وقتی نگاه سوداگر بر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی حاکم باشد و در مقابل نهادهای دموکراتیک و مدافع حقوق شهروندان و محرومان از امکان فعالیت برخوردار نباشند، به‌راحتی می‌توان نهادهای نظارتی موجود را دور زد.

🔸ابعاد فاجعه‌بار بلاهای طبیعی ماه‌های اخیر از زلزله‌ی کرمانشاه در یک سال و نیم پیش تا سیل امروز در شیراز، بیش از هر چیز ناشی از ساختارهای معیوب اقتصادی ـ سیاسی ـ اجتماعی ایران امروز است. ازاین‌رو، بحث درباره‌ی اقتصاد سیاسی فجایع طبیعی را اهمیت بخشیده است.

🔸فجایع در تلاقی مخاطرات طبیعی و فضاهای آسیب‌پذیر رخ می‌دهد از این رو بیش از آن که یک عامل طبیعی صرف باشد یک برساخته‌ی اجتماعی است.

🔸مسأله‌ی مهم شناخت عوامل اجتماعی ـ اقتصادی است که میزان آسیب ناشی از فجایع طبیعی را افزایش می‌دهد. مهم‌ترین عاملی که به نظر می‌رسد میزان آسیب‌پذیری کالبدهای زیست انسان‌ها در برابر فجایعی از قبیل زلزله را افزایش داده است. مشکلات ناشی از ساخت‌وساز‌های جدید غیر استاندارد و نیز وجود ساختمان‌های فرسوده بوده است. عامل نخست تاحدودی ناشی از فقدان نظام‌های نظارتی بر ساخت‌وسازهاست و عامل دوم ناشی از عدم تخصیص منابع مالی برای ساخت‌وساز جدید است. اما چه عاملی باعث عدم تخصیص سرمایه‌گذاری در ساخت‌وساز جدید و از سوی دیگر چه عاملی باعث نظارت نامطلوب بر ساخت‌وسازها شده است.

🔸هر دو عامل در نگاه کالایی به فضای زیست انسان‌ها ریشه دارد. نخست، از آن‌جا که فضای زیست آن‌ها همچون کالایی نگریسته می‌شود که باید بیش‌ترین سود از آن به دست آید از بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی اجتناب می‌شود. از سوی دیگر، تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری برمبنای انتظار احتمالی سودآوری مالی آن صورت می‌گیرد. از این رو، از بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی ضروری اجتناب می‌شود. حاصل آن مجموعه‌ی پیوسته‌ای از آسیب‌های کالبدی، اجتماعی و روانی است.

🔸از جانب سوم، وقتی نگاه سوداگر بر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی حاکم باشد و در مقابل نهادهای دموکراتیک و مدافع حقوق شهروندان و محرومان از امکان فعالیت برخوردار نباشند، به‌راحتی می‌توان نهادهای نظارتی موجود را دور زد. در چنین شرایطی به‌وضوح در چند دهه‌ی اخیر شاهد ناکارآمدی نظام‌های نظارتی و گسترش فسادهای ساختاری بوده‌ایم.

🔸حاصل ساختارهای معیوب اقتصادی ـ سیاسی ـ اجتماعی را امروز به‌وضوح در بحران‌های به‌اصطلاح طبیعی مشاهده می‌کنیم. دولت‌ها از بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های زیرساختاری اعراض می‌کنند چراکه اهداف دیگری برای خود دنبال می‌کنند، سرمایه‌گذاران خصوصی به دنبال حداکثر سود در سرمایه‌گذاری‌های خود هستند و از این رو به مسایل کالبدی و مسایل مربوط به ایمنی واحدهای تحت ساخت که از میزان سودآوری می‌کاهد بی‌اعتنا هستند، نهادهای نظارتی وظایف خود را به‌درستی انجام نمی‌دهند، چراکه فرهنگ پاسخ‌گویی و پاسخ‌خواهی به علت فقدان نهادهای دموکراتیک وجود ندارد. عامل دیگری که این وضعیت را در ایران تشدید می‌کند وجود نوعی انتظام آنارشیک در دستگاه‌های اجرایی و سازمان‌های اجرایی موازی است که خود هماهنگی در کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگاه از بلاهای طبیعی را دشوار می‌سازد و گره کور دیگری بر کلاف سردرگم کنونی می‌افزاید.

🔸حاصل این همه شکل‌گیری جامعه‌ای کاملاً آسیب‌پذیر در برابر فجایع طبیعی و زلزله‌ها و سیل‌هاست، مردمی بی‌پناه‌ و منزوی که گویی «دستان خالی‌شان را جز بر سر نمی‌توانند کوفت.»

نقد اقتصاد سیاسی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)