مدیر عامل زنان سازمان ملل هرساله گزارشی تحت عنوان «پیشرفت زنان جهان» منتشر می کند. این گزارش بر اطلاعات جمع آوری شده از سراسر جهان متکی است. “فومزیل املامبو” مدیر عامل این سازمان در بخش مربوط به «خانواده در جهانی در حال دگرگونی» از گزارش تحقیقی خود، گفته است: «خانواده، مکان خشونت و تبعیض علیه زنان و دختران، در واقع، جائی است که خشونت علیه زنان و دختران در آن آغاز می‌شود.»

وی می گوید:‌ « موارد خشونت علیه زنان توسط نزدیکان، به قدری زیاد است که می‌توان خانواده را خطرناک‌ترین مکان‌ برای زنان و دختران دانست.»

در گزارش همچنین آمده است: «در بسیاری از کشورهای جهان، قوانین خانواده همچنان مبنای دینی دارند،‌ و به همین سبب، گفته می‌شود که قوانین قابل اصلاح نیستند زیرا قانون خدا را نمی‌توان تغییر داد. اگر کسی خواستار تغییر این قوانین شود، با خطر حمله و حتی تهدید مرگ روبرو می‌شود.» بنا به آمار عرضه شده در این گزارش، فقط در سال ۲۰۱۷، روزانه ۱۳۷ زن در نقاط مختلف جهان، جان خود را در اثر خشونت خانوادگی از دست داده اند.

در این میان رژیم جمهوری اسلامی هم به مثابه رژیم مدافع بربریت سرمایه داری و هم به مثابه رژیمی که مذهب را نیز به ابزاری برای تشدید این مناسبات ضد انسانی تبدیل نموده است، کارنامه بس هولناکی را در طول 40 سال گذشته با خود حمل می کند. این رژیم با بهره گیری از مذهب به مثابه ابزار ایدئولوژیک و با یاری گرفتن از فرهنگ عقب مانده مردسالارانه، تبعیض و نابرابری های جنسیتی و خشونت بر زنان در خانواده را قانونیت و رسمیت بخشیده است.

خشونت در خانواده رایج ترین شکل خشونت علیه زنان در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی است . اعمال خشونت در خانواده، علاوه بر اشکال مردسالارانه سنتی آن، در ایران قانونمند هم شده است. طبق ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی ایران، در روابط زن و شوهر، مرد رسما رئیس خانواده است و بنابر این فرمانهایش برای دیگران لازم الاجراست. کتک زدن زنان در خانواده طبق قوانین شرع اسلام مجاز شمرده می شود. اما اعمال خشونت بر علیه زنان در خانواده اشکال متنوع و پیچیده ای دارد.

اگر چه خشونت فیزیکی شکل حاد آن است، اما خشونتهای نامرئی بیش از خشونت فیزیکی بر روان زنان تاثیر می گذارد و گاهی فاجعه آفرین می شود. بسیاری از زنان و دخترانی که جسم خود را به آتش می کشند و به زندگی خود پایان می بخشند، خودکشی و خودسوزی آنان در نتیجه تکرار خشونت های نامرئی و زخم زبان های روزمره است. آنان خود را از بین می برند چون بیش از آن تحمل این همه فشار و تحقیر را ندارند. آنان خود را از بین می برند برای این که به شیوه ای نومیدانه به آنچه که برایشان مقدر کرده اند اعتراض دارند.

قوانین رژیم جمهوری اسلامی خشونت علیه زنان را در جامعه نهادینه و ترویج می کنند و به آن مشروعیت می بخشد. روحانیون حاکم در ایران تصویب قوانین علیه زنان را به منزله عمل به احکام الهی قلمداد می کنند و اجرای این قوانین را برای مصالح جامعه اسلامی ضروری به حساب می آورند. چون فکر می کنند با اعمال خشونت علیه آنان می توان جلوی فساد و بی بندباری در جامعه را گرفت. در حالی که طبق گزارشات آماری بی بندباری و فساد در بین جمعیت مردان که روحانیون هم در میان آنان هستند قابل مقایسه با جمعیت زنان نبوده و به مراتب بیشتر است.

اینکه زنان در ایران از ابتدایی ترین حقوق خود نظیر حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق مساوی در ارث، حق مسافرت و حق انتخاب لباس محرومند، اینکه حق چند همسری به مردان داده می شود، اینکه رواج دادن صیغه یعنی خرید و فروش زنان به مثابه بردگان جنسی، همگی در رژیم جمهوری اسلامی قانونی شده اند، در عین حال بستر مساعدی جهت گسترش خشونت در خانواده را نیز فراهم کرده اند.

خشونت علیه زن با همه زشتی هایش یک پدیده اجتماعی است و مثل هر پدیده اجتماعی دیگر باید بستر باز تولید آن را شناخت و بر حسب ویژگی هایش به اشکالی سازمانیافته و در ابعادی اجتماعی برای مبارزه علیه آن نیروی زنان و مردان آزاده و برابری طلب را بسیج کرد. باید چنان فشاری به دولت ها وارد آورد که بپذیرند اعمال هر شکلی از خشونت علیه زنان در خانواده، مدرسه، مراکز کار و هر نقطه ای از جامعه، مجازات سنگین به دنبال داشته باشد.

هیچکس نباید به خود اجازه دهد خشونت علیه زن را امری شخصی، خانوادگی، قومی، فرهنگی، مذهبی، بداند و از پیگرد و مجازات در امان بماند. هر کس که به هر شکلی علیه زن خشونت اعمال کند، بی هیچ چون و چرایی باید مجازات شود. نه تنها باید هر شکلی از ضرب و شتم و تحقیر و توهین در جامعه و هر شکلی از خشونت در محیط کار اکیدا ممنوع باشد، بلکه باید شخص خشونت گر و صاحبکار نیز تحت پیگرد قرار گیرد و مجازات شود.

تنها در مبارزه ای سازمان یافته و متحدانه با شرکت وسیع ترین قشرهای زنان استثمار شده و ستمدیده و مردانی که بقای این ستمگری را فشاری آزار دهنده و توهینی آشکار به انسانیت خود می دانند، می توان از هم اکنون به درجات قابل توجهی محیطی امن تر در خانه و روابط و مناسباتی انسانی در جامعه و فضایی امن تر در خانواده و در جامعه فراهم کرد. اما بی گمان در نهایت با خلاصی از شر نظام سرمایه داری و برقراری یک نظام سوسیالیستی است که می توان برای همیشه این ننگ را از دامن بشریت زدود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)