با آن که بسیاری ازتحلیل گران سیاسی همواره برنامعلوم بودن وناپایداربودن مواضع دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا درسیاست خارجی او انگشت می گذارند، اما چرخش ناگهانی مواضع این سیاست پرداز، بسیاری ازآن ها راغافلگیرمی کند. ترامپ بازیگرچیره دست مکتب شوک درمانی است. تغییرموضع او در کم ترازدوهفته پیرامون جنگ علیه ایران ویا مذاکره با رهبران جمهوری اسلامی یکی ازآن روش های شوک آورترامپ است که شایدبیش ازهرکس ترامپیست های ایرانی رابه لکنت زبان انداخته باشد. به ویژه آن که ترامپ دراین دورازبازی ، درسفری که در۲۷مه سال جاری (۶خرداد) به کشورژاپن داشت، برابرشینزو آبه نخست وزیر این کشور، ازصلاحیت رهبران فعلی ایران برای تبدیل ایران به کشوری بزرگ سخن گفت وتمایل خودرامبنی برتلاش برای تغییررفتارونه تغییررژیم ایران آشکارتر ازهمیشه برزبان آورد.

ترامپ درطی دو سال ریاست جمهوری خودبه مردم دنیا دروغ بسیارگفته است. اماشایدتاکید اوبراین که قصد تغییررژیم درایران راندارد، یکی ازمواردنادر راست گوئی او باشد. ترامپ یک سوداگرکهنه کاراست که می خواهد جغرافیای خاورمیانه رابا کم ترین هزینه به سود سروری آمریکا دراین منطقه تغییر دهد ویاحفظ کند. هررژیمی که به اوباج بیشتری بدهد ، سلاح بیش تری از تولیدکنندگان آمریکائی بخرد وامنیت اقتصادی آمریکا را دربرابر چین رقیب سرسخت اقتصادی اش درجهان وروسیه رقیب سیاسی – نظامی اش درمنطقه برآورده کند، اویکشبه ازدشمن قسم خورده ی طرف بازی خود به دوست وعاشق دلخسته ای تبدیل می شود. چنانچه دربرابر کیم جونگ – اون – رهبرکره شمالی دراواخرسال۲۰۱۸شاهدآن بودیم. نیزازانگشت شمارسیاست بازانی است که معامله گری وتجارت رامستقیم وارد عرصه ی سیاست کرده است. منظره ی حیرت انگیز دلالی اسلحه توسط اودردیدارش با محمد بن سلمان ولیعهدعربستان در۲۰مارس۲۰۱۸-۲۹اسفند۱۳۹۶ – درکاخ سفید و اعلام قیمت سلاح های خریداری شده توسط عربستان سعودی ازآمریکا به یاد ماندنی است. ژست های ترامپ دراینگونه نمایشات آدم رابه یادفیلم های وسترن آمریکایی می اندازد که چگونه هفت تیرکش های متجاوزدرپی به دام انداختن بومی های آن جغرافیای پهناور، حلقه های طناب را به پای قربانیان خود می انداختند وسرزمین بومیان را با تیراندازی های تردستانه ی خودوکشتارصاحبان آن خاک وبوم به خون می کشیدند. این گونه نمایشات ترامپ هرچه به انتخابات ریاست جمهوری درآمریکا نزدیک ترمی شویم ، جنبه های تبلیغاتی همه سویه تری به خودمی گیرد. دوستداران ترامپ البته این بوقلمون صفتی اورابه حساب صفا وصداقت وی می نویسند.

سبک وسیاق علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نیز چیزی کم ازرویه ی طرف مقابل خود دونالد ترامپ ندارد. اووقتی که ناوهواپیمابرآبراهام لینکلن درآب های خلیج فارس لنگرانداخت ونفس هارادر سینه ی صلح خواهان جهان حبس کرد، با خونسردی تمام گفت” جنگ نمی شو. د، مذاکره هم نمی کنیم” ترجمه ی سخن اوشاید چنین باشد” جنگ نمی کنیم. اما زیرجلکی، باواسطه ویابی واسطه ، غیرشفاف وغیرعلنی واردمعامله می شویم” تفاوت رفتارخامنه ای وترامپ درتقیه ی اولی وآشکارگویی سوداگرانه ی دومی است.

دودولت -آمریکا وایران – دربازی موش وگربه ای که تاکنون با هم داشته اند، می دانند که ازهمدیگرچه می خواهند وبرای رسیدن به خواسته های خود ازچه اهرم هایی باید استفاده کنند. تاکنون تحریم اقتصادی، تهدید نظامی، تبلیغات سیاسی وهراس افکنی پیرامون سلاح اتمی ، تقویت مواضع عربستان سعودی درمنطقه، همدستی بیش ازپیش با بنیامین نتانیاهو نخست وزیراسرائیل درافزایش فشاربه ایران، اپوزیسیون وآلترناتیوتراشی ازمیان سلطنت طلب های ایرانی ، احیانا مجاهدین خلق ویا مارهای دیگری که درآستین آمریکا پرورش یافته اند، ازاهرم های فشارآمریکا برحاکمان جمهوری اسلامی بوده است. توسل به قدرت نمایی شبه نظامیان رنگارنگ وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درمنطقه، تهدید به خروج ازبرجام، واسطه پروری، باج دهی به رقبای اقتصادی وسیاسی آمریکا ، تداوم حضور ومداخلات نظامی در یمن وسوریه ، تقویت نیروهای حزب الله درمنطقه ویارکشی ازمیان کشورهای عربی نیزاهرم های تهاجمی – دفاعی جمهوری اسلامی دربرابرآمریکا است.

دونالدترامپ روندی فرسایشی دراین بازی رادرنظردارد تا رقیب راخسته کند وباکسب امتیازهای بیش تری به مقصود خود نایل آید. اوازاین شیوه برای هرچه دست آموزترکردن اپوزیسیون پیش ساخته ی ترامپی درخارج ازکشورنیزبهره می گیرد. ازهم اکنون به امثال رضا پهلوی می فهماند که اندکی ناسازگاری با سیاست های آمریکا، آن هارااز دست یابی به قدرت درایران محروم خواهد گذاشت وایران با همین رهبران که دارد کشوربزرگی خواهد شد.

نقش آفرینان اصلی تغییرموازنه ی قدرت درایران وآمریکا که همانا مردم این دوکشورهستند، خاموش اند ونظاره گرصحنه. دردی که مردم ایران درچهل سال حکومت اسلامی متحمل شده اند چنان ازحد گذشته است که گونه ای واکنش دفاعی برای حراست ازبقای خود ویا عادت به درد را درجامعه پدید آورده است. زندگی جاری برای گروه های بزرگی ازمردم تهیدست کشورما خودجنگی همه روزه است برای به چنگ آوردن لقمه ای نان وحفظ جان . بسیاری از آن ها خاطره ی شوم جنگ هشت ساله ی ایران وعراق را نیز به اعماق حافظه خودسپرده اند. آن هابه رهبران وسیاستمداران بی اعتمادهستند وبرگفتارها وکردارهادرنگ نمی کنند. جامعه ی ایران سیاست زده است.

آنچه اما دراین دوهفته درمیان کنشگران مخالف وموافق دودولت – بخوان موافق ومخالف جنگ احتمالی – بیش ازهمیشه رخ نمود، شکاف عمیق میان این دوگروه سیاست ورزان ایرانی داخل وخارج ازکشور دردفاع ازمنافع ملی ایران وزندگی وسرنوشت مردم ایران بود. گروهی گسترده ازچپ ها، سوسیال دموکرات ها، جمهوریخواهان ، ملی گرایان ، کنشگران مدنی ومدافعان حقوق زنان، به کارزار”نه به جنگ ” پیوستند وگروهی دیگربه آتش بیاران معرکه . درمیان آن ها مجاهدین خلق، فرشگردی ها، گروهی ازسلطنت طلب ها(شاه الهی ها)، ترامپیست ها، جریان سومی ها، بنگاه هایی مانند توانا، وآمریکوفیل ها ی ریزودرشت درانتظاربمباران احتمالی ایران توسط آمریکا ، به نیروهای خودوعده ی پرش به قدرت رادادند. شکاف میان ادعا ی ایران دوستی تاعمل جنگ خواهانه ی آن ها دست شان راروکرد ورشته های شان را برای کسب مطلوبیت درمیان ایرانیان پنبه .

به دونمونه ازاین جنگ خواهی ها توجه کنید:

خانم مریم معمارصادقی مدیرموسسه ی توانا درواشنگتن دی سی دربرنامه ی چشم انداز تلویزیون ایران انترناسیونال درروز۱۵مه ۲۰۱۹- ۲۵اردیبهست۱۳۹۸- درپاسخ به سئوال مجری برنامه آقای علی خردپیرپیرامون نقش فشارهای آمریکا درسرنگونی جمهوری اسلامی که موردنظرمعمارصادقی است، گفت:” فشارزیاد، اجرای ۱۲شرط آمریکا، محدودشدن قدرت سگ هاربه مردم ایران فرصت می دهد که جمهوری اسلامی رابراندازند ویک حکومت دموکراتیک بیاورند” . او حکومت ایران رابه سگ هاروگرسنه ودرمانده وپیری تشبیه کرد که براثرحضور”پادگان عظیم ابرقدرت آمریکا درخلیج” وفشارهای این “ابرقدرت ” که جامعه ای “بازودموکراتیک” است “بایدبرود توی قفس” وادامه داد که “الان آمریکا جمهوری اسلامی رامی کند توی قفس، ازطریق تحریم وقدرت عظیم نظامی که دورتادورخلیج رامی گیرد”. حکومت دموکراتیک مدنظرمریم معمارصادقی البته بازگشت به دوران استبدادسلطنتی است. اوبا توسل به زرداخانه های آمریکا می خواهد که ” مردم بتوانند مملکتی راکه ۴۰ سال پیش داشتندپس بگیرند” . درکرنش ستایش آمیزمریم معمارصادقی نسبت به قدرت نظامی “ابرقدرت” آمریکا درمنطقه، خشونت دهشت انگیزی آشکاربود. خشونتی که نباید ازبی خبری اوکه مدیرموسسه ای فرهنگی وخودیک کنشگرسیاسی است ازجنایات “ابرقدرت آمریکا ” درنقاط مختلف جهان ما نشات گرفته باشد.

نمونه دوم سخنان خانم ناهیدفرهاد پژوهشگردرمرکز اسناد حقوق بشر ایران وعضو جریان سوم دربرنامه ی آخرهفته ی تلویزیون بی بی سی فارسی -پنجشنبه ۲۳مه – است. اونیزکه خودرا وابسته به جریان”مستقل” سوم وبراندازجمهوری اسلامی می داند، پس ازآسمان وریسمان کردن ها واینهمانی کردن های مشکلات جاری مردم وفجایع ناشی ازجنگ احتمالی میان آمریکا وایران ، بالکنت زبان ازجنگ دفاع کرد. اودرپاسخ به سئوال خانم فرنازقاضی زاده مجری برنامه که گروه اورا گروهی براندازمی شماردو می پرسد:”آیا موافق هستید که هرنوعی ج. ا براندازی بشود. حتی اگرجنگ باشد؟” با نقد”تفکرکلاسیک” درباره ی جنگ می گوید:” ۴۰سال است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه مردم ایران اعلان جنگ کرده اند. . کسی دنبال جنگ نیست. مادرجنگ قرارداده شده ایم. . ” وسرآخر:”هرگروهی که بازدارندگی داشته باشد، کمک به مردم ماکند…درمقابل سپاه بایستد ازروی منطق درکنارمردم ایستاده است. . “. ترجمه ی این تمجمج کلام این است ” آمریکا که بخواهد بمب برسرمردم ایران بباراند، درکنارمردم ایران ایستاده است”. اینهمه میل به خشونت در این دوزن وآرزوی جنگی نابودکننده ازسوی آن ها برای رسیدن به “دموکراسی” درایران حیرت آورنیست؟ آن هاوجریانات سیاسی منتخب آن ها به چه می اندیشند؟ به ایران ومردم ایران؟ یا به کسب قدرت به قیمت خون مردم ایران وویرانی کشور؟ آن هاچه فرقی با حاکمان رژیم اسلامی ویابا دارودسته ی دونالدترامپ دارند؟ اندیشه وآرزوی این جنگ خواهان “وطنی” وغیروطنی مشترک است. بگذارایران بسوزد تا ما به نوائی برسیم! هرچندسخنان اخیردونالد ترامپ ، خواب خوش این دسته ازایرانیان راپراند وبرآورده شدن فوری وفوتی آرزوهای ناپاک شان را بااما واگرروبروکرد، اما آن ها همچنان ذخیره های “ابرقدرت “آمریکاهستند برای روزمبادا که مباد آن روز ! سرنوشت ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد ونه با مداخلات نظامی ونه باتحریم اقتصادی قدرت های خارجی.

تنهاچاره ی احزاب وسازمان های ترقیخواه کشور، صلح خواهان، مردم دوستان وآرزومندان سربلندی ایران ، اتحاد عمل آن ها برعلیه جنگ وپیوند بامبارزات جاری مردم ایران است. مبارزه برعلیه استبداد حاکم، نابرابری، خشونت و تبعیض درایران ومبارزه برعلیه زیاده خواهی وسلطه طلبی آمریکا درمنطقه ونیز جنگ افروزان” وطنی” اعم از حاکمان وغیر حاکمان برایران ، مبارزه ای است توامان ودرنگ ناپذیر.

افزایش ابعاد تشنج درخلیج فارس وآرایش جنگی درمنطقه، باردیگرضرورت برپایی کارزار دفاع ازصلح را به همه ی آن ها یی که به حق زندگی انسان ها احترام قایل هستند وزیستن درجهانی بدون جنگ وویرانی رازیبنده ی انسان معاصرمی دانند، یادآورمی شود. نه به جنگ! برقرارباد صلح پایداردرایران وجهان!

کارزارنه به جنگ، آری به مذاکرات علنی وشفاف راتقویت کنیم!


در همین زمینه

بیانیه گروهی از کنشگران جنبش زنان ایران در مخالفت با جنگ، تحریم و فشار بر جامعه مدنی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)