گالیپولی و صدر اعظم عثمانی و تغییراتی جهانی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

آینده دورانی است بسیار غیر قابل انتظار و اکثراً اموری تعجّب آور و شگفت انگیز به همراه می آورد. این نکته ای است که اگر چه غالباً دربارۀ اتّفاقات تاریخی گذشته به عنوان امری غیر قابل تغییر یاد می کنیم ولی در عین حال آینده را به صورت عاملی که باعث ایجاد امکانات متعدّد می شود نیز در نظر می آوریم. بعضی از اوقات لحظات اساسی و تغییردهنده در زندگی بوجود می آید و آن هنگامی است که تغییراتی ناگهانی نسبت به آنچه در گذشته آمده بوجود می آید و یا از آنچه که در انتظار است که باید اتّفاق افتد متحقّق نمی گردد.

زمانی که حضرت بهاءُالله الواحی را خطاب به رؤسای ارض و ملوک ـ «سورۀ ملوک» ـ http://noghtenazar.org/node/1708 ارسال فرمودند آنان را اِنذار فرمودند که قدرتِ مودوعۀ اِلهی ایشان قادر است آینده را تغییر دهد.

«اِنْ لَنْ تَسْتَنْصِحُوا بِما اَنْصَحناکُمْ فیٖ هذَا الکِتابِ بِلِسانٍ بِدعٍ مُبینٍ یَأخُذْکُمُ العَذابُ مِنْ کُلِّ الجِهاتِ وَ یَأتیکُمُ اللهُ بِعَدلِه… فَارْحَمُوا عَلیٰ اَنْفُسِکُمْ وَ اَنفُسِ العِبادِ.» [مضمون به فارسی: اگر هرگز به آنچه در این کتاب به زبانی تازه و آشکار نصیحتتان می کنم پند نگیرید، عذاب از جمیع جهات شما را می گیرد و خداوند عدلش را برایتان می آورد… پس بر خودتان و نفوس بندگان رحم کنید.]

«سورۀ ملوک» تقریباً از همان اوّلین آیه اش بیاناتِ نُصحیه خطاب به حکمرانان است که می فرمایند نحوۀ حکومتی خویش را باید بهبود بخشند «اَصْلِحُوا ذاتَ بَینِکُم وَ قَلِّلُوا فِی العَساکِرِ لِیَقِلَّ مَصارِفُکُمْ» «تَرْتَفِعُوا الاِختِلافَ بَینَکُمْ» «‌اِیّاکُمْ اَنْ لا تَظلِمُوا عَلَی الّذینَهُمْ هاجَرُوا اِلَیْکُمْ» «الفُقَراءُ اَماناتُ اللهِ بَینَکُمْ اِیّاکُمْ اَنْ لا تَخانُوا فیٖ اَماناتِهٖ.» [مضمون به فارسی: «میان خود آشتی و صلح برقرار کنید و لشکریان خود را کم کنید تا هزینه های شما کم شود.» «اختلاف را از میانتان رفع کنید» «مبادا بر کسانی که به سوی شما هجرت کرده اند ظلم کنید» «فقراء امانت های خدا بین شما هستند مبادا در امانت های خدا خیانت ورزید.»]

بجای اطاعت از اَوامرِ حضرتشان، همان حکمرانان ستم و صدمات بیشتری به حضرتشان وارد آوردند تا این که نهایتاً ایشان را به عَکّا تبعید نمودند. بطور کلّی این روش رفتار انسانی بوده که مرتباً تکرار آن را در تاریخ می توان مشاهده نمود. بجای اطاعت از مَظاهرِ ظهورِ اِلهی بشر بنحوی ایشان را مورد ستم و صدمه قرار می دهند http://noghtenazar.org/node/1602 هر چند که این انبیاء برای بهبودی رفاه همان جامعۀ بشری ظاهر گردیده اند. امروزه به کار گرفتن نصایح حضرت بهاءُالله را می توان اساس حکومتی عادل شناخت http://noghtenazar.org/node/1576 (بر عکس آنچه در آن زمان دولت عثمانی در روش خویش به کار گرفت). تنها عکس العملی که حضرت بهاءُالله از ملوک دریافت نمودند صدمه و آزار بیش تر بود.

در تبعید از اَدرنه در ابتدا حضرت بهاءُالله و پیروانشان به شهر گالیپولی فرستاده شدند.

این شهر به خاطر جنگ جهانی اوّل بسیار مشهور است ولی امری دیگر در آن شهر هم اتفاق افتاد.

در راه به سمت گالیپولی حضرت بهاءُالله لوحی خطاب به صدرِ اعظم عثمانی (سورۀ رئیس) ارسال فرمودند که به واسطۀ آن زمانی حسّاس در تاریخ آغاز شد.

«فَسَوفَ تَبَدَّلُ اَرضُ السِّر وَ ما دُونُها وَ تَخرُجُ مِنْ یَدِ المَلِکِ وَ یَظهَرُ الزِّلزالُ وَ یَرْتَفِعُ العَویلُ وَ یَظهَرُ الفَسادُ فِی الاَقطارِ وَ تَختَلِفُ الاُمورُ بِما وَرَدَ عَلیٰ هٰؤُلاءِ الاُسَراءِ مِنْ جُنُودِ الظّالِمینَ وَ یَتَغَیَّرُ الحُکمُ وَ یَشتَدُّ الاَمرُ عَلیٰ شَأنٍ یَنوحُ الکَثیبُ فِی الهِضابِ وَ تَبکِی الاَشجارُ فِی الجِبالِ وَ یَجْرِی الدَّمُ مِنْ کُلِّ الاَشیاءِ وَ تَرَی النّاسَ فِی اضْطِرابٍ عَظیمٍ.» [مضمون به فارسی: پس بزودی «ارض سرّ» [لقب شهر اَدرنه در آثار بهائی] و غیر آن دگرگون می گردد و از دست سلطان خارج می شود و و زلزله و مصیبت ظاهر می شود و شیون و زاری بلند می گردد و فساد در اَقطار و ممالک آشکار می شود و امور به خاطر آنچه بر این اسیران از لشکریان ظالمین وارد شد مختلف و دگرگون می شود و حکم تغییر می یابد و امر به شأنی شدّت می یابد که ریگ ها در تپه های بلند به نوحه خواهند آمد و درختان در کوه ها به گریه خواهند افتاد و خون از همۀ اشیاء جاری خواهد شد و مردم را در اضطرابی عظیم خواهی دید.]

هنگامی که این آیۀ مبارکه را تلاوت می کنیم «یَتَغَیَّرُ الحُکمُ» شاید مشکل باشد بتوان گفت که چرا این چنین شده. چگونه صدمات وارده بر این گروه کوچک قادر بود مسیر تاریخ را تغییر دهد؟

همواره تصوّر امری مخالف ممکن است نکته ای قابل توجّه باشد. چه اموری ممکن بود اتّفاق بیافتد اگر حضرت بهاءُالله به اسلامبول و اَدرنه تبعید نمی شدند- براستی چه اتّفاقاتی می افتاد؟ تا حدّی می توان تصوّر نمود که چه اموری ممکن بود اتّفاق افتد زیرا در هر مکانی حضرت بهاءُالله مقیم شدند مَحَبَّتِ وجودِ مبارک در قلوب اهالی جایگزین گردید تا حدّی که نهایتاً نفوس مورد احترام جامعه هم به خیلِ مُحبیّن ایشان پیوستند و در بسیاری از مواقع برای بهبود بخشیدن به امور حیات خویش نظرات صائب مبارکشان را جویا بودند. اگر حضرت بهاءُالله در نزدیکی اسلامبول (اَدرنه) اقامت داشتند در هر حال این امور مسلّماً اتّفاق می افتاد. هدف از توجّه به این نکات اشاره به قوای روحانی ای است که در مقابلش حقائق مادّی فقط شَبَح و یا سایه می باشد.

با توجّه مخصوص به این لوح مبارک حضرت بهاءُالله، می توان رابطۀ مستقیم بین عدم توجّه به ندای حضرت بهاءُالله و صدمات و عدم امنیّت جامعۀ بشری را نتیجه گرفت.

«از حینِ نزولِ «سورۀ رئیس» تا این یوم نه اَرض به سکون فائز است و نه عِباد به اطمینان مُزیّن؛ گاهی مُجادله گاهی مُحاربه گاهی اَمراضِ مُزمنه؛ مَرَضِ عالَم به مقامی رسیده که نزدیک به یأس است چه که طبیبْ ممنوعْ و مُتَطَبِّبْ [طبیب نما] مقبول و مشغول… غبارِ نفاق قلوب را اخذ نموده و اَبصار را احاطه کرده. سَوفَ یَرونَ ما عَمِلُوا فیٖ اَیّامِ اللهِ کَذلِکَ یُنَبِّئُکَ الخَبیرُ مِنْ لَدُنْ مُقتَدِرٍ قَدیرٍ.»۳ [مضمون به فارسی: بزودی آنچه را که در ایّام خدا کردند می بینند. این چنین خبیر از جانبِ [خداوندِ] مقتدر قدیر تو را خبر می دهد و آگاه می کند.]

اگر نصایح حضرت بهاءُالله مورد توجّه و عمل قرار می گرفت مسیر تاریخی دیگری را برای امپراطوری عثمانی به دنبال می آورد و این امر بنوبۀ خود اثراتی در آیندۀ بالکان می گذاشت و آن هم بنوبۀ خود اثراتی در آیندۀ اروپا داشت زیرا که جرقۀ جنگ جهانی اوّل در بالکان زده شد. (نکته ای که حضرت عبدُالبهاء در هنگام سفر خویش به ایالات متّحدۀ آمریکا در سال ۱۹۱۲ پیش بینی کرده بودند).

آنچه که رهبران اسلامبول انجام دادند عامل تبعید خودشان گردید. آنها «نه ‌‌‌رحم به خود و نه به زیردستان خود» (ترجمه) داشتند.

زمانی که حضرت بهاءُالله به گالیپولی رسیدند سَرکردۀ محافظین را احضار و به وی فرمودند:

«تَخرُجُ مِنْ یَدِ المَلِکِ وَ یَظهَرُ الزِّلزالُ وَ یَرْتَفِعُ العَویلُ»

بعد از ده سال از اِنذاراتِ حضرت بهاءُالله در تاریخ اوت ۱۸۶۸ که اِنذاراتِ نازله در «لوح رئیس» تحقّق یافت حسن بالیوزی چنین یاداشت نموده است:

«دقیقاً یک دهه گذشت. عالی پاشا که مُخاطبِ «سورۀ رئیس» بود به بوتۀ فراموشی سپرده شد. در سال ۱۸۷۶ سلطان عبدُالعزیز نه تنها از تاج و تخت سلطانی مخلوع گردید بلکه حیات خویش را هم از دست داد. جنگ خانمانسوزی در سال های 1877- 1878 با روسیه شروع گردید که ارتش روسیه و هم پیمانش بلغارستان تا نزدیکی شهر قسطنطنیه رسیدند. اَدرنه بوسیلۀ قوای دشمن اشغال شده بود و مردم از ستم و صدمات زجر می بردند. در سال های بعد آقا رضا از قول یکی از سروان های ارتش ترک که بِنَفسِه در میدان جنگ بوده و دقیقاً شاهد بود نوشته که چگونه سرزمین ترک مورد صدمات جنگ قرار گرفته بود. این نظامی ترک اشاره کرده که به امید اِلهی هیچ یک از مردم جهان دیگر شاهد چنین ایّامی نباشند. حقیقتاً خون پای درختان را سیراب نموده و سطح زمین را پوشانده بود و تمامی دشت از خون پوشانده بود و غم و اندوه به اندازه ای بود که هیچکس تا آن زمان ندیده بود.»

قبل از این جنگ امپراطوری عثمانی تا مرزهای رودخانۀ دانوب رسیده بود که بعداً بسیاری از سرزمین های اروپائی را از دست دادند و فرایندی که تا دهه های بعد هم ادامه داشت.

هم چنین اثرات تجزیۀ خطّۀ عثمانی را امروزه هم می توان در اختلافات موجود در خاورمیانه مشاهده نمود.

در سال ۱۸۷۸ یکی از دانشمندان ایرانی، جناب اَبُوالفَضائل انتظار داشت ببیند که طبق پیش بینی های حضرت بهاءُالله دولت عثمانی سرنگون خواهد شد و یا خیر و به محض تحقّق چنین پیش بینی ای به دیانت بهائی اقبال نمود.

هم چنین تحقّق نُبُوّاتِ مُختصّ حضرت بهاءُالله در مورد کشور آلمان را هم شاهد بوده ایم. http://noghtenazar.org/node/1547 آن نُبُوّات در حدود دهه ها قبل از تحقّقش در کتابی از آثار حضرت بهاءُالله منتشر گردیده بود. هم چنین نسخۀ ترجمه شدۀ آن به انگلیسی در سال ۱۸۸۹ به وسیلۀ مُستشرق مشهور اِدوارد جی براون انجام گرفته که ترجمه آن چنین است:

«ای سواحلِ رودخانۀ راین ما تو را پوشیده از خون دیده ایم به خاطر این که شمشیرهای جزاء بر تو کشیده شده است و بار دیگری نیز چنین واقع خواهد شد. و نالۀ برلین را می شنویم ولو این که امروز با شکوهی آشکار است.»

چنین نبوّتی منتشره در کتاب بروان شاهد مدّعای چنین قوای مافوق بشری است. بدون هیچ سؤالی می توان به یقین اظهار نمود که حضرت بهاءُالله دارای چنان قوایی مافوق بشر بودند که می توانستند آینده را تغییر دهند.

پاورقی ها:
برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقاله شماره ۱۳۶ نویسنده می باشد.
(۲). مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۱۶.
بقیۀ نصوص مبارکه در این مقاله تماماً از «لوح رئیس» بر گرفته شده- در «الواح مبارکه خطاب به رؤسای ارض و پادشاهان»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)