گشت.
سالهاست اما، در جنگ زرگری میان جمهوری اسلامی و غرب بر سر “هسته ای ماندن یا اتمی شدن” فعالیتهای جمهوری اسلامی، تنها چیزی که مولفه و نکته قابل تکیه به شمار نمیآید، نظر و خواست مردم ایران است، رژیم جمهوری اسلامی اما با پافشاری بر مواضع خود با اتکا به نسبت دادن این جاه طلبی هایش به مطالبات و خواست های مردم ایران، در جوامع بین المللی از یکه تازی خود با وجهه ملی و عمومی دفاع میکند.
حال بماند که در این مسیر چقدر از بیت المال صرف دزدیهای آشکار و پنهان و اهداف پلید خود میکند و مبالغ هنگفتی از همین بیت المال و ثروتهای این سرزمین صرف ادوات و تجهیزات از دور خارج روسی شده تا چندین نیروگاه اتمی در دل سرزمینمان و بدون در نظر گرفتن تخریباتی که میتوانند ببار آورند، صدمات زیست محیطی و جانی “البته” حق مسلم ما شوند.
آنچه دیروز در بدو بوقوع پیوستن تحولی عظیم و فاجعه بار بنام “انقلاب! ۵۷” برای بنیانگزران جمهوری اسلامی و حامیانش ارزش مینمود، دیرزمانیست جای خود را با ضّد ارزشها عوض کرده. از بسیار ابعاد و زاویهها که بنگریم، ایدولوژی این انقلاب! در جنبههای مختلف شکست خورده و سامانه حاکم بر ایرانِ ما، رژیمی از درون پوسیده و فرو ریخته است که در تلاش است با نهادینه نمودن ارزشهای جدید برای خود حیات و اقتدارِ نوینی دست و پا کند.
ازینرو، شوربختانه امروز طبق ادعای های جمهوری اسلامی، در همه دنیا افکار عمومی بر این اندیشه است که “انرژی هسته ای / بمب اتمی” حق مسلم ماست. !!!
جامعه جهانی در طول سالها رویاریی با جمهوری اسلامی، هیچگاه تلاش نکرد در تضعیف چنین رژیم سرکشی، از ابزار “مردم” بهره برده و با ایجاد دیالوگ با جامعه ایران و قرار دادن آنان و مطالباتشان رودرروی جمهوری اسلامی، در تضعیف هر چه بیشتر چنین رژیمی بکوشد.
مردم ایران ابزاری هستند که میتوانند غرب را در به زانو در آوردن رژیم جمهوری اسلامی یاری نمایند، اما آیا دولتهای غربی تمایل به وارد بازی نمودن این پتانسیل مردمی دارند، پرسشیست که میتوان پاسخش را در سیاستهای تا به امروز اتخاذ شده آنان و شرایط ایران بوضح دید.
هرچند بشخصه بر این باورم که انرژی هسته ای صلح آمیز در خدمت علم و پیشرفت، حق مسلم ما نیز هست، اما با توجه به منابع طبیعی موجود در سرزمینمان و روند رو به رشد پیشرفت علم در پژوهش و ساخت انرژیهای جایگزین، پاک و کم هزینه، باورمندم که این شکل از انرژی نظر به هزینه آن و صدماتی محیطی و انسانی که بازتولید آن در بر دارد، برای هیچ سرزمینی در اولویت نبوده و اما این فاجعه بشری که هم میهنانی بدست جمهوری اسلامی و به حکم فعالیت در این صنعت محکوم و بدست این رژیم به قتل عمد رسیدند، خود سندیست بر نقض فاحش حقوق انسانی و ارتکاب به جنایت آشکارا در مقوله پرونده هستهای اشغالگران حاکم بر ایران و شگفتی اینجاست که با وجود چنین مستنداتی، چرا تکیه بر آنها و قرار دادن “نقض حقوق انسانی” در ایران از سوی حکومت جمهوری اسلامی همچنان محور مذاکرات و ابزار اعمالِ فشار بر جمهوری اسلامی نیست !!!
ابزاری که حکومتهای متحد المنافع بارها در ایجاد تغییرات و دگرگونی در کشورها از جمله در ایران از آن به تمامی بهره برده اند !!!
بیشک آنچه امروز حق مسلم ماست، شنیده شدن و تامل بر دیدگاههایمان از سوی جامعه جهانیست. ملت ایران تنها در همصدایی هارمونیک، فریادی رسا و گویا خواهد بود.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com
نظرات
دیدگاه بسیار عالی ای دارید.ابتدا باید دیده و شنیده شد سپس ساخت و آباد نمود.
جمعه, ۲۳ام فروردین, ۱۳۹۲
عباس خلعتبری وزیر امور خارجه در دو دولت هویدا و اموزگار بود. بر اساس کدام مستندات حکم اعدام کسی در این سطح به قرارداد اتمی قبل از انقلاب وابسته است؟
اولین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران زنده است( دکتر اکبر اعتماد)
و روابط خوبی با مسئولین فعلی ایران دارد . او ماجرا را بیشتر در تقابل با دولت موقت مرحوم بازگان می بیند.همچنین اولین رئیس سازمان اتمی بعد از انقلاب یعنی مهندس فریدون سحابی(برادر عزت الله سحابی و عموی هاله سحابی) زنده است و پاسخ هایی داده است.
به این دو مصاحبه توجه کنید
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1484201
http://fararu.com/vdch.xnwt23n6-ftd2.html
همچنین بعضی به مقاله ای در روزنامه جمهوری اسلامی استناد می کنند( تصویر مقاله در مطلب بالا آمده است) که اصلا مشخص نیست مولف آن از چه جایگاهی در دولت برخوردار بوده و چقدر می توان نظرات او را به عنوان نظری رسمی در نظر گرفت.
در کل این ماجرا نیاز به بررسی تاریخی دقیق و مستند دارد و صرف توجه به شایعات کفایت نمی کند
جمعه, ۲۳ام فروردین, ۱۳۹۲