به هارهات!
به لام نازانم بو:
دره خته کان ناپشکوین
به گومانم…
ئه وگوله باخه ی خوی کوشتووه
خونچه کانیشی له گه ل خوی بردووه؟!
*******************************
لقد جاء الربيعُ؛
بَيدَ أَنّي لا أعلمُ:
لِمْ لا تَزهَرُ الأشجارُ؟
أكادُ أشكُّ؛
أنَّ الوردةََ التي انتحرتْ،
قد أخذتْ براعمَها معها…
ترجمة: محمد حسين المهندس

…………………………………………….

بهارآمد

اما نمی دانم چرا؟

درخت ها شکوفه نمی زنند

به گمانم…

آن گل باغ ای که خودرا کشته

غنچه هایش رانیز باخودبرده

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)