Image result for ‫نخست وزیر نیوزیلند خانم جاسیندا آردرن‬‎

پس از مخابره قتل عام نمازگزاران مسلمان در نیوزیلند، مقام های کشورهای جهان، شخصیت های سیاسی و فعالان اجتماعی و حقوق بشری و حتا بسیاری از سازمانها و دولتها واکنش جدی نشان داده و مراتب تسلیت و تعزیت با جامعه مسلمان وبازماندگان و همچنین محکومیت این جنایت و اقدام تروریستی را نشان دادند. اما در این میان واکنش و نحوه همدردی نخست وزیر نیوزیلند خانم جاسیندا آردرن به باور راقم این نوشتار از همان لحظات انتشار خبر تا برگزاری گرامیداشت برای قربانیان و تسلی خاطر بازماندگان، چگونگی حضور در میان بازماندگان قربانیان و نحوه همدردی و عربی صحبت کردن و درود و صلوات بر پیامبر اسلام [ص] و روسری بر سر کردن و دیگر جزییات مراتب همدردی و موضع گیری سیاسی و امنیتی وی بسی متفاوت و جالب توجه و نوع دوستانه و انسان وار بود، چنانکه مایه تحسین بسیاری از مسلمانان جهان و مقامات کشورهای اسلامی قرار گرفت و حتا به سبب این رفتارهای انسانی به عنوان یکی از نامزدهای جایزه صلح نوبل پیشنهاد شد. به بیانی دیگر او با رفتار و منش انسانی خود نشان داد که نمونه یک مقام و مسئول دولتی و حضور او در میان مردم باید چگونه باشد و چگونه باید شدت اندوه و مراتب همدردی خود را ابلاغ کند. او در اولین اظهارات خود مسلمانان قربانی و بازماندگان را از خود و شهروند نیوزیلندی خواند و جنایتکاران و تروریستها را غیرخودی خواند و تنها به همین بسنده نکرد و هر آنچه از اقدامات دولتی را که لازم بود، سریعا در پیش گرفت و بلافاصله متهم اصلی را دادگاهی و تغییرات در قانون نگهداری اسلحه و…. کرد و دیگر اقدامات و پیگیری هایی که جای بسط آنها در این نوشتار نیست

در برابر، در این ایام نوروزی و پس از باران‌های سیل آسای بهاری که متاسفانه جان بسیاری از هموطنان عزیز را در بسیاری از استانها و شهرهای کشور گرفت و بازماندگان آنها و بلکه وجدان انسانهای بیدار ایران و جهان را بسیار متالم ساخت و خسارتهای مادی و معنوی و… دیگری را موجب شد و کماکان هشدارها درباره خطرات احتمالی سیلابها و بارانهای سیل آسا ادامه دارد. در این میان آنچه که سبب تاسف و بلکه هزار برابر مایه شرم و سرافکندگی است، موضع گیری دولت تدبیر و امید و سکان دار آن جناب آقای روحانی و دیگر مقامات حکومتی و دولتی است البته نقد عملکرد دولت مجالی دیگر می طلبد که این سطور جای آن نیست، بلکه همه سخن دراین مقام چنان که از عنوان نیز پیداست، موضع گیری و نحوه همدردی مقامات دولتی و حکومتی با سیل زدگان درمانده در مقایسه با واکنش نخست وزیر نیوزیلند است.

آنان که خانه و زندگی و ماحصل عمر چندین ساله اشان برآب شد. سکان دار دولت تدبیر و امید که روزگاری منشور شهروندی تدوین و تصویب کرد و مدعی پاسداشت کرامت و حقوق شهروندان ایرانی بود، پس از چندین روز تاخیر و گذراندن تعطیلات نوروزی، آن هم بدون هیچ اقدام عملی لازم و مناسب که مرهمی برای زخم سیل زدگان باشد، صرفا با وعده هایی توخالی در میان شماری از هم وطنان سیل زده گلستان و مازندران حاضر شد و با سلب مسئولیت از خود و همکارانش و عدم پوزش خواهی از کوتاهی ها و قصورهای صورت گرفته هم در زمینه اطلاع رسانی آب و هوا و مدیریت و بحران و مواخذه و توبیخ مسئولان ذی ربط، فرافکنی کرده و از نهادهای امنیتی میخواهد که وارد عمل شوند.

آنچه که حضور روحانی را متفاوت از آردرن می کرد، شباهت وی با مردمان این مناطق سیل زده و همدردی وی با آنها بود که انگار از کره ای دیگر آمده است. لازم به ذکر است در ایامی که زلزله، سرپل ذهاب و ازگله و ثلاث باباجانی را به شدت تخریب کرده بود، و جان بسیاری از هم وطنان را ستانده و بازماندگان را به عزای رفتگان و عزیزان نشانده بود و مردمان این دیار در سرمای پاییز و زمستانی تا مغز استخوان در رنج و سرما بودند، آقای روحانی بازهم با تاخیری چند روزه در این مناطق حضور یافت، حضوری که به جای همدردی و مرهم بر زخمها، به نوعی ریشخند به آنها و عمق فاجعه و بلایی بود که بر آنها فرود آمده بود. چنانکه شواهد محلی اظهار داشته بودند، در این بازدید حتی پای ایشان به زمین مناطق زلزله زده گذاشته نشد و یا مقام فرستاده شده از طرف ایشان در اقدامی نانجیبانه با کفش وارد چادرهای زلزله زدگان شد، آنان که همه دارایی شان همان چادر و موکتهایی بود که مردمان خیر سراسر کشور برای آنها ارسال کرده بودند. تنها دستاورد این سفر مبارک رییس جمهور همان وعده های تکراری ایشان برای سازندگی مناطق و… بود که همان جا و پیش از ترک منطقه زیرآوار های آنجا دفن شد و داد زلزله زدگان به هیچ جا هیچ نرسید، در دولت تدبیر و امید گرفتار بی تدبیری و بی امیدی شدند و این بار گرفتار سیل هم شدند و به قول معروف گل بودبه سبزه هم آراسته شد.

همچنین نمونه دیگر از مسئولان و کارگزاران ایرانی به اصطلاح رییس ستاد مدیریت بحران کشور است که داوری درباره کارنامه ناکامیاب وی مجال دیگری می طلبد و خود به مثابه ی بحرانی برای اداره کشور است، در سخنانی برای مردمانی که عزیزان خود را از دست داده و همه زندگی شان نقش بر آب شده است، باران را لطف الهی خوانده و از آنان میخواهند شاکر باشند. نمیدانم این مقام مسئول خود را در چه جایگاهی فرض کرده است که به مردمانی بااین درجه مصیبت زدگی دین فروشی می کند و به جای اینکه مرهمی بر زخم جانکاه آنها باشد، هرچه بیشتر نمک بر زخم آنها می پاشد و گویی هیچ نسبت ایمانی و انسانی با آنها ندارد و چون پسر نوح سودای رفتن به بالای بلندترین کوهها در وقت طوفان را دارد و در وقت فراخ و عشرت هم از انقلاب، شهیدان و امام و خدمت به مردم می گوید. سخن به درازا نبرم که حافظه تاریخی و عقلانیت جامعه ایرانی نامردمی های بسیاری از به اصطلاح مسئولان و کارگزاران ایرانی با همه طیف های آن را فراموش نخواهد کرد و مسئولان و کارگزاران دولتی و حکومتی باید هشیار باشند که نباید سرمایه اعتماد مردمی و اجتماعی را به آسانی وارزانی فدای چند روز صندلی مدیریت خود نکنند چه که برآیند آن برای نظام جمهوری اسلامی بسی گران خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)