طبیعت و محیط زیست متعلق به انسان است زیرا اوست که اشرف مخلوقات است. پس طبیعی است که حق هر گونه دخل و تصرف و تغییر و تحول آن را هم دارد. همه موجودات باید برای حفظ بقا نظر انسان را جلب کنند وگرنه همان بهتر که منقرض گردند.
این جملات شاید برای ما انسان ها که غرق زندگی در عصر تکنولوژی خویش هستیم کمی عجیب و شاید تا حدی نامنصفانه جلوه کند زیرا ما هیچ گاه از زاویه دید سایر موجودات به انسان ننگریسته ایم. اگر بتوانیم از قید و بند انسان وارگی خود جدا شویم و برای دقایقی جهان را از دید یک حیوان یا یک گیاه بنگریم در مورد انسان ها دقیقا همین مفاهیم را درک خواهیم کرد.

واضح است برای درک ریشه اصلی این نگاه ولایت مدارانه انسان به طبیعت باید به سفر در تاریخ باستان و جستجو در ادیان و آئین های تاریخی پرداخت. ادیان و آئین های باستانی و تاریخی همگی برای انسان مقام و مرتبه ولایت مدارانه نسبت به حیوانات و محیط زیست قائل اند. اگرچه در برخی از آئین های باستانی برخی پرندگان و حیوانات مقدس قلمداد می شدند اما این امر بیشتر یک مفهوم نمادین بود و در سیر زندگی این تنها انسان بود که باید در مورد محیط زیست نظر می داد و سایر موجودات محکوم به اطلاعت بودند.

البته شاید بتوان گفت در پاره ای موارد، ترس انسان از طبیعت و مخاطرات آن هم در تقدس دادن به برخی حیوانات بی ارتباط نبوده است اما به مرور زمان و به تدریج با قدرتمندتر شدن انسان روز به روز از جایگاه طبیعت و موجودات کاسته شد و انسان جایگاه بالادستی پیدا کرد. بهره مندی از عقل و قدرت ابتکار بالای آن سبب می شد انسان ها بطور ناخودآگاه این فرض را در ذهن خود داشته باشند که دلیلی برای احترام به محیط زیست و سایر جانداران نیست در حالیکه وقتی این تنها ما انسانهاییم که به اسرار و رموز طبیعت واقفیم و می توانیم همه را به اطاعت از خود واداریم.

با ظهور ادیان ابراهیمی و بسط ایده اشرف مخلوقات بودن انسان این تصور به ابزار دین هم مسلح شد و خطرناکتر از قبل گردید. اولین اصل در ادیان توحیدی اصل اشرف مخلوقات بودن انسان است. انسان کامل ترین و بهترین مخلوق خداست و خداوند در آفرینش آن به خود آفرین گفته است، همه چیز را نیز برای همین انسان خلق کرده و در اختیار او قرار داده است. او رام کننده همه چیز قمداد می شود و همه تسلیم اویند چون از گونه ای پست تر از انسان اند.

در عین حال نمی توان به وضوح گفت منظور نظر ادیان ابراهیمی دقیقا این است که هر نوع انسانی با هر منشی اشرف مخلوقات محسوب می شود و بر همه چیز برتر است اما وجود این اصل در ادیان ابراهیمی در بین عموم مردم و پیروان آنها یک هژمونی ایجاد کرد که اغلب مردم همان برداشت های ساده تر و ولایت دهنده به انسان را قبول کنند.

در فهم این جهان باید چشم ها را شست و جور دیگر دید. نقطه آغاز این امر به تک تک ما بستگی دارد و با کمی تخیل می توان به آن جامه عمل پوشاند.

اولین گام برای تغییر نگاه ولایت مدارانه به طبیعت، قرار دادن خود در جایگاه حیوانات و نگاه جهان از زاویه دید فرضی آنان است. در این صورت می توان به عمق فجایعی که در طبیعت خلق کرده ایم بهتر پی ببریم.

آیا ما انسان های به ظاهر مدرن می دانیم که جمعیت انسان ها تنها یک صدم درصد زیست توده کره زمین است اما انسان ها توانسته اند تا کنون بالغ بر هشتاد درصد پستانداران و بیش از نصف گیاهان را نابود کنند؟! بر اساس گزارش اخیر سازمان ملل، انسان حدود یک میلیون گونه جانورى و گیاهی را در معرض انقراض قرار داده است. بد نیست گاهی به این آمار ها هم نگاهی بیندازیم و گاهی هم از زاویه دید فرضی حیوانات به خودمان نگاه کنیم بلکه کمی شرمنده شویم و برای ابربحران های زیست محیطی جهان امروز چاره ای بیابیم. ما فراموش کردیم که ولایت داشتن در طبیعت همانند سایر حوزه ها ما را از انسانیت خود دور کرده و نهایتا به انقراض خود ما می انجامد. به قول دکتر کاوه مدنی، ما جزئی طبیعت هستیم نه فرمانروای آن!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)