اینکه هنر با اقتصاد عجین بوده،گزاره ی تازه و نویی نیست.

 اینکه چه اتفاقاتی در طول تاریخ رخ داده تا “بازار جهانی هنر” به عنوان یکی از شاخه های کلان اقتصادی، در جهان امروزی نقشی موثر و تعیین کننده  داشته باشد،حکایت مفصلی دارد اما از زمانی که هنر به شکل امروزی به عنوان یک عامل پیشبرنده جامعه شناخته شد،اقتصاد و ثروت هم در معیَتش به حرکت خود ادامه داد و شاید نقطه تلاقی این روند جریان”پاپ آرت” در قرن بیستم است.
باری به هر جهت، هنر امروزی تعریفی بهمراه اقتصاد دارد و گویی چنان هنر و اقتصاد در هم تنیده شده اند که دیگر هیچوقت قابل جداشدن نیستند.
از داستان های دوره های هنری مانند میکل آنژ و کلیسای سیستین، تا دوره ی طلایی نقاشان هلند،امپرسیونیست های فرانسه و جریان های متعدد هنری قرن نوزدهم و بیستم،همگی گواه بر اهمیت اقتصاد در هنر هستند.
اینکه چگونه کشورهایی هم چون فرانسه،اسپانیا،ایتالیا و آلمان با وجود سهم بسزا در جریانات هنری طی پانصد سال گذشته بهره ی چندانی از بازار کنونی جهانی هنر نبرده اند،سوالی است با پاسخ های فراوان و البته شبهات بسیار.
در نهایت آنچه که با مشاهدات در این عرصه،جلب توجه می کند مشخصا سیاست گذاری های هنری و جهت دادن بازار هنر به سمت و سو های قوی تر کردن مجموعه داران خصوصی ثروتمند،گالری های بزرگ و حراجی های کلان است.
در این بین از قرن بیستم جریان های هنری بسیاری در نقد این سمت و سو و باصطلاح بازاری شدن هنر بوجود آمد که نمونه ی بارز آن جنبش های آوانگارد هنرمندان ایتالیایی و در راس آنها “پیرو مانزونی” و یا هنرمند بریتانیایی معاصر،”بنکسی” که نماد اعتراض به بازاری شدن هنر هستند.

در این گزارش به نقل از مجله هنری آرتسی، از زبان اقتصاد دان هنری،کلار مک اندرو،تحلیلی بر بازار هنر از زوایای مختلف خواهیم داشت و نیم نگاهی هم به آینده این بازار خواهیم داشت.

محمد ظهرابی

براساس گزارشی که به نقل از اقتصاددان هنری، کلارا مک اندرو که توسط موسسه فستیوال هنری بازل وموسسه اقتصادی یو بی اس منتشر شد
بازار جهانی هنر در سال 2018 با شش درصد رشد نسبت به سال 2017 به مبلغ 67.4 میلیارد دلار رسید،که این مبلغ فروش باعث شد تا سال 2018 به عنوان دومین سال پرفروش بازار هنر پس از سال 2014 در یک دهه ی اخیر باشد.
سال 2014 مبلغ کل معاملات هنری 68.2 میلیارد دلار بوده است.
با این حال این گزارش نشان می دهد که گسترش بازار توسط افراد کمتری نسبت به سال های گذشته انجام شده است.

با وجود رشد شش درصدی مبلغ کل بازار ،57 درصد از فروشندگان هنری با کاهش فروش خود در سال 2018 مواجه شدند.
طی یک دهه ی اخیر بازار با روندی عجیب مواجه بوده است که طی آن ارزش کلی فروش 9 درصد به نسبت سال قبل افزایش و تعداد فروش آثار هنری 9 درصد کاهش داشته است.
به عبارت دیگر قیمت ها افزایش و تعداد کاهش داشته است.

[1]

در سال 2018، کمتر از 5 درصد فروشندگان 50 درصد از فروش این بخش را به خود اختصاص دادند.

دلالان هنری برای مبالغ پایین تر از 250هزار دلار کاهش 18 درصدی فروش و برای مبالغ بین 250 تا 500 هزار دلار کاهش 4 درصدی را نسبت به سال 2017 تجربه کردند، در حالی که برای مبالغ 10 تا 50 میلیون دلار رشد 17 درصدی و برای بالاتر از 50 میلیون دلار رشد 7 درصدی را شاهد بودند.
این رشد ناهموار در سال گذشته،موضوع بحث و گفتگو در اقتصاد بوده است و با توجه به نگرانی ها در مورد، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا ، جنگ تجاری چین و ایالات متحده،کاهش رشد اقتصاد جهانی و احساس عدم اطمینان سیاسی موجب ایجاد احساس نا امیدی در این صنعت در آینده ای نزدیک خواهد شد.

براساس برسی های مک اندرو در سال 2017،
58 درصد از دلالان هنری انتظار افزایش فروش خود را داشتند در حالی که  در سال جاری تنها 30 درصد از دلالان بازار هنر انتظار افزایش فروش خود را دارند.
مک آندرو می گوید:عدم اطمینان در سطح اقتصاد کلان،باعث آسیب به گالری های کوچکتر و کسب و کار های خُرد در بازار هنر شده است.
او می گوید:این کسب و کارهای کوچک دیگر مانند گذشته پاسخگو و سود ده نیستند.
اساسا بازار در حال تغییر است و شرایط کلی که مردم در آن مشغول به کسب و کار هستند غیرقابل پیش بینی است.

مک اندرو افزود:از میان 6500 گالری و دلال هنری که در این نظرسنجی شرکت کرده اند بسیاری اظهار داشته اند که بسیار خوشحال هستند که در سال 2018 شوم،شانس با آنها یار بوده است.
بسیاری از مردم در سال 2018 عملکرد خوبی داشتند اما غالبا به همراه یک احساس که می گفتند:خدایا شکر که به خیر گذشت.
گویی ثروتمندان و قدرت داران عرصه بازار جهانی هنر بهره های فراوان برده اند و از قِبَل این بهره ها،کسب و کار های کوچک سالی پُر ریسک به همراه استرس را تجربه کردند.
“آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟”
ضعف و آسیب پذیری بخصوص برای گالری های کوچک با اعتماد به  هنرمندان تازه کار و آثاری قابل عرضه، قابل حل خوهد بود.
براساس این گزارش 63 درصد از فروش کلی گالری ها  در بازار جهانی هنر، به طور متوسط متعلق به سه هنرمند سرشناس می باشند و با این حال 42% از همین فروش متعلق به یک هنرمند می باشد.

گالری های کوچک تر عموما سرمایه گزاری مالی و زمانی زیادی برای هنرمندان تازه کار کرده اند و البته بر خلاف سرمایه گذاران در حوزه های کسب و کارهای دیگر،در مراحل اولیه این گالری ها به ندرت به بازده معنی دار سرمایه گذاری خود می رسند.
این یک وضعیت مبهم و ریسکی برای گالری های کوچک است و البته دقت در انتخاب هنرمند به این گالری ها فرصت خروج از این شرایط را مهیا می کند.
البته براساس داداه ها،از سال 2008 تا 2018 تعداد گالری هایی که تازه شروع به کار کرده اند 86 درصد کاهش داشته است که خود گواه شرایط ریسکی و سخت این بازار است.عدم اطمینان و نگرانی در سطوح بالاتر حراجی ها و گالری ها، به افت رشد گالری های تازه کار انجامیده است.
این گزارش خاطرنشان می کند عدم اطمینان در گالری ها و حراجی های سطح متوسط و پایین،منجر به سوق دادن بازار به سمت گالرهای و حراجی های بزرگ که فروش های شبانه و نمایندگی خصوصی بازار هنر را در دست دارند،می شود.
این محدودیت ها منجر به سوق دادن مجموعه داران به سمت شاهکارهای هنری و محروم ماندن آثار در گالری های کوچک و به طبع عدم سرمایه گذاری در بازار هنرمندان تازه کار خواهد شد.
مک اندرو می افزاید:انگیزه برای خرید در بازار جدید در یک دهه ی گذشته به شدت کاهش یافته است.

  این گزارش اشاره به  افزایش متوسط 3درصدی فروش  حراجی ها دارد که این درصد افزایش در سال 2017  ،26درصد بوده است.

حراجی های کریستیز و ساتبیز در لندن سهم بسزایی در این فروش ها داشتند و بالغ بر 40% فروش کل بازار جهانی حراجی ها در اختیار این دو حراجی قرار داشت.
پنج حراجی بزرگ دنیا که به تنهایی بیش ازنصف فروش بازار حراجی ها را در اختیار داشتند عبارتند از:کرسیتیز،ساتبیز،حراجی پُلی،فیلیپس و چاینا گاردین.
این گزارش، اطلاعاتِ حراجی ها را از جزئیات ثبت آثار براساس سیستم “بلاک چِین ” در دفتر ثبت حراجی آرتوری و ناظر بازار هنر آرترون، که داده های حراجی های چین بهمراه بیش از پانصد حراجی دیگر در تمام دنیا را ثبت می کنند، گردآوری کرده است.
براین اساس ایالات متحده،بریتانیا و چین در سال 2018 بیش از 88درصد از بازار فروش آثار هنری را به خود اختصاص داده اند.
این سهم فروش نسبت به سال 2017 چهار درصد افزایش داشته است.

درحالی که حراجی ها در ایالات متحده با 18درصد و  در بریتانیا با 15 درصد، رشد چشمگیری داشته اند،فروش حراجی ها در چین به میزان 9درصد افت داشته است.
6 درصد در سرتاسر چین و 22 درصد در هنگ کنگ کاهش داشته اند ولی با این وجود چین کماکان بازار دوم هنر از نظر حجم حراجی ها است.

ایالات متحده بازار غالب خود را  با 44 درصد از کل بازار جهانی هنر در سال 2018 کماکان تثبیت نموده و در رتبه های بعدی، بریتانیا با 21 درصد و چین با 19 درصد قرار دارند.
اتحادیه اروپا در روندی نزولی از 24 درصد سهم از بازار جهانی هنر در سال 2008 به  8 درصد در سال 2018 رسیده است.

خانم مک اندرو عقیده دارد:طی ده سال اخیر جامعه چین،نوعی جنون خرید برای آثار هنری را تجربه کرده است و به نظر می رسد زمان فروکش کردن آن فرا رسیده است.  

او معتقد است:  بازار هنر چین به عوامل متعددی بستگی دارد،به نوع حرکت روبه جلو بازارهای جهانی وثبات اقتصادی چین که به نتیجه گیری برای خرید و فروش یا عدم مبادله بیانجامد.


براساس این گزارش،  در سال 2017 بازار چین که پس از بازار ایالات متحده رتبه دوم بازار جهانی را داشت با افت فروش در حراجی هنگ کنگ، جای خودش را به بریتانیا داد و به رتبه سوم سقوط کرد. 


بازار گالری های آنلاین و بازار عتیقه جات سال درخشانی را پشت سرگذاشتند و با 11 درصد رشد نسبت به سال 2017 به مبلغ 6 میلیارد دلار رسید و  جهشی خوب را تجربه کرد.
مک آندرو انتظار دارد که  حراجی های بزرگ توجه بیشتری نسبت به فروش آثار کلکسیونی خود در گالری های آنلاین داشته باشند.  

گزارش مک آندرو همچنین بر تفکیک جنسیتی بازار هنر در سال 2018 تمرکز دارد.
او با همکاری “تیلور ویتن براون” از مجله آرتسی و دسترسی به داده های سال گذشته، دریافت که ارائه آثار هنرمندان زن در گالری های بزرگ درصد قابل ملاحظه  کمتری نسبت به ارائه آثارشان در گالری های متوسط یا کوچکتر داشته اند.


درصد ارائه آثار هنرمندان زن در گالری هایی با درآمد متوسط زیر 1 میلیون دلار در سال، 38% و این درصد برای گالری ها با درآمد بیش از 10 میلیون دلار به 28% تقلیل پیدا می کند.
مک آندرو افزود:چرایی این مسئله و دلیل این تعصب از مدت مدیدی است که بی پاسخ مانده است.
خانم مک اندرو می گوید:مسئله، کمبود هنرمندان زن یا کم کاری هنرمندان زن نیست،چون هم هنرمندان زن به قدر کفایت و هم تنوع کاری زیادی در آثار آنها وجود دارد.این اتفاقی است که در طول تارخ رخ داده است.
“به عنوان یه مادر شاغل در یک عرصه ی متفاوت کاری،فکر نمیکنم بتوانید به من بگویید دلیل کنار گذاشتن زنان در عرصه هنر،داشتن فرزندان و وظیفه نگهداری از آنان است.
این قطعا یک حرف بی معنی است”
شاید یک دلیل قوی،این باشد که فقط 25% خریداران زن هستند و به همراه کلکسیونرهای زن، تنها یک سوم از بازار خریداران را تشکیل می دهند و این در عین حال که فرصتی برای گالری هاست،میتواند به چالش هم برای آنان بدل شود.
گالری های بزرگ غربی، واقعا نیازمند خریداران جدید و سرمایه گذاران نو در این عرصه برای دمیده شدن جانی تازه در کالبد اقتصاد هنر هستند.
محدودیت هایی هم وجود دارد که می توان با بازگشایی شعبه هایی از گالری های بزرگ و حراجی ها در مناطق مختلف به حل این قضیه کمک کرد،سرمایه گذاری در حوزه های جدید و گسترش کانال های جدید فروش مانند تجارت الکترونیک می توانند راهکارهای مفیدی باشند.

بهرحال علیرغم چالش های کوتاه مدت، تجارت هنر از تصویر اقتصاد کلان می آید که خوش بینی زیادی نسبت به آینده بازار هنر وجود دارد.

تصویر:زنی در حال نگریستن به اثر دیوید هاکنی به اسم”پرتره هنرمند(استخر با دو شکل) در حراجی کریسیتیز،نیویورک،2018.

عکس از تیموتی کلاری
getty images.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)