پایه و مِحور تمامِ حرکت هایِ اجتماعیِ  جمهوری اسلامی  با  آخوندها و گردانندگان و رهبرانش عزاداری است و چون  دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی، حافظِ  منافعِ آخوندها و نوکرانِشان است و چند صد سال است نسل به نسل  تا برپاییِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی، مهم ترین جلوه ی اجتماعیِ آخوندها، برپایی بساطِ عزاداری و نوحه  بوده است و روزیِ پلیدِ آنها از پولِ غمگین کردنِ مردم، مِنبرهایِ مرثیه و نوحه و روایتِ آنها  پُر بوده است از انواعِ دروغ و نیرنگ و بی ارزش ترین نمایش هایِ غم و تاریک و سیاه کردنِ زندگیِ مردم. که در مَحفِل هایِ آنها حتّا مَجالسِ شادی، بسیار شبیه مَجالسِ سوگواری است و حتّا راهپیمایی هایِ سیاسیِ آنها که کوشش می شود جلوه ای حماسی داشته باشد  از فَرطِ نیرویِ فکریِ غَم پرورِ آنها هرگز آن کارامدیِ دلخواه را برایِ آنها کسب نمی کند. امروزه هم چهل سال است که آخوندها و رهبران و جمهوری اسلامی با تکیه بر درآمدِ نفت و شاهانه شدنِ مُفت خوریِ چند صد ساله آنها از پولِ مردمِ ایران، آنها برایِ اطمینان از دَوامِ حکومتشان، زندگیِ مردم ایران، خیابان و مدرسه و پارک و هر نمایِ اجتماعیِ ایران را  به عزا و غم و مرثیه ای مُدام آراسته اند.

همچنین در این چند صد سال مِنبرِ عزا و روایت و نوحه و اِرشاد، آخوندها،  نوکرانی داشته اند که از پَسمانده هایِ آخوندها روزی می خورده اند و تَـلَکه گیرِ نوحه سراییِ آخوندها بو ده اند، و این نوکران  امروزه همان پاسدارانِ جان و مال و وجودِ بی ارزشِ این آخوندها هستند که با آنچه از میلیاردها خرجِ عِیش و زندگیِ شاهانه ی آخوندهای حاکم می ماند ، یعنی میلیاردهایی دیگر از پولِ نفت، اینها خوش می گذرانند و بخشِ دیگری از آن را نیز به مصرف توهّم هایِ خارجی آخوندها یا سرکوب ها و سانسور هایِ داخلی می رسانند. که واضح ترین دروغ و توهّمِ نظامِ جمهوری اسلامی که دشمنی با کشور بسیار کوچک و ضعیفِ اسرائیل است، نه تنها هیچ  مشکلی برایِ آن کشور ایجاد نکرده، حتّا باعثِ تحکیمِ برخی جدایی هایِ فرهنگی و ملّیِ جامعه ی اسرائیل شده است.

آخوندهایِ حاکم بر ایران در چهل سال دیکتاتوری جمهوری اسلامی، بیشترین روزهایِ عَزا را در تقویمِ ایران گُنجانده اند و عَلاوه بر این  آخوندها و مسئولینِ جمهوری اسلامی هر روزی را که از ماه ها و سال هایِ ایران  بتوانند  به سوگواری و غم آلوده می کنند. چون افزون بر روش کاسبِ چند صدساله آخوندها و عزاداری هایِشان، در یک حِسابِ امنیتیِ مرگ بار، آنها می دانند که سرکوبِ مردمِ غمگین و افسرده از سرکوب و کنترلِ مردمی شاد  بسیار آسان تر است و دستگاه هایِ امنیتیِ نظام نیز این جوِّ غم و سرکوب را با تمامِ توان در ایران سازماندهی می کنند.

امّا  اکنون که “نظامِ جمهوریِ اسلامی”  دیگر برایِ برخی قدرت هایِ جهانی سود دهیِ سابق را  ندارد و آنها با تحریم هایی سخت زندگی را در ایران سخت تر کرده اند،آخوندها، رهبران و گردانندگانِ جمهوری اسلامی از دزدی  دست نمی کشند، نمی توانند نظامِ خرابِشان را که فقط باعثِ پیشرفتِ فِساد و دزدی و دروغ در ایران شده است، اِصلاح کنند و با اینکه حاضرند  هر گونه باج را به قدرت هایِ جهانی تقدیم کنند تا امنیتِ نظام تامین شود، حاضر نیستند حتّا اندکی به آزادی ها و آسایشِ مردم ایران ارزش  دهند، چون آنها بیش از هر قدرتی در دنیا از مردمِ ایران می ترسند و در نهایت اگر بنا بر رفتنِ آنها باشد، آخوندها و رهبران و گرداننگانِ جمهوری اسلامی، می خواهند  چه با جنگ چه  با هر ماجرایِ دیگر، همه چیز در ایران از بین برود و  مردم ایران را هم در عَزایِ نابودیشان شریک کنند.

          امیر سارم    

  https://t.me/amirsarempoems              کانالِ تلگرا م

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)