کلماتِ فِردوسیه- اَخلاق و حکومتِ عادل (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

دوّم اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«کلماتِ مبارکۀ فِردوسیه» یکی دیگر از آثارِ نازلۀ اَواخرِحیاتِ حضرت بَهاءُالله می باشد. مانند «تجلیّات» http://noghtenazar.org/node/1774 و «بشارات» http://noghtenazar.org/node/1596 و «طرازات»، http://noghtenazar.org/node/1778 «کلماتِ فِردوسیه» دارایِ نصایح موفوره بخصوص برای خوانندگان می باشد که می توان گفت قسمت عمده ای از آن خطاب به رهبران جامعه است.

نفوسی که با روابطِ بینُ المللی آشنائی دارند کاملاً از «واقعیّت گرائی سیاسی» تأثیر می گیرند که این واقعیّت نتیجۀ این نکته است که اخلاقیات مَدخَلی در رفتار و اعمالِ حکومت ندارد. چنین نظریه با متفکّرینی مانند نیکولو ماکیاولی (Niccolo Machaivelli) نُضج گرفته. هرچند در مورد هدفِ حقیقیِ وی مباحث زیاد و اختلافات نظری بیان شده ولی مطلب زیر نمونۀ یکی از نظرات وی می باشد.

«ماکیاولی دیدگاهی برای خوانندگانش به این نحو ترسیم می کند که قوانین سیاسی عاری از هر گونه نفوذ اخلاقیات بوده و کاملاً آگاه است که اساس سیاست عملاً اِعمالِ قدرت می باشد. کلامی که دقیقاً بینش ماکیاولی را در مورد قدرت سیاست نشان می دهد در زبان ایتالیائی (Virtu) می باشد که می توان گفت که همان عشق، علاقه و یا ذوق می باشد. این لغت در انگلیسی به (Virtue) ترجمه گردیده که ظاهراً مُحَسَّناتِ اَخلاقیات را در نظر مجسّم می کند که به نظر می رسد منظور ماکیاولی امری بطور کلّی متفاوت است هنگامی که به همان (Virtu) و یا علاقۀ شاهزاده ای (حاکم) اشاره می کند. مخصوصاً ماکیاولی ایده (Virtu) را در حالی به کار می گیرد که هدفش صفاتِ اَخلاقیِ فردی است که هر شاهزاده (حاکم) لازم دارد اگر که هدفش «تسلّط بر کشور» و یا «رسیدن به اَهدافِ عالی» خود می باشد که این دو توأمان به وی قدرت خواهند داد. کاملاً واضح است که تناسب و تعادلی بین آن صفات (Virtu) که ماکیالی در نظر دارد و صفات شناخته شده در میان جامعۀ موجود نمی باشد. ماکیاولی انتظار دارد که شاهزاده ها (حاکمان) دارای حَدِّ بالایِ صفاتِ عالیه باشند که بتوانند همان طوری که لازمۀ شرایط است شریرانه عمل نمایند. زیرا شرایطِ سیاست آن چنان است که رفتار شریرانه نمی تواند از رفتاری که باید شاهزاده ای (حاکم) انجام دهد جدا باشد. بطور خلاصه می توان گفت که نظر ماکیاولی را نسبت به نفسی که دارای صفاتِ عالی (Virtu) موصوف است این چنین است که شاهزاده (حاکم) بالاتر از هر امری دیگر باید دارای رفتاری «اِنعطاف پذیر» باشد. آنچه که باز ماکیاولی معتقد است این که حاکم مناسب حاکمی است که بتواند رفتار خویش را «آن طوری که شرایط ایجاب می کند» از خوب به بَد و بِالعَکس تغییر دهد.» ۳

حضرت بَهاءُالله در مورد فلسفۀ حکومت و حاکمیّت کاملاً مطلب دیگری را می آموزند.

«خطا و عطایِ ایشان عظیم است. [منظور محمّد شاه قاجار است و این اشاره به دو کار بدی است که او مرتکب شد: یکی تبعید حضرت باب، و دیگری کشتن قائم مقام فراهانی وزیرِ خودِ شاه که حضرت بَهاءُالله در همین لوح لقبِ «سیّدِ مَدینۀ تدبیر و اِنشاء» به وی داده اند.] سلطانی که غرورِ اِقتدار و اِختیار او را از عدل منع ننماید و نعمت و ثروت و عِزّت و صُفوف و اُلوف او را از تَجَلّیّاتِ نَیِّرِ اِنصاف محروم نسازد او در مَلَأ اَعْلیٰ دارایِ مَقامِ اَعْلیٰ و رتبۀ عُلیاست. بَر کُلّ اِعانت و مَحَبَّتِ آن وجودِ مبارک لازم. طوُبیٰ لِمَلِکٍ مَلَکَ زِمامَ نَفْسِهٖ وَ غَلَبَ غَضَبَهُ وَ فَضَّلَ العَدْلَ عَلَی الظُّلمِ وَ الْاِنْصافَ عَلَی الاِعْتِسافِ.» ۴ [مضمون به فارسی: خوشا به حالِ پادشاهی که بر زِمامِ نَفْسِ خود مسلّط شد و بر غضبِ خود چیره شد و عدل را بر ظلم و انصاف را بر ستم ترجیح داد.]

از این بیان مبارک کاملاً واضح است که حضرت بَهاءُالله جدائی اخلاقیات و حکومت را اَمری مردود می شمارند. این نکته امری است کاملاً «حقیقی» زیرا از جنبه ای خطاب به جامعۀ بشری می باشد که حکومت با آن در ارتباط است. این بشر است که قدرتِ تصمیم گیری دارد و نه حکومت به عنوان یک کُلیّت. چنین تصمیماتی از حقیقت درست و نادرست بودن اَمری کاملاً جدائی ناپذیر است و هم چنین در فرایندِ تصمیم گیری، صداقتِ هدف و نیرویِ تصمیم گیری هم نمی تواند از یکدیگر جدا باشد. هدف اصلی (حکومت) داشتن قدرت و منافع قدرت نیست.

نَصِّ مبارکِ زیر هم صفاتِ اخلاقیِ فردی را به عنوانِ سرچشمۀ حکومتِ عادلانه محسوب می دارد.

«… از حَقّ جَلَّ جَلالُه بطلبید مَظاهِرِ سَطوت و قوّت [حاکمان] را از شَرِّ نَفْسْ و هَویٰ حفظ فرماید و به اَنوارِ عدل و هُدیٰ مُنوّر دارد.» ۵

حضرت بهاءُالله بطورِ وسیعی برای حاکمانِ جامعه اَلواحی نوشتند. این نوشته ها را در اَلواحِ حضرتشان به پادشاهانی همچون ناپلئون سوّم و ملکۀ ویکتوریا دیده ایم. نصایحِ حضرتشان دربارۀ حکومت عادل نیز در مقاله ای پیشین http://noghtenazar.org/node/1576 بررسی شد.

پاورقی ها:

توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۷۳ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). ترجمه به فارسی از https://plato.stanford.edu/entries/machiavelli/#2
(۴). مجموعه اَلواحِ نازله بعد از کتابِ اَقدَس، کلماتِ فِردوسیه، صص: ۳۵،۳۶.
(۵). ایضاً، صفحۀ ۳۵.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)