یک هیئت نمایندگی فمینیستی متشکل از شماری از زنان ساکن مناطق مختلف آلمان به‌مدت سه‌ ماه در سرزمین خودمختار روژاوا در سفر بود، با این هدف که انقلاب زنان در شمال‌شرقی سوریه را به چشم جهانیان آشکارتر کندما در یک بازه‌ی زمانی طولانی، حول تجربیات،‌ چالش‌ها و چشم‌اندازهای جنبش زنان با برخی اعضای این هیئت تبادل نظر کرده و پرسش‌ها و دغدغه‌هایی را در رابطه با وضعیت [جنبشزنان در اروپا و روژاوا رد و بدل کردیمحاصل کار، بحث وسیع و جامعی با زنان شرکت‌کننده در این کارزار شد که بخشی از گزارش مستند آن در اینجا ارائه می‌شوداین سفر بخشی ازکارزار فمینیستی فراگیری‌ست که با عنوان « متحدانه مبارزه کنیم2» فعالیت می‌کند. / مچ. – یب.

* * *

پرسششما بهعنوان هیئت نمایندگی این کارزار دائما با بخشهای مختلف جنبش زنان در روژاوا دیدار و برخورد داریدما چه تصوری می‌توانیم از ساختار جنبش زنان در آنجا داشته باشیم و سازماندهی آنها چگونه صورت گرفته است؟

شارلوتهما در قالب هیئت نمایندگی در این سفر توانستیم تا به‌حال چیزهایی بسیار زیادی را ببینیم و تجربه کنیمما علاوه بر کانتون‌های هِسِکه، کوبانی و قامشلو، همچنین در مناطقی چون رقه، تبقه و منبیج، که به‌تازگی آزاد شده‌اند، در حرکت بودیمروند بازسازی در این مناطق کاملا تازه است و هر کس می‌تواند ببیند که زنان خود را با چه شور و اشتیاقی سازمان‌دهی می‌کنندهر کجایی که ما بودیم، توانستیم با زنان مسئول در بخش‌های آموزش، دفاع، اقتصاد، هنر و فرهنگ و حوزه‌های مختلف دیگرِ آن منطقه حرف بزنیم و اطلاعات جمع‌آوری کنیمتنوع موضوعی در این زمینه به شکل غیرقابل‌باوری بزرگ است.

یاناشما می‌توانید این‌طور تصور کنید که کل سیستم اجتماعی به شکل فدرال سازمان‌دهی شده استکمون‌هایی با پایه‌های [محلیبسیار کوچک وجود دارندمثلا یک کمون در شهری مثل دِریک شامل فقط ۴۰ تا ۶۰ خانوار استدر امتداد آن، شوراها و شهرداری‌ها و اداراتِ ناحیه فعال هستندتشکیلات خودمختار زنان در این ساختارها و همچنین در همه‌ی حوزه‌های اجتماعی وجود دارنداتحادیه‌ی مرکزی این رشته تشکیلات در روژوا به نام «کنگره زنان استار» (Kongreya Star) مشهور استدر این کنگره تمام زنان منطقه سازمان‌دهی شده اند و خیلی از انها علاوه بر آن در کمیته‌های اجتماعی مختلف دیگری فعالیت دارندحتی اگر یک زن در کمیته‌های مختلط فعال باشد، به‌طور طبیعی عضوی از «کنگره زنان استار» است و همچنین از طرف سازمان‌های زنان حمایت می‌شوددر تمام نهادها، سازمان‌ها، شوراها، کمون‌ها و همچنین در همه‌ی حوزه‌های اجتماعی یک هیئت رئیسه‌ی مشترک متشکل از یک زن و یک مرد وجود دارد.

آناتلاش می‌شود همه‌ی مسایل ابتدا در کمون‌ها تنظیم و حل‌وفصل شوددر آنجا روی موضوعات مربوطه گفتگو و بحث زیادی می‌شودمسئولین کمون در فا‌صله‌های معین و مرتبی سراغ خانواده‌ها می‌رونداز آنها در‌باره‌ی اتفاقات جدید و مشکلات و نیازمندی‌های‌شان پرسیده می‌شود.

ایساتمام سیاستی که در آنجا برای تحقق آن تلاش می‌شود، چیز کاملا متفاوتی‌ست با آنچه ما می‌شناسیمهدف این هست که همیشه ازطریق هم‌دیگر و هم‌یاری، یک راه‌حل برای هر مشکل پیدا شودارزش‌هایی از جامعه‌ی مادرسالاری در این زمینه همیشه نقش مهمی دارندابتکارعمل برای خلق ارزش‌های اجتماعی مثل همکاری مشترک، بحث و مجادله برای کسب اتفاق نظر و برای آفرینش فضای «با هم‌ بودنِ» مسئولانه و هم‌دلانه و الی آخر.
چگونگی این فضای «با هم‌ بودن» را نمی‌توان فقط با روحیه‌ی افراد و همکاری تشکیلات شرح داددر این موارد، نگاه به درون نهادهای تشکیلاتی مختلف اغلب چندان آسان به نظر نمی‌آیدمن خودم پی بردم که دایره‌ی نگاه شخص من هم در آن فضا اغلب خیلی محدود استدقیقا به‌ این‌دلیل که اشتراکیتی که در آنجا پی‌ریزی شده، قطب مخالف تمام ساختارهای اجتماعی‌‌ست که در جاهای دیگر و تاکنون وجود داشته‌اندزیرا نگاه انسان در آنجا بیشتر معطوف به فاصله‌ها و فضاهای خالی سیاست می‌شودمنظورم از این نکته آن است که با عطف به آن نگاه می‌توان متوجه شد که روابط اجتماعی چگونه تغییر می‌کنند و همچنین روند تصمیم‌گیری‌ها و با هم بودن‌ها چه تحولی می‌یابندکیفیت و میزان آزادی زنان را نمی‌توان فقط و همیشه در این مسئله تشخیص داد که زنان در خیلی از جایگاه‌های مردان شغل و نقشی را به خود اختصاص داده‌اند، بلکه برعکسْ باید دید که این سیاست به چه شیوه و شکلی صورت گرفته است و پیچیدگی‌ها و مشکلات آن در کجا روشن و آشکار می‌شوند.

پرسشدر این زمینه اغلب مفهومی بهنام «ژنیولوژی» شنیده می‌شودمی‌توانید آن را به اختصار توضیح دهید؟

یانااین مفهوم به‌طور کلی با ترجمه‌ی آن از زبان کُردی به معنای «دانش زنان» مشهور استدر این دانش کوشیده می‌شود از تاریخ ـ بهتر بگویم تاریخ زنان ـ پاسخ‌هایی برای این پرسش پیدا شود که یک جامعه‌ی بدون تبعیض جنسیتی چطور به ‌نظر می‌رسدژنیولوژی در مجموع ابتکارعمل‌ها و تلاش‌های مشترک کلی و اجتماعی را دنبال می‌کند.

شارلوتهمن با اجازه می‌خواهم یکبار دیگر به مفهوم این دانش بپردازممفهوم دانش به‌تنهایی در درجه‌ی اول، زیباشناختی به‌نظر می‌آیداما این خیلی مهم هست که درک شود منظور از دانش در اینجا را نباید از نگاه رایج غربی دنبال کردمنظور از دانش در این مفهوم، دانشِ زندگی استموضوع این دانش آن است که دوباره بتوان زندگی‌ای را بنیاد نهاد که در آن تفرقه و بیگانگی وجود نداشته باشدبه‌همین دلیل ما به تاریخ هم نگاه می‌کنیم تا پی ببریم که مبارزه‌ی زنان همیشه یک مبارزه برای زندگی بدون سلطه بوده استژینیولوژی بیشتر مربوط به پژوهش در مناسبات مادرسالارانه و نقش اصلی زن در آن مناسبات استدر اینجا می‌توان گفت، منشاء انقلاب زنان در روژاوا و اصل هر آنچه در آنجا پایه‌گذاری یا بازسازی می‌شود، از نقطه‌نظر شکل و محتوا و ارزش، برآمده از ژنیولوژی استو این به تجربه‌ی هزاران سال زندگی بشر برمی‌گرددبرای مثال، باید بگویم که در تأیید اصول ریاست اشتراکی و تشکیلات کمونی در تاریخ، یافته‌های باستان‌شناسی هم وجود داردولی عموما موضوع صرفاً این نیست که در این رابطه اطلاعات جمع‌آوری شود، بلکه مهم‌تر آنْ درک این مساله است که آگاهی از تاریخ برای زندگی [امروزیما چه اهمیتی دارد.

پرسشبهطور کلی چه مطالبات سیاسی و همچنین چه تحولاتی را در منطقه مشاهده کرده‌اید که عملا در آنجا تحقق یافته باشند؟

ایساچیزهای زیادی وجود داردبرای مثال، پژوهش‌های شفاهی تاریخی انجام می‌شوداز زنان کاملا متفاوتی در جامعه درباره‌ی زندگی‌شان پرسیده می‌شود، اینکه چه آینده‌ای را برای خود آرزو می‌کنند، چه تغییراتی باید اتفاق بیافتند و الی آخرمراکز ژنیولوژی هم محلی برای پژوهش هستند و هم مرجعی برای پاسخ به مشکلات و مسایلبرای مثال، در دِریکْ به‌طور هفتگی مراسم و برنامه‌هایی برای کودکان برگزار می‌شود که در آن‌ها کودکان فیلم‌ها و نمایش‌هایِ افسانه‌هایی را می‌بینند و بعد از برنامه درباره‌ی آن بحث و گفتگو می‌کنند تا بینش و نگاه منتقدانه در آنجا تمرین شوداکنون ژنیولوژی در مدارس یک ماده درسی هست و در دانشگاه قامشلو یک دانشکده برای این منظور وجود دارداین واقعا جالب است که زنان می‌توانند در آن دانشکده تحصیل کنند و در حوزه‌ی تاریخ مقاومت زنان آموزش ببینند.

شارلوتهشرایط جنگی در آنجا چالش اصلی محسوب می‌شودنیرو و مصالح و منابع و ذخایر انسانی زیادی در این زمینه صرف و هزینه می‌شوند و این کاملا طبیعی‌ست که بازسازی جامعه متاثر از آن شرایط باشدپرسش این است که چگونه می‌توان یک چشم انداز پایدار به مردم ارائه داددر سایه‌ی تهدید دائمی جنگ، همه از آن می‌ترسند که تمام این زحمات و تلاش‌های بازسازی بر باد رود و یا مدارک تحصیلی کودکانشان یک زمانی بی‌ارزش شودبه‌همین دلیل برخی از مردم کودکان خود را برای تحصیل به مدارس دولتی سوریه می‌فرستندتهدید دائمی جنگی حتی می‌تواند شرایط یک حکومت نظامی را به جامعه تحمیل کندخیلی از جوانان لباس‌های نظامی بر تن دارندمراسم رژه و مانور نظامی همچنان برگزار می‌شوند و خیلی چیزهای مشابه آناین به‌نظر من نشان‌گر یک شرایط بحرانی‌ست.

ایسااین پرسش، که انقلاب چگونه می‌تواند یک چشم‌انداز دائمی و پایدار ارائه کند، امنیت ایجاد کند، روز به روز به‌طور برجسته‌تری مطرح می‌شود.ضمانت حفظ و یا ایجاد زیرساخت‌هایی که پاسخ‌گوی نیازهای عمومی باشند، در سایه‌ی تهدید دائمی جنگ و تحریم اقتصادی، به‌رسمیت شناخته‌نشدن روژاوا از جانب بسیاری از دولت‌ها و مشخصا کمبود نیروهای متخصص، تعهد بسیار دشوار استدر اینجا شاهد زندگی انسان‌هایی با مشکلات جسمی و بیماری‌های خاص هستیم که به‌دلیل تحریم‌ها، از مراقبت‌های مناسب پزشکی‌ای که شدیدا به آن نیاز دارند محروم‌انداگر آنها حتی توان مالی درمان خود را داشته باشند، باید خطر مسافرت به دمشق و یا بغداد را به‌جان بخرند تا تحت معالجه قرار گیرند.

زارایکی از موضوعات بزرگ چالش‌برانگیز، مسئله‌ی اکولوژی‌ستاکولوژی در یک سیستم فدرال‌دموکرات، یکی ازستو‌ن‌های اصلیِ زندگی جمعی محسوب می‌شودمن تازه در اینجا نقش جنبه‌ی عملی مفهوم اکولوژی را درک کردماگر به تاریخ منطقه نگاه کنیم، می‌بینیم که گونه‌گونی و پوشش طبیعی گیاهی به‌دنبال توسعه‌ی نامتوازن آبادی‌سازی و گسترش شهری کاملا از بین رفته استزراعت و کشت تک‌‌ ‌محصولی در رژیم بشار اسد چنان سرعت زیادی به خود گرفت که حالا یک سرزمین بایر و لم‌یزرع در مقابل ما قرار داردبرای مثال، در اطراف شهر ریملان یک منطقه‌ی بسیار وسیع کشف و استخراج نفت هست که زمانی به‌وسیله‌ی حکومت اسد مورد بهره‌برداری قرار گرفته بوددرست است که نفت یک منبع پاک اکولوژیکی نیست، ولی از طرف دیگر به‌خاطر نیازمندی به درآمد حاصل از فروش آن، نمی‌توان از استخراج آن چشم پوشیدطرح‌های زیادی هم وجود دارد که از انرژی‌های جایگزین استفاده شود، اما ظرفیت اجرای آن طرح‌ها در حال حاضر بسیار محدود است و اینجاست که چالش‌ها آشکارتر می‌شوندعلا‌وه‌بر این، در اینجا به برنامه‌های آموزشی وسیعی نیاز هست تا بتوان آگاهی نسبت به اهمیت محیط‌زیست را به میان مردم بردمثلا همین جمع‌آوری و دفع زباله را در نظر بگیریماین یک نمونه می‌تواند نشان‌گر چالش‌هایی باشد که مردم در مقابل آنها چگونه باید عمل می‌کننددر بعضی از شهرها فقط یک‌بار در ماه عملیاتعمومی جمع‌آوری زباله وجود دارد، که در بهترین حالت همه‌ی مردم در آن شرکت می‌کنند.

شارلوتهبرای اینکه یک موضوع دیگری را باز کنم، باید بگویم من همواره خطر دولتی‌شدن را کارها می‌بینم، اگرچه کل جریان برای موفقیت خویش باید برخلاف آن پیش برودفقط در آموده، یک شهر کوچک در اینجا، ۳۵ موسسه وجود داردبرای گرفتن گاز شهری می‌بایست ابتدا به ۴ موسسه‌ی مختلف مراجعه کردرئیس اداره‌ی شهری در دِریک می‌گویدمردم برای حل مشکلات‌شان اغلب به شهرداری مرکزی مراجعه می‌کنند و تلاش نمی‌کنند مشکل خود را در کمون‌های محلی خویش حل‌وفصل کنندعلت این مسئله این است که مردم در کارهای‌شان سلسله‌مراتبی را در نظر می‌گیرند که [از قبلآن را می‌شناسنداینجا مسئله این نیست که حکومت و دولت از صفر تا صد منسوخ و کنار گذاشته شود، ولی از طرف دیگر موضوع بر سر آن هم نیست که دوباره همه چیز بوروکراتیزه شود و طبق سلسله‌مراتب اداری پیش رود.

زارادر ضمن، اگر مناسبات مالکیت خصوصی همچون گذشته ادامه داشته باشد، این طبعا مانع و مشکلی برای ایجاد یک جامعه‌ی آزاد هستابتکارعمل در اینجا هم بدین‌گونه است که ابتدا آموزش داده شده و ارزش‌هایی شناسانده شوند، تا بر اساس بینش ناشی از آنها دیگر برای کسی چندان مهم نباشد که مثلا آن مزرعه یا مغازه به او تعلق دارد یا ندارد.

یانامن هم به این نکته پی بردم که آموزش چه نقش اصلی و بزرگی در اینجا داردآموزش سنگ‌بنای اصلی برای تغییراتی هست که قرار نیست به‌طور اجباری و تحمیلی صورت گیرندبا آموزش، به زنان این اختیار داده می‌شود که درباره‌ی نقش خود تامل کرده و از خود کُنش نشان دهندبدین واسطه می‌توان به مردم شناساند که چگونه هر فردی می‌تواند با محیط اجتماعی خود ارتباط بگیرد، مثلا چطور با مسئله‌ی جمع‌آوری زباله کنار بیاید و خیلی مسایل دیگردر اینجا برای آموزش مردان هم ارزش زیادی قائل‌اند، طوری‌که آنها بتوانند جایگاه خود را در این جامعه‌ی جدید جستجو و پیدا کنند.

پرسششما در زمینه‌ی تمرکز فمینیستی بر مطالباتی که در روژاوا محدود هستند و یا با آنها مخالفت می‌شود، چه تجربیاتی دارید؟

یانامن در هر حال یک اشکال بزرگ در فشار دوگانه‌ای می‌بینم که از طرف سازمان‌های سیاسی برای زنان به‌وجود می‌آیددر درازمدت برای زنان چالش بزرگی‌ست که در کنار نقش اجتماعی و سیاسی خود به کارهای خانه و بچه‌داری و غیره هم برسندزیرا، این هم متاسفانه یک واقعیت هست کهروژاوا یک جریان و پروژه‌ی جوان است و می‌توان مشاهده کرد چه‌مدت زیادی طول خواهد کشید تا این تقسیم‌کارها و تغییر نقش‌ها صورت گیرند و جا بیافتنددر اینجا اهمیت نقش اصلی مادر، ازطریق آموزش به زنان گفته شده و بر آن تاکید می‌شودبه‌نظر من، خطر این سوء‌برداشت هم وجود دارد که مسئله‌ی «مادر بودن» برابر با سلطه‌داشتن بر همه‌چیز تلقی شده و آن سلطه به تک‌تک زنان نیز القاء شود.

آنااین مشکل با ساختار پدرسالارانه‌ی موجود درهم‌تنیده استاین فقط بستگی به زن ندارد که بخواهد نقشی را بر عهده بگیرد، بلکه بستگی به شوهر آن زن هم دارد که آیا او هم در مواردی نقش زن‌اش را به عهده می‌گیرد یا نه؟ به‌همین دلیل، باید در هر خانواده یک انقلاب بشود و با این وجود، روزانه هزار انقلاب به‌وقوع می‌پیوندداین جریان هم باید به سمتی پیش برود تا مفهوم نقش مادران فقط به‌عنوان نقش طبیعی و بیولوژیکی یک مادر فهمیده نشود و تنزل پیدا نکند.

شارلوتهاین تلاش دیگری‌ست، کاملا متفاوت از نگاه اروپایی و غربی به آزادی زنانمخصوصا با جنبش مدنی زنان سفیدپوست کاملا تفاوت دارد، که زن می‌خواست از «خانه» بیرون بزند و از نقش فقط «مادر بودن» امتناع ورزدآن‌گونه که نینا هاگن گفته بود: «من ماشین ارضای جنسی تو نیستم». در آن جنبش، وقتی از«همه‌ی زنان» صحبت می‌شد، حتی بخشی از حرکت زنان سیاهپوست هم نادیده گرفته شدخارج‌شدن از «خانه» برای این‌ها می‌توانست به‌معنی خارج‌شدن از فشار سفیدپوستان هم باشددر روژاوا تلاش می‌شود تا همه ارزش‌های«مادر بودن» در جامعه، دوباره به تمام جزییات زندگی همگانی و مشترک منتقل گردد.

آناهمه‌ی این چالش‌ها نشان می‌دهند که انقلاب یک پروسه طولانی‌ست که تمام این تناقضات هم جزئی از آن هستنداین‌ها تعبیری برای یک «تحول»هستندما باید با این اندیشه که: «یک انقلاب از راه می‌رسد و همه‌چیز به یک‌باره عالی می‌شود» وداع کنیم.

زاراشرایط زنان به طورعمومی یک موضوع مهم در جامعه‌ی اینجاستخبرها و اطلاعات بسیاری حاکی از آن هستند که وضعیت زنان بسیار روشن‌تر و بهتر از زمان رژیم اسد و یا طبیعتا حکومت داعش استزنان می‌توانند بدون نگرانی از خانه بیرون بروند، آموزش ببینند، به مدرسه و دانشگاه بروند، آنها می‌توانند جایگاه مهم و نقش‌های اصلی را به عهده بگیرند و الی آخربرای دست‌یابی به این پیشرفت‌ها، به‌سختی علیه موانع زیادی جنگیده شده است.این‌را ما همواره و در جاهای مختلف شنیدیم و خودمان تجربه کردیماما متاسفانه این دستاوردها هم دائما در سایه‌ی تهدید جنگ، شکننده و در خطر ازدست‌رفتن هستنداین نگرانی را ‌می‌توان در چهره‌ی زنان، در تظاهرات‌های ضد جنگ و ضد تهاجم نظامی کاملا مشاهده کردبخش بسیار بزرگی از زنان در صحنه حضور دارندبخشی از فضا و روحیات، واقعا مبارزه‌جویانه است.

پرسشدر زمینه‌ی تهدیدات نظامی ترکیه علیه روژاوا متوجه چه تاثیراتی شدید؟

شارلوته: در جریان حمله‌ی ترکیه به عفرین، اتحاد و همبستگی عجیبی در میان مردم دیده می‌شدفراخوان‌های متعددی صادر شد و شمار زیادی تظاهرات‌و مراسم‌ مختلف در سراسر روژاوا برگزار گردیدما در خیلی از آنها شرکت داشتیمدر حال حاضر، تلاش می‌شود یک برنامه‌ی وسیع پوششیِ دفاع شخصی در میان مردم عادی سازمان‌دهی بشوداز مادر بزرگ‌ها در روستاها گرفته تا مراکز نوجوانان و جوانان، همگیْ آموزش کمک‌های اولیه می‌بینند، و اینکه در مقابل حملات هوایی چگونه رفتار کنند، و همچنین آموزش به‌کارگیری اسلحه برای اینکه در موارد ضروری چطور از خود دفاع کنند.

آناجنگ، مرگ و فرار موضوعاتی هستند که ما همیشه و همه‌جا از دهان مردم می‌شنویمخیلی‌ها خویشاوندان‌شان را در جنگ با داعش یا ترکیه از دست داده‌انددر هر شهری یک گورستان برای کشته‌شدگان جنگ وجود داردهمین مسئله برای خیلی‌ها دلیل و انگیزه‌ای‌ست که خود را سازمان‌دهی کنند.

پرسشنمایندگان جهانی زنان چه وظایفی می‌توانند در روژاوا به عهده بگیرند؟ چطور می‌توان زندگی روزانه‌ی هر کدام از شماها را در آنجا تصور کرد؟

شارلوتهزندگی روزانه‌ی ما در اینجا کاملا متفاوت از زندگی‌ در آلمان هستما اینجا همه‌ی کارها را با یکدیگر انجام می‌دهیمبا هم از خواب بیدار می‌شویم، با هم ورزش می‌کنیم، با هم غذا می‌خوریم، کارها را بین خودمان تقسیم می‌کنیم و با همدیگر انجام می‌دهیم و همه در یک اتاق می‌‌خوابیمبرای اینکه در این زندگی مشترک و فشرده مشکلاتی پیش نیاید، به طور مرتب با همدیگر می‌نشینیم و درباره‌ی همه چیز بحث کرده و از خود و دیگران انتقاد می‌کنیماین یک شیوه‌ی زندگی در جنبش کُردها هم هست.

یانامن تا به‌حال این همه‌مدت فقط با زنان زندگی نکرده بودممخصوصاً در سبک و سیاق سیاسی.‌ در رابطه با خودم باید بگویم، این سبک زندگی در من شرایط تکوین و رشد دوباره‌ی اعتمادی عمیق به رفقایم را فراهم کرده استدر زندگی اجتماعی در غربْ ما یاد گرفته‌ایم که توانایی‌ها و استعدادهای زنان دیگر را نبینیممن تازه در اینجا پی بردم که چنین برخوردی، به‌رغم سال‌های زیاد فعالیت‌های فمینیستی، تا چه حد در درون من رسوب کرده و وجود داشته است، و به‌‌دلیل همین شناخت، زندگی مشترک ما در اینجا حتی قشنگ‌تر استرشد و تکامل‌ عشق و اعتماد به دوستان و دیدن این مساله، بستگی به این دارد که چقدر از هم‌دیگر یاد می‌گیریم.

زاراصرف‌نظر از گفتگوها و مصاحبه‌ها، ما توانستیم عملا و از نزدیکْ زندگی اجتماعی را ببینیمبرای مثال، ما توانستیم در دیدارهای خانوادگی اعضای«کنگره زنان استار» شرکت کنیم و همچنین از چگونگی فعالیت «مالا ژین» (خانه‌ی زنان3سردربیاویم که با مشکلات و مسایل زنان مشغول استگروه ما مسلما متاثر از شرایط فعلی و موجود هم بوده استما در اعتصاب غذاها، تظاهرات، یا حتی در عملیات پیش‌قراولان نظامی در سره‌کانیه شرکت داشتیمما آنجا اغلب پیش خانواده‌ها به‌سر می‌بردیم و می‌خوابیدیم و زندگی آنها را از نزدیک می‌دیدیمما می‌توانستیم، مشروط به وضعیت امنیتی، برنامه‌ی حرکت و رفت‌وآمدمان به مناطق مختلف و ارتباط با مردم را خودمان تعیین کنیم.

آناما به این نکته پی بردیم که آمدن زنان به اینجا خیلی مهم استزیرا ما اینجا به‌عنوان افراد مجزا و جدا از هم نمی‌آییمما به اینجا می‌آییم تا یاد بگیریم و دانش، اطلاعات و ارزش‌هایی را با خود به خانه ببریم و از این همه برای خانواده و رفقا و دوستان‌مان و به‌طور‌ کلی برای اذهان عمومی جامعه تعریف کنیمطبق تجربه‌ی ما، درصد مردانی که [از اروپابه روژاوا می آیند خیلی بیشتر از تعداد زنان استمخصوصا حضور مردان از فضاهای غیربومی و جهانی در اینجا بسیار چشم‌گیر استالبته فضاهایی هم مثل YPJ International وجود دارد که در آنجا در کنار آموزشها‌ی نظامی، روی مسایل تربیتی و شخصیتی افراد هم خیلی کار می‌شودمهم این است که زنانی هم آنجا حضور دارند که در رشته‌های خیلی مفید عملی آموزش دیده‌اند ـ از مهندس تا پرستار و برق‌کار و غیره.

پرسششما از تلاش برای تاثیرگذاری بر روی افکار عمومی جامعه صحبت کردیداز دیدگاه شما تحولات روژاوا چطور می‌تواند در افکار عمومی«غربی» درک و لمس شود؟

ایسابارتاب این مسئله در میان چپ‌ها و چپ‌های رادیکال می‌تواند کاملا متفاوت با رسانه‌های سلطه (جریان اصلیباشددر بین رسانه‌های سلطه، غیراز موضوع YPG و مبارزه با داعش از چیز دیگری حرف زده نمی‌شوددر این رسانه‌ها به‌سختی می‌توان یک گزارش پیدا کرد که در آن از تکوین و تکامل یک آلترناتیو در روژاوا حرفی به میان بیاید و همچنین از نقشی که زنان در آن به عهده گرفته‌اندنزد افکار عمومی چپ نیز طیف وسیع و متفاوتی ازدیدگاه‌ها در این زمینه وجود دارداز آرمانی‌سازیِ کلیشه‌ایِ آن، که بهترین مثال برای آن، زنی جوان با گیسوان سیاه و کلاشینکوفی در دست است، تا مرزبندی کامل با روژاوا و نفی آندر ضمن مقاومت نظامی مردم هم کانون توجه بسیاری از چپ‌هاستدر گفتگو با خبرنگاران و روزنامه‌نگاران متوجه شدیم که علاقه و کنجکاوی زیادی نسبت به حوزه‌ی عملیات نظامی و مقاومت وجود دارد، ولی نه در موضوع خود پروژه‌ی روژاوا.

زارابه نظر من، این هم بیهوده است که در رسانه‌های چپ دائما از خودمختاری و یا درباره‌ی طرح دموکراسی فدرالی در اینجا حرف زده می‌شود، ولی این واقعیت که رهایی زنان نوک پیکان این مبارزات است، مورد تأکید قرار نمی‌گیردزنان اینجا نقشی پیش‌گام در همه‌ی زمینه‌ها را به‌عهده گرفته‌اندبهتر از این نمی‌توان گفتضمن این‌که زنان طبعا درYPG و یا در تشکیلات دفاعی کمون‌ها (HPC Jin) هم حضور دارند، همچنان است حضور مادران در صفوف سپر انسانی دفاعی.

پرسشچه تصاویر ذهنی جاافتاده‌ی دیگری را هم می‌خواهید تغییر بدهید؟

آنابرای مثال، تصویر فرضی «انقلاب خالص کُردی» راساختارها و تشکیلات روژاوا متاثر از همه‌ی کسانی‌ست که در اینجا زندگی می‌کننداین‌ها فقطشامل کردها نیستندهم اینک در رسانه‌های اجتماعی عکسی دست‌به‌دست می‌شود که یک زن کُرد را با کلاشینکوفی در دست نشان می‌دهد و در زیر آننوشته شده است: « از کردها و متحدانش حمایت کنید». این تصاویر مخصوصا از زمان آزادساری مناطق عمدتا عرب‌نشین، قطعا گمراه‌کننده هستندما در دیدارهای‌مان از رقه و تبقه به این مساله پی ‌بردیماین تصور که پروژه‌ی فدرال‌دموکراسی یک پروژه‌ی خالص کُردی هست، تصور کاملا اشتباهی‌ست.

یانامن هم می‌خواهم در مخالفت با این تصویر «انقلاب رمانتیکی» چیزی بگویماینجا مسلما کامل و بی‌عیب و نقص نیستدرواقع، اگر بی‌نقص می‌بود، جای شگفتی داشتاینجا با مشقت بی‌اندازه در هر گوشه‌وکناری چیزی نوین بنا می‌شوداین کار هم طبعا اشتباهات و نارسایی‌های خودش را دارد و این در ذات هر کاری نهفته است.

ایسادر این رابطه و اینجا ما هنوز به مسئله‌ی ضدتبلیغات اصلا نپرداخته‌ایممن شخصا بارها در مقاله‌های مختلف خواند‌ه‌ام که جنبش در اینجا درحقیقت کاملا اقتدارگرا و وهنِ انسان است و آزادی زنان فقط یک پوشش [تبلیغاتیبرای پنهان‌کردن واقعیت آن محسوب می‌شوداین نگاه، یک رسوایی وحشتناک و یک رویکرد آشکارا سکسیستی استچون این نگاه دوباره زنی را به تصویر می‌کشد که اساساً نمی‌تواند برای خود تصمیم بگیرد.

زاراچپ‌ها هم باید نگاه‌شان را نسبت به انقلاب تغییر دهندخیلی‌ها می‌گویند که پروژه‌ی روژاوا انقلاب نیست، زیرا اولین تغییرات در اینجا رهایی زنان هست، و نه دگرگونی اقتصادی به نفع توده‌هااین‌طور به نظر می‌رسد که برای کسانی که از این دیدگاه وضعیت ارزیابی روژاوا را ارزیابی می‌کنند،تشخیص تفاوت ‌تضادهای اصلی و فرعی هنوز بزرگ‌ترین مسئله باشد.

پرسشخودتان شخصا در ادامه‌ی این تبادل تجربیات چه چیزهایی را برای بهبود مبارزه‌‌‌تان در اروپا به همراه میبرید؟

یانابرای من اهمیت یک تشکیلات خودمختار زنان دوباره کاملا آشکارتر شده است؛ و به‌ویژه این‌که تشکیلاتی به مراتب فراگیرتر، باید چگونه باشددر همین راستا فکر می‌کنم که نباید در همان‌جایی متوقف ماند که اینک هستیمبلکه یک تحلیل و شناخت فمینیستی باید در گام بعدیْ دامنه‌ی خود را برای فعالیت مشترک با رفقای مرد گسترش دهدزنان در اینجا همواره همه‌ی ابعاد اجتماعی و چشم‌اندازها را زیر نظر دارنددر گفتگوهایم با این زنان همیشه پرسشی را مطرح کردم که: «آخر چطور شما می‌توانید؟ شما در گذشته باید دائما با پدران، برادران و رفقای‌تان می‌جنگیدیدچطور موفق شدید آنها را ببخشید و چشم‌انداز مشترک‌تان را حفظ کنید؟» و جواب آنان واقعا همیشه این بود که: «راه دیگری ممکن نیستهیچ حاصلی برای ما نداشت اگر آنها را پشت سر خودمان جا می‌گذاشتیم». این مسئله در زمینه فعالیت‌های فمنیستی سابق من هیچ‌گاه این‌گونه نبوده استدر جامعه‌ی آلمان همیشه ترجیحا این پاسخ مطرح می‌شد: «من با مردان چیزهای بد زیادی تجربه کردم و حالا دیگر نمی‌خواهم با آنها کار کنم». ولی چشم‌انداز ما با این دیدگاه واقعا کجا و چیست؟

آناما زمانی که جنگ اعلان شد اینجا بودیم و همه فکر کردند در روزهای آینده شروع خواهد شدآنچه که من آن زمان آموختم این بود که کارها و فعالیت‌ها به‌رغم اعلام یا شروع جنگ ادامه خواهد داشتاینجا خبری از فلج‌شدن و روی زمین ماندن کارها نبودکارها ادامه پیدا کردند و کسی تحت تأثیر شرایط جنگی قرار نگرفتدر این زمینه هم خیلی چیزها را می‌توان یاد گرفت و با خود همراه برداین‌ها به انسان نیرو می‌دهندمثلا، اگر کسی ماه‌های متمادی در دهکده‌ای دور افتاده در ایالت ساکسن خودش را با فعالیت سیاسی طاقت‌فرسا در مقابله با نئونازی‌ها فرسوده می‌کند ـ و این مهم است و امکان دیگری وجود ندارد ـ نباید در این میان کار تشکیلاتی و سازمان‌دهی و همچنین دورنماها را فراموش کند.

ایسااینجا مسئله تا حد زیادی به تعهد و امید مربوط می‌شود؛ این‌که انسان شهامت‌اش را در شرایط خیلی سخت و پیچیده از دست ندهدما برای این منظور می‌بایست نیرو و روحیه‌ی مشترکی را در خودمان رشد دهیماین‌جا آن‌قدر انسان‌های زیادی جان‌شان را ازدست می‌دهند که جای خالی آنها کاملا مشهود ‌می‌شود؛ ولی بستگان همین آدم‌ها در دل همین شکاف‌ها، نیرو و انگیزه‌ی خود را پرورش می‌دهند تا از اهداف‌شان دور نشوند و همچنان کار کننداین‌ها مبارزه را ادامه می‌دهند و به دیگران منتقل می‌کنند، زیرا باور دارند خویشاوندان‌شان جان‌شان را برای یک دنیای بدیل، یعنی دنیایی آزاد از دست داده‌اند.این مسئله ارتباط مستقیمی با تعهد در مقاومت داردهر چقدر شما بیشتر بشنوید و بیشتر با مردم گفتگو کنید، به‌همان میزان امکان آن کمتر می‌شود که کسی این جمله را به زبان بیاورد و آن را به‌عنوان یک تصمیم اعلام کند که: «من دیگر هیچ حال و حوصله‌ای برای کار سیاسی ندارم». ما در اینجا مصاحبه‌ایبا یکی از دوستان خیلی نزدیکِ آنا کامپبل4 داشتیم که برایم واقعا تکان‌دهنده استاو برای ما تعریف کرد که پس از مرگ آنا او دیگر نمی‌تواند به‌آسانی بگوید که من خودم را کنار می‌کشم و یا دیگر حال‌وحوصله‌ی کار [سیاسیندارم5.

زارااین را هم باید افزود که باید چشم‌انداز و ارزش‌های مشترکی را به‌وجود آورد و رشد داداختلاف‌نظرها نه‌تنها نباید به شکاف و تفرقه منجر شود، بلکه باید راه‌هایی برای همکاری و حل اختلاف‌نظرها پیدا کرداین خیلی بستگی دارد که انسان از طرفی روی خودش خیلی کار کند، و از طرف دیگر هم برای نزدیک‌ترشدن به یک فضای تعاون و هم‌یاری تلاش کندمنظورم این بینش هست که انسان‌ها با همدیگر در یک پویش انقلابی رشد کننداین‌را من در ارتباط با مردها هم متوجه شدمطبعا من می‌توانستم از خیرش بگذرم و بگویم: «بی‌خیالشمن دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم». در‌نتیجه، جای مرا یک مرد می‌گرفت که شاید علاقه‌ای نداشت خودش را تغییر دهدما باید باور داشته باشیم که مردها هم می‌توانند و می‌خواهند تغییر کنند، طوری‌که به آنها هم امکان بدهیم بتوانند رشد کنند و خود را تغییر دهند.

شارلوتهچیزی که من می‌توانم برای مبارزاتم از اینجا همراه ببرم یک برداشت متفاوت و طرح تغییریافته‌ای از آزادی هستاینکه آزادی شخصی و فردی من برایم هیچ چیزی به‌ارمغان نمی‌آورد، زمانی که دیگران آزادی ندارندبرای مثال، من می‌توانم یقینا نیمه‌عریان در برگهاین (یک کلوب راک در برلینبدون دغدغه برقصم، ولی این چه ارزشی دارد وقتی می‌دانم دو تا ساختمان آن‌سوتر مردی به جان زن‌اش افتاده و او را کتک می‌زندما باید سرانجام از این رفتار دست بکشیماز اینکه فقط برای خودمان، و نه برای همه، قدم بر می‌داریم و کاری می‌کنیم.

پرسشچطور می‌توان دیدگاه انتقادی روژاوا نسبت به سرمایهداری و مردسالاری را به کشورهای اروپایی منتقل کرد؟ و از نظر شما چه موانع و مشکلاتی برای تحقق این کار در میان است؟

ایسانکته‌ای که من خیلی در‌باره‌اش فکر می‌کنم تحلیلی هست که می‌گوید زن باید در ردیف اول قرار گیردمن اگرچه با این نگاه همراهم، ولی این تحلیل در عمل در حوزه‌ی سیاسی اروپا و کشورهای غربی تاثیرات و نتایج متفاوتی خواهد داشتاگر ما بخواهیم این تحلیل را آنجا به‌کار ببندیم، نباید فراموش کنیم که ما خودمان از کشورهای می‌آییم که زمانی خودْ استعمارگر بودند؛ یعنی نژادپرستی در کشورهای ما مکانیسم اصلی برای سرکوب و فشار استما در آنجا نمی‌توانیم بگوییم مقوله‌ی زنْ مسئله‌ی اصلی برای سازمان‌دهی‌ستبا این کار، خودمان مسبب باز شدن دوباره بحث تضادهای اصلی و فرعی خواهیم بود.

شارلوتهاگر ما بخواهیم در اروپا از زندگی کمونی سخن بگوییم، مبنای دیگری برای آن داریمدر اینجا مسئله این هست که باید از زندگی کمونیِ موجود دفاع کرد و برای حفظ آن تلاش نمودولی در اروپا باید ما آن را دوباره کشف کنیم و برایش طرحی نو دراندازیمما اینجا در قلب هیولا هستیم و به‌همین دلیل باید طرح‌ها و برنامه‌های دیگری داشته باشیم.

زاراالبته به نظر من، خیلی مهم است که ما روی اشتراکات تاکید کنیمدر غیر این‌صورت کلیت را فراموش کرده و روی چیزهایی متمرکز می‌شویم که ما را از هم جدا می‌کندبه نظر من، در این زمینه تحلیل جنبش کُرد با مفاهیمی چون مدرنیته‌ی دموکرات و مدرنیته‌ی سرمایه‌داری می‌تواند به ما کمک کند.بنابراین، با این دیدگاه باید گفت که اجتماعات طبیعی در همه‌جا وجود داشته که برای اصلاح آنها مبارزه و تلاش شده استیا این‌که، ارزش‌هایی چون پیوند و ارتباط مشترک با طبیعت، یک وظیفه و وجدان انسانی‌ست ـ چیزی هست که ما همه برای آن مبارزه می‌کنیم و ما نمی‌توانیم مثلا از میان سکسیسم یا راسیسم یکی را انتخاب کنیم، یعنی فقط بر علیه سازوکار یکی از آنها بجنگیمدر این رابطه، مبارزه با شووینیسم کلان و فراگیر هم مطرح است.

ایسااین خطر همیشه وجود دارد که واقعیات مسلًم سیاسی را فراموش کنیمو همچنین در واقع زمینه‌های [اجتماعیآن رابرای مثال، ما می‌آییم درباره‌یمردم روژاوا بحث می‌کنیم، ولی هم‌زمان فراموش می‌کنیم این مساله را هم مورد بحث قرار دهیم که ما اینجا یک گروه زن سفیدپوست هستیم.

آنادر اروپا و اتفاقا در آلمان هم، به‌طور نظام‌مند مشغول تخریب الگوی جوامع مادرسالاری و تصویر زنانه هستنددر این‌باره خیلی کم صحبت می‌شود که ما در جایی زندگی می‌کنیم که در آن، زنان زیادی به اتهام جادوگری سوزانده شدنددراین مورد، کتاب «کالیبان و ساحره» از سیلویا فدریچی واقعا مفید استدر «موج دوم جنبش زنان» در قرن بیستم به این موضوع خیلی پرداخته شد، ولی ما امروزه خیلی کم به آن مراجعه می‌کنیم.

پرسشامروز هشت مارس، روز جهانی زن، و به عبارتیْ روز جهانی مبارزه‌ی زنان هستاعتصابات فمینیستی زیادی در نقاط مختلف جهان و همچنین در آلمان برگزار می‌شودآیا شما پیامی برای رفقای اعتصاب‌کننده‌ی خود دارید؟

آناچالش‌های بی‌شماری در برابر ما قرار گرفته‌اندما در جهانی پر از مرزها و دیوارها زندگی می‌کنیمطوری‌که گاهی نمی‌توانیم همدیگر را پیدا کنیم و همدیگر را بشناسیم، تا دوش‌به‌دوش هم مبارزه کنیمیک چشم‌انداز بین‌المللی می‌تواند از این دیوارها عبور کند و آنها را در هم بشکنداین به‌معنای آناست که ما به درک ضرورتی برسیم که مبارزات‌ ما را به هم پیوند می‌دهدیعنی در هر نقطه‌ای که هستیم آزادی و عدالت واقعی برای آنجا را بشناسیم و برای‌اش مبارزه کنیم و نقش خودمان را در آن مبارزه پیدا کرده و بازشناسیم.

یانابرای خواهرانم در سراسر جهان نیرو و انگیزه‌ی هرچه‌بیشتری آرزو می‌کنم و همچنین می‌خواهم از اینجا این پیغام را برای‌شان بفرستم که اینمقاومت، مقاومتی‌ست که ما از چندین قرن‌ گذشته آن را به پیش می‌بریم؛ چون:

«ما نوادگان آن ساحرانی هستیم که آنها نتوانستند آنان را بسوزانند»!

* * *

تهیه‌کنندگانمایا چومی و یوهانا بروزه

برگرفته1 از نشریه‌ی re:volt

برگردانقباد بخشی

 

 

پانویس‌ها:

1این گفتگو توسط مایا چومی (Maja Tschumi) و یوهانا بروزه (Johanna Bröse) انجام شد و به‌مناسبت روز جهان زن، در ۸ مارس ۲۰۱۹ در نشریه‌ی اینترنتی re:volt منتشر گردیدلینک گفتگو در نشریه‌ی «ری‌وُلت»:

https://revoltmag.org/articles/1000-kleine-revolutionen-jeden-tag/?fbclid=IwAR25_dokp0acBs4zY3O7dn8zxjxF–h2pGZr-izUkKbY0u91SePo8qyYEXg

2کارزار «متحدانه مبارزه کنیم» از اتحاد و همکاری فمینیست‌ها و انترناسیونالیست‌ها در آلمان به‌وجود آمداین کارزار در تلاش است چشم‌انداز جهانی فمینیستی در زمینه‌ی اَشکال مختلف جوامع دموکراسی‌بنیاد را متحول کندلینک کارزار:

http://gemeinsamkaempfen.blogsport.eu/category/feministische-delegation-rojava/

3. Mala Jin

4آنا کمپل (Anna Campbell) از شهر بیسترول آلمان، از رزمندگان انترناسیونالیست، جان‌باخته در نبرد عفرین در مقابله با نیروهای تجاوزگر ترکیه بود که به سمبلی برای همبستگی و اتحاد اینترناسیونالیستی مبدل شده است.

5لینک مصاحبه با آنا کامپبل:

http://gemeinsamkaempfen.blogsport.eu/2019/03/03/sehid-helin-lives-forever/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)