آب و هوایِ سرزمینی که یک دیکتاتوری بر آن حاکم است در چگونگی اداره ی آن کشور کم یا بیش  تاثیرگذار است. آب و هوا اگر نه به صورتِ کامل، امّا در بسیاری از موقعیّت ها شرط اصلی، یا یکی از شرط هایِ اصلیِ سازماندهیِ امورِ اجتماعی، امورِ شهری ، آموزش و خدمات درمانی تا حتّا ساختار و تصمیم گیری هایِ امنیتیِ یک حکومتِ دیکتاتوری و هر حکومتِ دیگر است و در بسیاری از جزئیّاتِ زندگی یا حتّا سرنوشتِ جمعیِ مردم یک کشور، سامان می دهد. مثلن در حکومتِ دیکتاتوریِ یک کشورِ سردسیر، گاهی یک یخ بندانِ طولانی، بهانه ای است برایِ حکومت که حرکتِ اجتماعیِ مردم را بیشتر کنترل کند یا بحرانِ کم آبیِ یک کشورِ دیکتاتوریِ  آفریقایی ، ابزاری می شود برای در تنگنا نگه داشتن و سرکوبیِ بیشترِ مردمِ آن کشور. دیکتاتوریِ آخوندیِ جمهوری اسلامی با رهبران و گردانندگانش ،شرایطِ آب و هواییِ ایران را به بهانه ای دائم برایِ نگران کردنِ مردمِ ایران تبدیل کرده است و در حالی که مثلن آبِ مصرفیِ شهری و خانگیِ مردمِ ایران کمتر از 10 درصد از آبِ مصرفیِ همه ی ایران است. یعنی اگر آبِ آشامیدنی همه ی خانه های ایران کاملن قطع شود و به همین ترتیب، مصرفِ آبِ همه ی مغازه ها، اداره ها، مجتمع هایِ تجاری، هُتل ها، استخرها و پارک هایِ آبی و خاکی، به صِفر برسد، نتیجه ی جنین صرفه جویی! از 10 درصدِ آبِ کشور نیز کمتر است. تبلیغاتِ صرفه جوییِ آب در همه ی رسانه هایِ جمهوری اسلامی، کاملن سازمان یافته، از یک سوفرافکنیِ مدیریت خراب سیستم آب-رسانیِ ایران است و دیگر سویِ بیشترِ آن، نگران کردنِ مردمِ ایران درمصرفِ آب است که بخشی از پروژه ی دوزخیِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی برایِ سازماندهیِ از هر سو، نگرانیِ دائم برایِ مردمِ ایران. با اینکه اگر همه ی مردمِ ایران، حتّا اصلن آب مصرف نکنند، صرفه جویی در مصرفِ آبِ ایران، به ده درصد هم نمی رسد و بیشترِ آبِ ایران در طرح هایِ کشاورزیِ احمقانه ی جمهوری اسلامی، هَدَر می رود. یعنی طرح هایِ کشاورزیِ بی ارزشِ مدیرانِ جمهوری اسلامی و سَد هایِ نابِسامانِ نظام، بیش از 90 درصدِ آبِ ایران را استفاده می کنند و نگرانیِ کم آبیِ ایران را باید  مردم ایران  بپردازند. همچنین بسیاریِ از سد سازی هایِ جمهوری اسلامی فقط به خاطرِ نمایشِ دروغینِ سازندگیِ نظام است و بسیاری از آنها هیچ صرف ای در اندوختن آب یا تولیدِ انرژی ندارند و  برخی از این                          1

سدها، چنان نابِخردانه ساخته شده اند که نه تنها مخزنِ مناسبی برایِ آب نشده اند بلکه زمین هایِ کشاورزیِ دور و برشان را باتلاق کرده اند. در چنین شرایطی، مدیرانِ حکومتِ جمهوریِ اسلامی، در هرجا که می توانند مردم را برایِ زیاده روی در مصرفِ آب و صرفه جوییِ آب، نگران می کنند، – نه اینکه صرفه جویی بد باشد،نه، مسئله این است که صرفه جوییِ آبِ خانگی و شهری، در کم آبیِ ایران، بی ارزش و بی تاثیر است. مدیریتِ دیکتاتوریِ حمهوریِ اسلامی، در برابر هر آب و هوایی، آشفته و ناکارامد است. مثلن، با مدیریت خرابِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی، باران که می بارد ترافیکِ خیابان ها و حتّا کوچه ها و تَصادف هایِ رانندگی و آسیب هایِ مردم، چند برابر می شود، و کافی است فقط کمی بیشتر ببارد تا بسیاری از روستا ها و حتّا شهرهایِ ایران را سِیل ببرد، باغ ها و زمین هایِ کشاورزی بسیاری و برخی از مردمِ ایران، از بین بروند و خسارت هایِ زیادی به مردمِ ایران بخورد. وَ اگر برف ببارد، با مدیریت خرابِ دیکتاتوری جمهوری اسلامی و رهبران و گردانندگانِ دزدِ آن، بسیاری از کوچه ها و خیابان ها و جادّه هایِ ایران در برف و یخ بندان چنان مسدود می شوند که باز بسیاری از مردمِ ایران آسیب می بینند و  خسارت ها بسیاری به مردم ایران، وارد می شود. امّا اگر چیزی نبارد چه؟ باز ماجرایِ خشکسالی و تبلیغِ کم آبی و نگران کردنِ مردمِ ایران و در بعضی جاها، جیره بندیِ آب از سر گرفته می شود. همچنین جالب اینجاست که نگهداری از آبِ باران و برف در ایران به حدّی خراب است که بیشتر برف و بارانِ شهرها ، آنقدر در سطحِ کوچه و خیابان می ماند تا بُخار شود و دوباره به ابر بپیوندد و هیچ سازماندهی برای هدایتِ درستِ این آب ها وجود ندارد و حتّا مدیریتِ جمهوری اسلامی با تبدیل کردنِ برخی از آبراه هایِ چند صد ساله به خیابان، آنها را با نادانیِ تمام به مسیرِ سییل تبدیل کرده است. یا اگروقتی، زلزله ای  رُخ دهد، مدیریت جمهوری اسلامی حتّا از کمک رسانی به مردمِ شهر یا روستاِ آسیب دیده از یک زلزله کوچک ناتوان است و برایِ کمک رسانی به آن مردم باز دست به دامنِ خودِ مردم می شود. با همه ی این خرابی، رهبران و گردانندگانِ جمهوری اسلامی، مدّعیِ نیرومندی در اداره ی جنگ و دفاع و نابودی هستند که البتّه واضح است، دیکتاتوری جمهوری اسلامی و رهبران و گردانندگانِ دزد و خرابِ آن، با این مدیریت، حتّا از اداره ی یک جنگِ کوچک، کاملن ناتوانند چون هر جوّی و هر آب و هوایی برایِ حکومتِ خرابِ جمهوری اسلامی، مَشکل ساز است. چون آخوندها و رهبران و گردانندگانِ دزدِ جمهوریِ اسلامی،نمی توانند کار کنند و با درآمد نفت،  2

شاهانه زندگی می کنند و هرآنچه بتوانند از ایران و مردمِ ایران می دزدند و به هیچ عنوان یعنی حتّا برایِ شرایطِ آب و هواییِ نه چندان سختِ ایران، نمی توانند برنامه ای داشته باشند. عجزِ مدیریتِ خرابِ دیکتاتوری جمهوری اسلامی در اداره ی شرایطِ آب و هواییِ ایران، نمونه ای است از عجزِ کاملِ  آنها در برابرِ آنچه زمان می خواهد و آنچه زمان پیشِ رویِ انسان و زندگی قرار می دهد. رهبران و گردانندگانِ دزد جمهوری اسلامی، آنچنان سرگرمِ دزدی و دسیسه هایِ دزدی و جنایت و سرکوب هستند که حتّا از پیش بینی و آمادگی برایِ سانتیمتری باران یا برف  ناتوانند. دیکتاتوریِ جمهوریِ اسلامی با آخوندها و رهبران و گردانندگانش، نظام شکستِ کاملِ یک حکومتِ خراب و بی برنامه، در برابر زندگی و طبیعت و زمان است.

3

         –  امیر سارم    https://t.me/amirsarempoemsکانالِ تلگرام

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)