در این دنیای نابرابر!
٭٭٭
برای اینکه بتوانم
برسانم به کنار ساحلی؛
به دور از غم
دل خونینم را!
٭٭٭
آرامشی بدهم
یا التهابی داده باشم
به زخمهای کهنه ام
٭٭٭
دلقکی می شوم جسور!
رها می سازم ذهن و قلب را
تا بخشندترین باشم
در برابر زخمهای بر آمده ای ناشی از زندگی!
که ساز سرنوشت پر درد را
در نهایت سخاوت با من می نوازد
همچون مطرب مست !
در مجلس ذوق.
٭٭٭
آنچه بر قلبم نشسته و
شد شعله آتش خشم در وجودم
چیزی نبود
بجز تیر رها شده از کمان یک انسان !
که بدور از عشق در دام خودکامگی گرفتار است
۲۶/۰۵/۲۰۱۹ شمی صلواتی
نظرات
نظر (بهوسیله فیسبوک)
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.