
امیرحسین محمدیفر و ساناز اللهیاری
در میانه پاییز ۹۷ بود که پس از دستگیری اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، خانه امیرحسین محمدی فر و ساناز الله یاری، این زوج عضو هیات تحریریه نشریه گام نیز مورد هجوم عناصر امنیتی واقع شد و به دلیل عدم حضور در خانه تیرشان به سنگ خورد. ولیکن عسل محمدی عضو دیگر این نشریه دستگیر و پس از چند روز به شوش منتقل شد تا روند بازجوییهایش در آنجا پیگیری شود.
پس از حدود یک ماه دستگیرشدگان فوق آزاد شدند. لیکن متعاقب نامه اسماعیل بخشی به وزیر اطلاعات و طرح بحث شکنجه دستگیریهای جدید کلید خورد. این بار نه تنها اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دستگیر شدند، بلکه ساناز الله یاری و امیرحسین محمدی فر در روز اواسط دی ۹۷ و به فاصله چند روز بعد امیر امیرقلی نیز دستگیر و به سلولهای بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل میشوند. امیر امیرقلی پس از چند روز به شوش منتقل میشود.
در این میان وزارت اطلاعات به دلیل قرارگیری در شرایط استیصال، دست به پخش مستند دروغ و تزویری زد به طراحی سوخته که در آن به طرز سراسیمه، برشهای گوناگونی را به هم چسبانده و نمونه داری را رسم کرده بودند که قصدش بر این بود نشان دهد یک شبکه عجیب و غریب و هیولاییای مسبب وقایع هفته تپه بوده و نه بی بصیرتی سیاست گذاران و طمع و آز و ددمنشی صاحبان واحد تولیدی.
طبق اخبار واصله، بازجویی این افراد حدود ۴ هفته پس از دستگیریشان پایان یافته و پس از آن آنان منتظر روند دادرسی پروندههای خود بودهاند. بر طبق مفاد قانونی، متهم پس از پایان دوره بازجویی میبایست به قید وثیقه آزاد شود. لیکن اعضای دستگیر شده نشریه گام و نیز اسماعیل بخشی و سپیده قلیان (همانطور که وکیل آنها، فرزانه زیلابی، نیز متذکر شده) ماه به ماه تمدید بازداشت شدهاند و مراجع صاحب قدرت از آزادی به قید وثیقه آنها جلوگیری میکنند.
با وجود تمام پیگیریهای انجام شده از سوی خانوادههای افراد فوق و با وجود تمام وعده وعیدهای بازپرسیهای زندان اوین، تاکنون هیچ اقدام مشخصی انجام نشده که هیچ، بلکه با ارسال پروندهای افراد دستگیر شده در شوش به تهران (طبق اظهارات خانم زیلابی) در روزهای پس از اتمام تعطیلات سال نو، فرد مسئول جدید نیز با این بهانه که باید پروندهها را بخواند، در طی سه هفته گذشته از آزادی آنان جلوگیری به عمل میآورد.
مقامهای امنیتی و قضایی اکنون پس از حدود ۴ ماه از طی شدن بازداشت ایشان باید تسریع پروندههای ایشان را در دست داشته باشند و نه سنگ اندازی با بهانههای واهی. آنان باید بدانند که عمل این افراد بازتاب خواستههای به حق کارگران از طرق مسالمت آمیز بوده است و مجرمان واقعی سیاست گذاران اقتصادی نظامند که با سیاست خصوصی سازی کارگران را به خاک سیاه مینشانند و نیز شیادانی همچون اسدبیگی که با ارزهای دولتی و بهره کشی از کارگران، فجایعی میآفرینند که تنها راه مقابله با ان همان کاری بود که کارگران هفت تپه کردند. آنان باید بدانند که برخورد با فعالین کارگری و افراد عدالت خواه نه تنها شرایط را بهتر نمیکند بلکه به اسدبیگیها وقاحت بیشتری برای قانون شکنی و خون آشامی میدهد، چرا که وقتی آنان میبینند سیستم امنیتی و قضایی با وجود تمام بزهشان، پشتیبان آنهاست، جرات بیشتری مییابند.
در واقع آنان میخواهند با نگهداشتن افراد در بند به صورت طولانی مدت و عدم تعیین تکلیف آنان، فشار را روی آنان و خانوادههایشان تا آنجا بالا ببرند تا زین پس فریاد هر عدالت خواهیای را در سینهها خفه کنند و به جنبش کارگری بفهمانند که نتیجه جنبش شما همین خواهد بود. باشد که در آستانه یک می، روز کبیر جهانی کارگر، با فریاد زدن آزادی این افراد و سایر زندانیهای کارگر و معلم و حامیانشان، گامی در جهت تسریع آزادی آنان برداریم و نقشه آنها را نقش بر آب کنیم.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.