پس از اظهارات هفته گذشته دونالد ترامپ در سفر رسمی به ژاپن، مبنی بر اینکه به دنبال تغییر رژیم ایران نیست و اعلام آمادگی برای انجام مذاکره با سران جمهوری اسلامی، مایک پمپئو، وزیر أمور خارجه آمریکا نیز اعلام کرد که واشنگتن حاضر است تا “بدون هیچ‌گونه پیش‌شرطی”، گفتگو با ایران را آغاز کند. در همانحال وزارت أمور خارجه آمریکا تاکید کرده که دوازده شرط مایک پمپئو برای ایران همچنان پابرجاست. حسن روحانی، شامگاه شنبه یازدهم خرداد ماه، در واکنش به اظهارات رئیس‌جمهوری آمریکا گفت: “ما اهل منطق و مذاکره‌ایم. اگر با احترام کامل و در چارچوب مقررات بین‌المللی به کنار میز مذاکره بنشیند و نه اینکه فرمان مذاکره صادر کند”.

همزمان ابراهیم رئیسی اظهارات اخیر دونالد ترامپ و وزیر امور خارجۀ امریکا را ملتمسانه و مصداق “عقب نشینی دشمن” خوانده و گفته است : “اگر بر مواضع اصولی خود پافشاری کنیم، دشمن عقب نشینی می کند. 

سخن از آمادگی مذاکره بدون قید و شرط و تأکید بر منطق مذاکره در چهارچوب مقررات بین المللی از جانب دو طرف منازعه، در حالی به میان آمده است که در هفته های اخیر تنش و جنگ لفظی در مناسبات آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی وارد مرحله جدیدی شده بود. در پی اعزام ناو هواپیما بر آمریکا به آبهای جنوب ایران و اعلام خروج گام بگام جمهوری اسلامی از برجام، اصابت یک موشک کاتیوشا به نقطه‌ای واقع در منطقه امنیتی سبز در بغداد،حمله حوثی‌های یمن به فرودگاه نجران در عربستان، عملیات خرابکارانه در چهار نفتکش در امارات متحده عربی و تویت تهدید آمیز دونالد ترامپ با این مضمون که “اگرایران جنگ می خواهد، این رسما پایان کارش خواهد بود”، کار را به جایی رساند که سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا نسبت به عواقب این تنش ها هشدار دادند.

اما اکنون همان مطبوعات و رسانه هایی که تا چند روز پیش برای تشدید تنش و شعله ور نگاه داشتن جنگ روانی و تبلیغاتی دو طرف این منازعه هیزم جمع آوری می کردند، اکنون مدعی هستند که موضوع مذاکره، جایگزین لفظ “جنگ و حمله نظامی” شده است.روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی از دومین نرمش بزرگ سیاست آمریکا در قبال ایران خبر می دهد. 

اما به رغم این ادعاها و تفسیرها، استراتژی دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. تشدید تحریم های اقتصادی که اساسا صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و سیستم بانکی و مالی ایران را مورد هدف قرار داده است، قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی، اعزام نیر و ناو هواپیما بر به منطقه و تهدید و جنگ روانی، اینها همه اجزای مختلف یک استراتژی واحد هستند. پیشنهاد مذاکره بدون قید و شرط از جانب آمریکا یک شگرد دیپلماتیک است تا دولت های اروپایی را برای فشار بر رژیم اسلامی بیشتر با خود همراه کند و در حین حال اختلاف بر سر مذاکره در درون دستگاه حکومت جمهوری اسلامی را دامن بزند.

با این وجودشرایط دوازده گانه دولت آمریکا که گسترش اجرای مفاد توافقات هسته ای برای مدت نامحدود، نظارت بر برنامه های تولید موشک بالستیک رژیم و کنترل مداخله گری های سیاسی و نظامی آن در کشورهای منطقه، هسته اصلی آن را تشکیل می دهند همچنان به عنوان موضوع مذاکره باقی هستند. دولت آمریکا با تحقق این شرایط می خواهد نگرانی های امنیتی هم پیمانان خود و به خطر افتادن منافع قدرت های غربی در منطقه خاورمیانه را برطرف نموده و موقعیت تضعیف شده خود در برابر قدرت های رقیب جهانی را بهبود بخشد. 

رژیم جمهوری اسلامی که همواره از بزرگنمایی در مورد برنامه اتمی خود و یا از مداخله گری در کانون های بحران خاورمیانه و تولید و آزمایش موشک های دوربرد به عنوان حربه هایی جهت کسب موقعیت برتر در کشمکش های منطقه ای استفاده می کرد، اکنون پایان دادن به تحریم های اقتصادی و تضمین بقاء نظام سیاسی اش محور اصلی استراتژی آن را تشکیل می دهد.اما اگر دولت آمریکا برای پیشبرد اهداف استراتژیک خود، حربه تحریم های ویران کننده اقتصادی، تهدیدات نظامی و تجهیز رقبای جمهوری اسلامی در منطقه به سلاح های پیشرفته، جلب حمایت نسبی دیگر قدرتهای سرمایه داری جهت به انزوا کشاندن جمهوری اسلامی و … را در دست دارد، در آنطرف منازعه، جمهوری اسلامی برای مقابله با فشارهای آمریکا از چنین موقعیتی برخوردار نیست.

رژیم اسلامی ایران به رغم تهدید به خروج گام بگام از برجام و بزرگ نمایی در مورد ظرفیت های خود در این زمینه، توان ساخت بمب هسته ای را ندارد. مداخله گری های آن در کشورهای منطقه هم آن وزن گذشته را ندارد که بتواند با تکیه به آن رفتار ترامپ، بولتون و پمپئو در قبال خود را تغییر دهد. جمهوری اسلامی در توازن قوای کنونی نمی تواند حالت نه جنگ نه مذاکره نیز حفظ کند، بنابراین چاره ای جزء مذاکره و سازش با آمریکا پیش رو ندارد. 

تردیدی نیست که استراتژی و اهداف ارتجاعی دو طرف این منازعه در تقابل آشکار با منافع مردم ایران و منطقه و مردم آمریکا قرار دارد. همانطور که سیاست های رژیم جمهوری اسلامی و تشدید تحریم های اقتصادیپیامدی جز گسترش فقر و فلاکت و بیکاری به دنبال نداشته و شرایط زندگی را برای کارگران و اکثریت مردم ایران سخت تر کرده است، تداوم فضای جنگی نیز در خدمت امنیتی کردن فضای جامعه تشدید سرکوب و به زیان مبارزه کارگران و توده های مردم ایران است. هم رژیم جمهوری اسلامی و هم دولت آمریکا هر دو عمیقا نگران گسترش اعتصابات کارگری و اعتراضات توده ای و تحول انقلابی در ایران هستند و در حالت مذاکره هم همان اهداف ارتجاعی و سرمایه دارانه خود را تعقیب خواهند کرد. 

برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی و پایان دادن به تحریم های اقتصادی، تهدید ها و فضای جنگی، راهی جزافشای ماهیت طبقاتی وارتجاعی این کشمکش ها، تشدید مبارزه برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و برملاکردن ماهیت امپریالیستی سیاستهای دولت آمریکا و هم پیمانان آن درمنطقه و افشای سیاست بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی که به مداخله قدرت های امپریالیستی امید بسته اند وجود ندارد. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)