شکنجه و تو چه می دانی شکنجه چیست؟
محمد شوری

@shoorijezehmohammad
شکنجه منفورترین واژه ی تاریخ بشری ست که در زمان متحول شد تا برای رسیدن به اهداف وسیله شود!

بازتاب رسانه ای افشاگری”اسماعیل بخشی”(فعال کارگری شرکت نیشکرهفت تپه)ازشکنجه ی خود،بار دیگر افکار عمومی را قلقلک داد.

و در ادامه ی آن،نمایش تلویزیونی طراحان”طراحی سوخته” ی بازجویان سلطنت فقیه(همان هایی که ری شهری اولین وزیر “واجا” در کتاب خاطرات سیاسی خود آنها را مترادف خداواسلام دانست)در صداوسیمای میلی جمهوری آخوندی ولایت فقیه،تداعی کننده و تکرار اقاریر زندانیان دهه ی 60 است؛با این تفاوت که آنها یا در گمنامی مردند؛و یاماندند ودرمانده از این و رانده شده از آن(باصطلاح خودی ها)،و دربایکوت مدافعین باصطلاح حقوق بشر، که تحت لوای انواع سازمانها،نهادها وN.G..Oها، از بدون مرزش بگیر تابرپایی دادگاه‌ها وکنفرانس ها در عصر تکنولوژی (ماهواره،اینترنت وموبایل)که سرعتش مثل نور اشاره ها را نیزبه سمع و دیده ی افکارعمومی می رساند شکنجه سفید و پنهان و آزاردهنده ای را تحمل کرده ومی کنند!

وچه شکنجه ای بالاترازاین که شکنجه گران جانی بتوانندآنرابوسیله ی باصطلاح خودی هاانجامش دهند!

شکنجه”وماادریک”شکنجه؟وتوچه می دانی شکنجه چیست؟!

شکنجه انواع بسیارداردکه همه ی آن بکارمانمی آید.وازاین همه 3نوع شکنجه مثل3ضلع یک مثلث(که در فضایش بی نهایت شکنجه هست وخلق می شود) وجودداردکه بیدادگران ظالم تاریخ آن راوسیله ی استمرار و ادامه‌ی خود می کنند.

یک ضلع این مثلث،شکنجه ی جسمی ست؛ می زنند تابه حرفی که می خواهند برسند؛که در جمهوری سلطنتی فقیه نامش تعزیراست.

وضلع دیگرآن،شکنجه روحی ست:

بی خوابی دادن.

انفرادی های طولانی و بدون داشتن کتاب.

هواخوری دریک سلول بزرگتربادیواری سیمانی وبلند که فقط سقف ندارد.

هم سلولی باچندنفردیگردریک سلول بسیارکوچک که حتی نمی توانی پایت رادراز کنی.

گذاشتن دروبیk و شنود مخفی.

هم سلولی بازندانیانی که ازسنخ تو نیستند.جانیان آدم کش،سارقین حرفه ای وقاچاقچیان موادمخدر.

حبس طولانی درتابوت؛بخصوص پیش از ملاقات باخانواده ی خود.

روشن بودن دائمی یک لامپ که ازسقف آویزان است وسلولی که اصلانورآفتابی برآن نمی تابد؛وندیدن آفتاب درماه های طولانی.

نداشتن تغذیه ی مناسب وشام ونهار و صبحانه ی کافی وگرسنگی دادن به زندانی؛ وکثیف وغیربهداشتی بودن آب آشامیدنی و ظروف غذا.

نبردن طولانی زندانی به دستشویی(توالت)و حمام.

بودن توالت دریک سلول کوچک به همراه چندزندانی دیگر.

ماه ها بلاتکلیفی وزیرتیغ بازجویی بودن.

نداشتن وکیل؛یاوکیل دلخواه.

خوراندن قرص های توهّم زا و روانگردان به زندانی ازراه های مختلف.

زدن حرف های رکیک به متهم توسط بازجو.

تحمیل کردن اتهامات غیراخلاقی وجنسی به متهم.

گذاشتن اسلحه بر شقیقه برای حرف کشیدن.

بستن دست و پای زندانی بر روی تخت و فرود آوردن شلاق سیمی دراطراف زندانی.
جنگ روانی وشانتاژو بکارگیری وسایل غیراخلاقی برای رام شدن ومطیع کردن وباصطلاح بُریدن زندانی.

و همه ی اینها با چشم بندی ست که همیشه بر چشم زندانی گذاشته اند انجام می شود.و…

وضلع سوم این مثلث که شکنجه ای ست دردناک تر از آن دوضلع دیگر؛ بوسیله خودی هایی انجام می شود که خواسته و ناخواسته وجه المصالحه ی بازجویان ونیروهای امنیتی شده که یاازراه فریب ویا بخاطرجهل قاصروحماقت،ویافشار و یا تطمیع و یا بُزدلی وترس وبهره بردن از رانت اهدایی،به خودی ها و حتی نزدیکان زندانی تحمیل می شود.

این خودی ها گاه هم سلولی های زندانی،هم پرونده ای وهم بندی زندانی هستند،که زندانی تاحدودی آنهارا می شناسد وگاه اصلانمی شناسد وگاه زندانی هم بند یک زندانی مشهور و معروف است و زندانی زود فریب نیرنگ آنها را می خورد. باشما دریک سلول وبند قرار می گیردو در راستای به سرانجام رسانی پروژه‌ی بازجو،باآن همکاری می کندتاازاین طریق پلشتی وپلیدی وزشتی خودراکه بدلیل بی بُته وخالی بودن درون_که آنی در زندان عیان شده و وسیله‌ی باج خواهی بازجو شده است_بخواهد بدین وسیله و با این همکاری مخفی نگاه دارد!

وگاه و بخش مهم تراین شکنجه،شکنجه ای ست که بوسیله ی خودی هایی انجام می گیردکه بیرون اززندان هستند وپس از آزادی صورت می گیردوگاه تامدتها دامن زندانی رامی گیردو آنگاه که شنود و استراق سمع نیز در کار باشد،شدّت این شکنجه روانی دوصدچندان شده و اگربه آن واقف نباشی و برآن مسلط نشوی و یانتوانی آنرامدیریت کنی پایت به آسایشگاه های روانی هم می کشد.

بخش دیگراین شکنجه روحی آنجا چهره ی نفاق و کریه خود راعلنی می کند که مدعیان حفوق بشرآلت دست می شوند.

این افرادگاه یا تربیت می شوندو صادر؛تا از طریق آنهاموضوعات پیرامونی در رسانه های بین المللی هدایت و مهندسی شود.که گاه برخی از این افراد خود عمری را دربندسلول وشکنجه سپری کرده اند و اینک خلاص شده اندو شاید بدلیل آتوهایی که نزدبازجو دارند و یا از همان زندان بدلیل ضعف هایی که داشته اندبه استخدام درآمده اند وشرط خلاصی شان هم ادامه ی همکاری وسکوت دربیرون اززندان برای آنچه آنهامی خواهنداست.

انحصاری شدن نهادهای حقوق بشری تحت عناوین مختلف که گاه اداره کننده های آنها،خود عامل مستقیم و غیرمستقیم وغیروابسته هستند و یا بعدا می شوند. یعنی فعل فاعلی را به سرانجام می رسانند که سرنخ آن نهادهای امنیتی ست وآنها تنها مجری بوده و از خود اراده ای ندارند.

یا بخاطر طولانی شدن استمرار مسئولیت شان درآن نهاد و مقام (که همان ثبات فساد می آورد و برای امرار معیشت ویاهردلیلی دیگر)به خواسته ی نیروهای امنیتی تن داده و با در اختیارداشتن رسانه(مخصوصا رسانه های بزرگ وقابل دسترس همگانی) بخش بزرگی از زندانیان آزاردیده را بایکوت رسانه ای کنند تا اینگونه بخش مهم وبزرگی ازجنایات به کمک اینها پنهان بماند.

هم چنین با تاسیس رسانه ها وشبکه هایی و صدور برخی از زندانیان وباصطلاح شکنجه دیده شده ها در نقش اپوزیسیون، به خارج ازکشور وسپس سمپاشی سیستماتیک علیه همان آنها توسط خودشان دررسانه های داخلی برای مهم جلوه دادن آن ها تابا آگراندیسمان شدن ازآن رسانه وآن فرد شخصیت سازی شود و در اذهان وافکارعمومی به عنوان اپوزیسیون ونیروی مخالف و مدافع حقوق زندانی وبشر جا بیفتندو آنگاه از زبان آنها سخن خود را_آنهم در رسانه های باصطلاح مخالف_بیان کنند.

مثل گُنده کردن شبکه‌ی آمدنیوز؛که ساخته وپرداخته ی نهادهای امنیتی ست.که گاه یک زندانی ونیروی مخالف در داخل کشور با فردی در خارج از کشور(به هردلیل؛ سابقه‌ی دوستی و غیره)ارتباط برقرار می کند. واطلاعات و اخبار خود را در اختیار وی قرارمی دهد. واین درحالی ست که آن فرد در خارج ازکشور خود عامل نیروهای امنیتی در داخل است واینگونه آن زندانی و یامخالف داخلی دردام توطئه ساخته و پرداخته شده قرار می گیرد و همان گاه دلیل همکاری وتن دادن به برخی مسائل (ازجمله مصاحبه) می شود.

درپایان این یادداشت خاطرنشان می شودکه مصادیق وپیچیدگی های شکنجه _آنهم درعصرسرعت تکنولوژی_فراوان ترازآن است که به آن پرداخته شد و نویسنده خودیکباردرسال1365 و یکبار هم درسال1378 طعم سخت زندان و انفرادی های طولانی وآزارهای گوناگون و خصوصا شکنجه ی شنود_که تاهمین الان هم ادامه داشته ودارد_ را کشیده است ومی کشد.

امابه قول شاعر:

فواره چون بلند شود

سرنگون شود!

دوم بهمن1397

محمدشوری(نویسنده و روزنامه نگار)

منبع:پژواک ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)