یک نظامِ دیکتاتوری از هر چیزی که می کوشد تا محدود کند، می ترسد.


یک نظامِ دیکتاتوری در سده ی بیست و یکمِ میلادی/ سده ی چهاردهمِ هجری، در کنارِ محدودیت هایی که در پوشش، دادخواهی، انتخاب و آگاهی، برای در اختیار داشتنِ مردم تعیین می کند، می کوشد با گسترشِ فقر، مُشکل هایِ گوناگونِ آموزشی معنوی درمانی ترافیکِ شهری و هر ساز و کارِ اجتماعیِ دیگر وهمچنین سانسورِ تا حدِّ ممکن دسترسیِ آگاهی و اخبار و گسترشِ انواعِ اعتیاد ، مردم را آنچنان تحتِ فشار و اضطراب نگه دارد که مردمِ تحتِ اختیارش از هر گونه فکر کردن تا حدِّ ممکن، ناتوان شوند. با اینکه بَقایِ دیکتاتوری به نا آگاهیِ و تحتِ فشار بودن مردم است امّا اگر فشارِ زندگیِ روزمرّه از حدّی معیّن، گذر کند، انسان ها بر پایه ی ویژگی هایِ زیستیِ خود تاب نمی آورند و با هر روشی که بتوانند بر نظامِ دیکتاتوری می شورند و نظمِ محدودیت های دیکتاتوری را بر هم می زنند و اگر انرژی آزاد شده در شورش کافی باشد، نظامِ دیکتاتوری سرنگون می شود.

بنابراین، با اینکه فشارِ زندگیِ روزمرّه و ناتوانیِ مردم برایِ ماندگاریِ نظامِ دیکتاتوری، لازم است، رهبران و دست اندر کارانِ دیکتاتوری می کوشند تا فشار زندگی و مشکل هایِ زندگیِ مردم از حدّی مشخّص، فراتر نرود تا مردمی که تا اندازه ای به فشارِ زندگی، عادت کرده اند، با افزایشِ اضطرابِ زندگی، دیکتاتوری را برهم نزنند. و اگر در جای جایِ نظامِ دیکتاتوری، مثلن در کارخانه یا دانشگاه، یک شورش پدید می آید، دقیقن همان جایی است که دیکتاتوری ،حدِّ کنترلِ فشارِ فکری و کنترل ترس بر مردم را از دست داده، و آن گروه از مردم]آنجا، بر نظام شوریده اند. با کم شدن سرمایه و پولِ نظامِ دیکتاتوری و در پیِ آن ناتوانی در پرداختِ هزینه هایِ ابزارهایِ سرکوب، کنترل و محدودیّت و همچنین ناتوانی در تامین نیازهایِ ابتداییِ زندگی مردم ، توانِ نظامِ دیکتاتوری در کنترلِ ترس و اضطرابِ زندگی مردم تا نرسیدن به حدِّ شورش، بسیار کمتر می شود و از آنجا که اراده ی شُمارِ بزرگی از مردم می تواند هر دیکتاتوری را سرنگون کند، ترس های نظامِ دیکتاتوری از بیداریِ مردم، تبدیل به وحشتِ نظامِ دیکتاتوری می شود و نظامِ دیکتاتوری در برنامه ریزی برایِ سرکوب وسازماندهیِ اضطراب، بازهم سردرگُم تر و ناتوان تر می شود.

روشن است که حدِّ صبر حوصله ی ملّت هایِ گوناگون بر اساسِ سرگذشتِ تاریخی شان و رنج هایِ تاریخی شان، هم اندازه نیست و مثلن اگر در سوییس پنج درجه فشار سیستمِ اداره ی حکومت را دگرگون می کند یا در ونزوئلا، پنجاه درجه فشار، مردم را به سرنگونیِ نظام می خواند، در ایران صد درجه از فشار مردم را به شورش دعوت خواهد کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)