یک حکومتِ دیکتاتوری  می کوشد تا هر اندازه که می تواند  آموزشِ کودکان و جوانان را کـُنترل کند. چون  یک دیکتاتوری همواره از آینده در هراس است.

یک دیکتاتوری  مانندِ جمهوریِ اسلامی  که  با آرزوهایِ  واپسگرایانه ی آخوندهایی، پاگرفته است که قرن ها با بهره بردن از باورهایِ دینیِ مردمِ ایران از خُمس و زکات و نذرهایِ مردمِ ایران  زندگی را گذرانده اند و پس از به حکومت رسیدن از فروشِ نفت زندگی هایی تا حدِّ ممکن شاهانه، برای خودشان و همراهانشان سامان داده اند، هم  مردمِ ایران را هرچه ضعیفتر می خواهند و هم پیشرفت در اساس با هرگونه تفکـّرِ آخوندی که از آگاهی مردمی که دارای اش را تاراج می کند، دائم در ترس و نگرانی است، در جنگ است.جمهوریِ اسلامی  با کنترلِ هرگونه آموزش و محدود کردنِ مدرسه و دانشگاه و پایگاه های آموزشیِ دیگر، می خواهد  پایه ی دستیابی به آگاهی را که تا حدودِ زیادی در گروی سواد است، کاملن در اختیار داشته باشد که هم حدودِ پیشرفت را کنترل کند و هم نسلِ آینده را تا می تواند وابسته، حرف شنویِ حکومت یا دستِ کم با فکرهایی خُنثا و بی خطر به بار بیاورد. نگرانِ پول نیست، پیشرفت نابودیِ آن است و از آگاهی و نقد وحشت دارد.

هرکس می تواند  کتاب ها و روندِ آموزشِ فرزندان یا کودکانِ نزدیکش و همچنین درس هایِ رشته ی دانشگاهی اش را با دقّت بررسی کند و ببیند که بخش هایی از این درس ها، آموزش و پرورشِ وابستگی به حکومت است و بخشِ زیادی هم درس هایی هستند که از دانشِ روز دنیا بسیار پَس مانده اند یا به هیچ دردی نمی خورند. بیشترِ آموزش در ایران صرفِ هدر دادن پول و وقت و زندگی مردم می شود. روشن است که روشِ حکومتی که امنیت آن در گرویِ ناآگاهیِ نسلِ آینده است با سازماندهیِ خرابی در آموزش، جامعه و کشوری مانندِ ایران تا چه اندازه از از پیشرفت باز می دارد و کشور چه درآمدهایِ ممکنی را از دست می دهد امّا رهبران و دست اندرکارانِ جمهوریِ اسلامی با درآمدی که از فروشِ نفت کسب می کنند، نه تنها نگران فقرِ مردم  نیستند بلکه گرفتاری های فقر در چنین شرایطِ آموزشی، مردم ایران را از خبرها و آگاهیِ روزِ دنیا  هرچه دورتر می کند، که نه تنها بیمی برایِ رهبرانِ جمهوریِ اسلامی نیست  بلکه دلخواهِ آنها است چون آنها همه  بر خطایند و هرگونه ناتوانیِ مردمِ ایران و همچنین ناتوانی در هرگونه پُرسش، آخوندها را که  با آنهمه دروغ توانِ پاسخگویی ندارند، در آرامش می دارد و ترس هایِشان  را کمتر می کند . از پیشرفت باز ماندنِ ایران، ایران را به کشوری در همه چیز نیاز مندِ کشورهایِ دیگر، تبدیل کرده که این نیز برایِ کشورهایی که  برخی از ابتدایی ترین چیزها را به ایران صادر می کنند، گـُوارا است.

ناکامیِ کشوری مانندِ ایران که رهبرانِ آن میلیاردها تومان از پولِ کشور را استفاده می کنند تا با برپاییِ مدرسه و دانشگاهی بی خطر، دوامِ آینده ی فساد و عِیش و آرزوهایِ شاهانه شان را تَضمین کنند، همه ی ماجرا نیست و این دیدگاه و روشِ حکومت به خراب کردن آموزش در این کشور به بازماندن از پیشرفت و توسعه و عَجزِ کشور از ساختنِ ساده ترین چیزها ، محدود نمی شود و ایران با همه ی سازمان های حمل و نقل،هواپیمایی، صنعتِ مونتاژ، بهداشت و درمان، ورزش، کشاورزی، آب و برق، حتّا همان نفتی که حکومت آنهمه به آن نیازمند است و هر سازمان دیگرش که از پیش داشته، روز به روز خراب تر می شود. ویرانیِ هرگونه آموزش  در کنارِ فقر و گرفتاری هایِ نابودگرِ زندگی در ایران  نیازِ اصلیِ امنیتِ دیکتاتوریِ واپسگرایِ جمهوریِ اسلامیاست چون تکرارِ خرابی هایِ خیابان ، سازه هایِ شهری و ابزارهایِ زندگیِ روزمرّه از اتومبیل هایِ مونتاژی تا وسایلِ خانه و ظروفِ آشپزخانه و هر وسیله ی دیگر، در کنارِ سانسورِ خبری و تاریک کردن ِچشم هایِ مردم، این روند را برایِ بیشترِ مردم، عادّی می کند و تلاشِ دیگر نیروهایِ امنیتیِ نظام در کنارِ آنهمه شُعار و حرف و دروغِ  سازَندگی، همواره،عادّی ماندنِ اینهمه خرابی ِ ایران ، در چشم و گوش و فکرِ مردم ایران است.  اینهمه خرابی که روشِ  حکومتیِ  جمهوریِ اسلامیِ  آخوندها و آدم هایشان بوده در حالِ ویرانیِ همه چیز و همچنین  ویرانیِ نسلِ نو و آینده ی ایران  است که با چاشنیِ انواعِ اعتیاد، هر روز،  بسیاری از انسان ها و همه چیز را در ایران   به نابودی نزدیک تر می کند.

 امیر سارم

: کانالِ تلگرامhttps://t.me/amirsarempoems

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)